Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
elevation of security
U
بالا بردن حاشیه امنیت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
buffer distance
U
حاشیه امنیت
minimum clearance
U
حداقل حاشیه امنیت بالای مانع
crest clearing graph
U
نمودار تعیین کمترین درجه مربوط به حاشیه امنیت مانع
overhead clearance
U
حاشیه امنیت بالای سر فاصله بالای سر
DES
U
استاندارد دولت آمریکا برای سیستم رمز بلاک داده با امنیت بالا. مقایسه با # Public Key #
crest clearing
U
محوطه تامین بالای مانع حاشیه امنیت بالای مانع
upped
U
بالا بردن
raise
U
بالا بردن
promoting
U
بالا بردن
promotes
U
بالا بردن
promoted
U
بالا بردن
promote
U
بالا بردن
elevating
U
بالا بردن
elevates
U
بالا بردن
elevate
U
بالا بردن
hoisted
U
بالا بردن
jack up
U
بالا بردن
raises
U
بالا بردن
raise of loom
U
بالا بردن
uprear
U
بالا بردن
up
U
بالا بردن
upraise
U
بالا بردن
upgrade
U
بالا بردن
jack
U
بالا بردن
hoist
U
بالا بردن
upping
U
بالا بردن
jacks
U
بالا بردن
uplifts
U
بالا بردن
uplift
U
بالا بردن
upgrading
U
بالا بردن
ante
U
: بالا بردن
upgrades
U
بالا بردن
lift
U
بالا بردن
upgraded
U
بالا بردن
lifted
U
بالا بردن
lifting
U
بالا بردن
lifts
U
بالا بردن
hoists
U
بالا بردن
tweak
U
بالا بردن
tweaking
U
بالا بردن
rallied
U
بالا بردن قی مت
rallies
U
بالا بردن قی مت
rally
U
بالا بردن قی مت
tweaks
U
بالا بردن
tweaked
U
بالا بردن
rosette border
U
حاشیه گل و بوته
[اینگونه حاشیه ها هم بوصرت کاملا متقارن با استفاده از گل های باز شده بزرگ و کوچک و هم بصورت پیچشی قسمت حاشیه را تزئین می کند.]
hoists
U
عمل بالا بردن
flag hoist
U
بالا بردن پرچم
hoisted
U
عمل بالا بردن
elevation
U
بالا بردن لوله
hoisted
U
افراشتن بالا بردن
hoist
U
افراشتن بالا بردن
hoists
U
افراشتن بالا بردن
set sail
U
بالا بردن بادبان
raise
U
بالا بردن دستمزد
elevations
U
بالا بردن لوله
raises
U
بالا بردن دستمزد
casual uplift
U
بالا بردن موقتی
to further sales
U
فروش را بالا بردن
hoist
U
عمل بالا بردن
elate
U
بالا بردن محفوظ کردن
ramps
U
بالا بردن یاپایین اوردن
jigging
U
بالا و پایین بردن طعمه در اب
ramp
U
بالا بردن یاپایین اوردن
bilge
U
بالا بردن فشار داخل خن
top up
U
بالا بردن بوم جرثقیل
screw up
U
زیاد بالا بردن اجاره
high stick
U
بالا بردن غیرمجاز چوب
top-up
U
بالا بردن بوم جرثقیل
top-ups
U
بالا بردن بوم جرثقیل
build-ups
U
بالا بردن توان رزمی نیروها
build-up
U
بالا بردن توان رزمی نیروها
build up
U
بالا بردن توان رزمی نیروها
equity financing
U
بالا بردن یا ایجاد سرمایه بافروش سهام
sky
U
زیاد بالا بردن توپ هوایی زدن
skies
U
زیاد بالا بردن توپ هوایی زدن
inflating
U
پراز گاز کردن زیاد بالا بردن مغرورکردن
extensive cultivation
U
بالا بردن مقدارمحصول کشاورزی از طریق استفاده از زمین
inflates
U
پراز گاز کردن زیاد بالا بردن مغرورکردن
inflate
U
پراز گاز کردن زیاد بالا بردن مغرورکردن
halliard
U
طناب ویژه بالا و پایین بردن بادبان یاپرچم
stakhnovism
U
افزایش تولیداز طریق بالا بردن کمیت تولیدهر کارگر
to beg
[of a dog holding up front paws]
U
التماس کردن
[سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
to sit up and beg
U
التماس کردن
[سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
dapping
U
نوعی صید ماهی با بالا وپایین بردن طعمه تا مماس اب شود
mirror writing shadow reading
U
کامپیوتر میزبان با دو دیسک فیزیکی برای بالا بردن سرعت دسترسی
lifts
U
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lift
U
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifting
U
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifted
U
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
Zipper selvage
U
حاشیه زیپ شکل
[در مناطق کرد نشین شرق ترکیه عده ای از بافندگان حاشیه های فرش خود را بصورت دندانه زیپ می بافند بطوری که کل حاشیه شکل یک زیپ بسته را نشان می دهد.]
