English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 151 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
visit U بازدید دیدار
visited U بازدید دیدار
visits U بازدید دیدار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
physical inspection U بازدید سطحی از بدنه جنگ افزار یا وسیله بازدید بدنی بازدید تاسیسات
inspection arms U سلاح برای بازدید حاضر بازدید اسلحه اسلحه رابازدید کنید
visiting correspondent U نماینده بازدید کننده مجاز نماینده مجاز رسانههای گروهی برای بازدید از صحنه عملیات یا قسمتهای ارتشی
visitation U دیدار
interviewing U دیدار
interviewed U دیدار
interview U دیدار
visiter U دیدار گر
visitant U دیدار گر
interviews U دیدار
visitations U دیدار
meet U دیدار
meets U دیدار
drop in <idiom> U دیدار کوتاه
See you again . So long. U به امید دیدار
visitational U عیادت دیدار
visitable U دیدار پذیر
aurevior U بامید دیدار
sight seeing U دیدار منافر جالب
grudge U دیدار دو رغیب دیرین
grudges U دیدار دو رغیب دیرین
grudged U دیدار دو رغیب دیرین
reunion U بهم پیوستگی تجدید دیدار
to have an i. with any one U باکسی دیدار و گفتگو کردن
reunions U بهم پیوستگی تجدید دیدار
landfalls U دیدار خشکی املاک واراضی موروثی
landfall U دیدار خشکی املاک واراضی موروثی
I'm looking forward to seeing you again. U منتظر دیدار دوباره شما هستم.
I very much look forward to meeting you soon. U من خیلی مشتاقانه منتظر دیدار با شما به زودی هستم.
landfall n U دیدار خشکی زمینی که ناگهان بمیراث کسی دراید
groundhopper [British English] U طرفدار فوتبال که مرتب همه بازیهای دور [از خانه] تیم خود را دیدار میکند.
review U بازدید
reviewed U بازدید
examining U بازدید
reviewing U بازدید
inspection U بازدید
visits U بازدید
visited U بازدید
surveying U بازدید
visit U بازدید
revisions U بازدید
examines U بازدید
reviews U بازدید
examine U بازدید
revision U بازدید
control U بازدید
controlling U بازدید
reviewal U بازدید
controls U بازدید
examined U بازدید
inspection shaft U میله بازدید
boarding call U بازدید رسمی
barrier inspection U بازدید ازموانع
revisit U بازدید کردن
to return a visit U بازدید کردن
see over U بازدید کردن
inspection gallery U دالان بازدید
inspection well U چاه بازدید
home visit U بازدید خانواده
destination inspection U بازدید در مقصد
certificate of survey U گواهی بازدید
location survey U بازدید در محل
boarding call U دعوت به بازدید
man hole U چاهک بازدید
personnel monitoring U بازدید پرسنلی
reconnoiter U بازدید کردن
boarding visit U بازدید پس دادن
examining U بازدید کردن
revisited U بازدید کردن
reconnoitred U بازدید کردن
surveys U بازدید کردن
reconnoitre U بازدید کردن
reconnoiters U بازدید کردن
reconnoitering U بازدید کردن
reconnoitered U بازدید کردن
revisiting U بازدید کردن
examines U بازدید کردن
revisits U بازدید کردن
examined U بازدید کردن
examine U بازدید کردن
spot checks U بازدید در محل
spot check U بازدید در محل
surveyed U بازدید کردن
reconnoitres U بازدید کردن
survey U بازدید کردن
inspection U بازدید معاینه
visitors U بازدید کننده
visitor U بازدید کننده
reconnoitring U بازدید کردن
monitored U بازدید کار دستگاه
annual general inspection U بازدید عمومی سالیانه
to revisit an issue U مسئله ای را بازدید کردن
monitors U بازدید کار دستگاه
perambulation U دور زنی بازدید
monitor U بازدید کار دستگاه
reviews U بازدید انتقاد کردن
visit of courtesy U بازدید رسمی نظامی
drop by <idiom> U بازدید از کسی با جایی
to revisit the situation U وضعیتی را بازدید کردن
to rehash something U وضعیتی را بازدید کردن
afterflight inspection U بازدید بعد از پرواز
surveyed U بررسی کردن بازدید
barrier inspection U بازدید کنار جاده
reviewed U بازدید انتقاد کردن
check out equipment U وسایل بازدید محل
before flight inspection U بازدید قبل از پرواز
surveys U بررسی کردن بازدید
review U بازدید انتقاد کردن
official visit U بازدید رسمی فرمانده
visitors from abroad U بازدید کنندگان خارجی
survey U بررسی کردن بازدید
man hole U دهانه بازدید ادم رو
reviewing U بازدید انتقاد کردن
reconnaissance U بازدید مقدماتی اکتشاف
to revisit something U بازدید کردن چیزی [مجازی]
step in U بازدید مختصر وکوتاهی کردن
refer U مراجعه کردن بازدید مجدد
man hole U دریچه بازدید سوراخ ادم رو
inspection gallery U دالان بازرسی گالری بازدید
gam U گرد امدن بازدید کردن
referred U مراجعه کردن بازدید مجدد
refers U مراجعه کردن بازدید مجدد
visit and search U بازدید و تجسس کردن ناو
to revisit a subject of research U سوژه پژوهشی را دوباره بازدید کردن
check off list U برگ بازدید قسمتهای یک ناویا هواپیما
showdown U چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
showdowns U چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
to revisit a criminal case [judicial proceedings] U یک پرونده جنایی [رسیدگی قضائی] را بازدید کردن
muster roll U دفتر بازدید افسران وسربازان در یک یکان نظامی
saint U نوعی وسیله بازدید از وضع کار اقمار مصنوعی
saints U نوعی وسیله بازدید از وضع کار اقمار مصنوعی
rig the ship U فرمان ناو را برای بازدیداماده کنید اماده کردن ناوبرای بازدید
overhauled U سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhauls U سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhauling U سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhaul U سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
survey U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
reviewing U بازدید رسمی یاسان رسمی
review U بازدید رسمی یاسان رسمی
reviews U بازدید رسمی یاسان رسمی
reviewed U بازدید رسمی یاسان رسمی
check U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
checks U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
checked U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
inflight phase U مرحله بازدید حین پرواز مرحله عملیات حین پرواز
inspection U بازرسی بازدید کردن بازرسی کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com