minor border
U
حاشیه فرعی
[حاشیه کناری]
[این طرح بصورت نواری باریک در کنار حاشیه اصلی قرار دارد و تعداد آن بستگی به محل بافت و نوع طرح متفاوت است. معمولا بین دو تا هشت عدد متغیر است.]
put option
U
خیار بایع در مورد بالا بردن قیمت قبل از تسلیم مبیع ارزش پول تنزل کند
place utility
U
استفاده فیزیکی یا وضعی حالتی که موسسه تولیدی جهت بالا بردن سود خودحمل و نقل محصولش را نیزبر عهده بگیرد
elvate
U
بالا بردن بالابردن لوله حرکت دادن لوله جنگ افزار در برد
mark up
U
نرخ فروش را بالا بردن افزایش نرخ اجناس
customized
U
فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customised
U
فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customize
U
فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customises
U
فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customising
U
فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customizing
U
فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customizes
U
فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
peripheral slots
U
شکافهای خالی که دربعضی کامپیوترها قرار دارندتا کارتهای مدار چاپی بتوانندبرای بالا بردن قابلیتهای سیستم بدون اصلاح سخت افزار مجهز شوند
Kufic border
U
حاشیه کوفی
[این نوع حاشیه بافی دیگر کمتر رایج بوده و اقتباسی است از خط کوفی]
ragged
U
متن چاپ شده با حاشیه سمت راست هم سطح و حاشیه سمت چپ غیر مسط ح
ragged
U
متن چاپ شده با حاشیه سمت چپ هم سطح , حاشیه سمت راست غیر مسط ح
friezes
U
حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه
frieze
U
حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه
turtle border
U
حاشیه سماوری
[در بعضی از فرش های ساروق، هراتی و مناطق دیگر در حاشیه از طرححی سماور کل استفاده می کنند که عده ای آنرا شبیه لاک پشت نیز دانسته اند.]
antilift device
U
ماسوره ضد بلند کردن مین ماسوره ضد بالا بردن مین
cloud band border
[حاشیه ترکیبی از شکل نعل اسب و ابر آسمان بصورت امواج و شکل اس لاتین که کل فضای حاشیه را پر می کند . این طرح در قالی بافته شده در قرن شانزدهم میلادی در ایران نیز مشاهده شده است.]
security
U
امنیت
safety
U
امنیت
peacefulness
U
امنیت
national security
U
امنیت ملی
security council
U
شورای امنیت
physical security
U
امنیت فیزیکی
buffer distance
U
محوطه امنیت
safety fork
U
دوشاخه امنیت
data security
U
امنیت داده ها
computer security
U
امنیت کامپیوتر
safety
U
امنیت محفوفیت
external security
U
امنیت خارجی
security service
U
اداره امنیت
security force
U
اداره امنیت
job security
U
امنیت شغلی
internal security
U
امنیت داخلی
security
U
اداره امنیت
angle of safety
U
زاویه امنیت
reciprocal border
U
حاشیه قرینه
[گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
area of uncertainity
U
محوطه عدم امنیت
to hunker down
U
در پی امنیت و آسایش بودن
healt and safety commision
U
کمیسیون سلامت و امنیت
flight clearance
U
تعیین امنیت پرواز
Department of Homeland Security
[DHS]
U
وزارتخانه امنیت کشور
pacific security pact
U
پیمان امنیت پاسفیک
software security
U
امنیت نرم افزاری
Herati border
U
طرح حاشیه هراتی
[این حاشیه یا با استفاده از گل های شاه عباسی و یا بصورت پیچشی از گل ها، شکوفه ها و پیچک های اسلیمی که برگ های شاه عباسی از آن آویزان شده اند جلوه گر شده.]
internal security
U
امنیت داخلی عملیات ضد شورشی
displacement
U
امنیت در آدرس اندیس دار
stability
U
امنیت داخلی ثبات سیاسی
gadroon
U
اشکال تزئینی محدب حاشیه بشقاب و فروف قدیمی اشکال تزئینی محدب حاشیه یقه
security council
U
شورای امنیت سازمان ملل متحد
margin
U
فضا یا زمان که به چیزی امکان امنیت میدهد
police action
U
عملیات انتظامی محلی برای حفظ امنیت
margins
U
فضا یا زمان که به چیزی امکان امنیت میدهد
imbibes
U
تحلیل بردن فرو بردن
to push out
U
پیش بردن جلو بردن
imbibing
U
تحلیل بردن فرو بردن
imbibe
U
تحلیل بردن فرو بردن
imbibed
U
تحلیل بردن فرو بردن
security specialist
U
فردی که مسئول امنیت فیزیکی مرکز کامپیوتر است
rainbow border
U
حاشیه رنگین کمان
[در فرش های چینی گاه در پایین فرش و گاه اطراف حاشیه فرش را با رنگ های مختلف تزئین می کنند که حالتی از رنگین کمان را نشان میدهد.]
spinwriter
U
چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
protect
U
که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
share
U
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
protects
U
که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
shares
U
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
protecting
U
که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
shared
U
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
British Standards Institute
U
سازمان انگلیسی که طراحی و امنیت استاندارهای انگلیس را بررسی میکند
trust territory
U
ناحیه تحت قیمومت شورای امنیت سازمان ملل متحد
masochism
U
لذت بردن از درد لذت بردن از جور وجفای معشوق یا معشوقه
vertically
U
از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
protect
U
یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
protecting
U
یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
protects
U
یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
unlawful assembly
U
در CL سه نفر یا بیشتر را گویند که به قصد ارتکاب اعمالی که مخل اسایش و امنیت جامعه است گرد هم ایند
security council
U
یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل که 11 عضودارد و وفیفه عمده ان حفظ صلح و امنیت جهانی است
the clouds above
ابرهای بالا یا بالا سر
pan-
U
در رهگیری هوایی بمعنی به گوش باشید پیام مهمی درمورد حفظ امنیت یک کشتی یاهواپیما یا شخص دارم
pan
U
در رهگیری هوایی بمعنی به گوش باشید پیام مهمی درمورد حفظ امنیت یک کشتی یاهواپیما یا شخص دارم
pans
U
در رهگیری هوایی بمعنی به گوش باشید پیام مهمی درمورد حفظ امنیت یک کشتی یاهواپیما یا شخص دارم
dat
U
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
tacit collusion
U
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
yalta conference
U
م تشکیل یک سازمان جهانی برای صلح و امنیت جهان تاکید و بر پارهای تصمیمات دیگر که قبلا" در منشوراتلانتیک به ان اشاره شده بودتاکید شد
junk
U
اطلاعات یا سخت افزاری که بی استفاده است یا از تاریخ گذشته است یا کار امنیت
inflight reliability
U
تامین هواپیما در حین پرواز امنیت پرواز
marginal
U
حاشیه
selvage
U
حاشیه
bordering
U
حاشیه زه
selvedge
U
حاشیه
fimbriation
U
حاشیه
skirter
U
حاشیه رو
marginally
U
در حاشیه
fringes
U
حاشیه
border
U
حاشیه زه
verges
U
حاشیه
border
U
حاشیه
frilling
U
حاشیه
fringe
U
حاشیه
bordered
U
حاشیه
verge
U
حاشیه
bordering
U
حاشیه
braid
U
حاشیه
braided
U
حاشیه
brink
U
حاشیه
brims
U
حاشیه
draft
U
حاشیه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com