English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
frontogenesis U ایجاد جبهه واحد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
polytonality U ایجاد چندلحن دران واحد
shock front U جبهه یا خط جبهه موج انفجار گلوله اتمی
huygen's principle U قانون عمومی مربوط به همه حرکتهای موجی : هر نقطه دلخواه در جبهه فاز یا جبهه موج میتواند خود منبع ثانویهای برای انتشار موجهای کروی باشد
composite video U واحد نمایش ویدیویی که یک سیگنال تصویری مرکب را می پذیرد و چندین رنگ یا سایه خاکستری ایجاد میکند
absolute system of units سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
frontages U ملوان جبهه جبهه
frontage U ملوان جبهه جبهه
rear echelon U قسمت عقب جبهه عقب جبهه
powered U واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
power U واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powers U واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powering U واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
knot U نات [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
ActiveX U سیستمی که توسط ماکروسافت ایجاد شده برای ایجاد و توزیع برنامههای کوچک
morpheme U واحد معنی دار لغوی کوچکترین واحد
cpu U واحد محاسبه و منط ق و واحد ورودی / خروجی
functional unit U واحد در حال کار واحد تابعی
fronting U جبهه
deploying U جبهه
sinciput U جبهه
front view U جبهه
deploys U جبهه
deploy U جبهه
flanking U جبهه
facade U جبهه
facades U جبهه
flanked U جبهه
vaward U جبهه
flank U جبهه
fanades U جبهه
front U جبهه
faces U جبهه
face U جبهه
knot U گره دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot U میل دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
line replacement U تعویض خط جبهه
warmfront U جبهه گرم
water front U جبهه رطوبتی
popular front U جبهه ملی
tympanon U جبهه کلیسا
tympanum U جبهه کلیسا
front lines U خط مقدم جبهه
wave front U جبهه موج
frontages U عرض جبهه
tympan U جبهه کلیسا
frontage U عرض جبهه
liner U سرباز خط جبهه
superficies U نما جبهه
split U از جبهه دورافتادن
fronting U جبهه هوا
front U جبهه هوا
out of line U خارج از خط جبهه
battle line U خط جبهه ناوها
lines U جبهه جنگ
penetration U نفوذ در جبهه
line U جبهه جنگ
liners U سرباز خط جبهه
popular front U جبهه خلق ملی
lateral control U کنترل در عرض جبهه
warm front U جبهه هوای گرم
warm fronts U جبهه هوای گرم
pockets U پیش رفتگی خط جبهه
pocket U پیش رفتگی خط جبهه
linesmen U سربازخط جبهه خط بان
linesman U سربازخط جبهه خط بان
front lines U خطوط جلو جبهه
in other sectors U در قسمتهای دیگر جبهه
cold fronts U جبهه هوای سرد
cold front U جبهه هوای سرد
fronting U منادی جبهه جنگ
front U منادی جبهه جنگ
wave front U جبهه امواج رادیویی
strongside U مربوط به جبهه قوی زمین
split end U گیرنده توپ در انتهای خط جبهه
limited objective U هدف نزدیک به جبهه دشمن
prevent defence U جبهه دفاعی با استفاده از نفراضافی
extended defense U پدافند در جبهه عریض به طور منطقهای
lateral U افقی راهرو زیرزمینی موازی جبهه
orthograph U تصویر جبهه ساختمان با خط ها و گوشههای راست
frontolysis U زدودن یا معدوم ساختن جبهه هوایی
split t U نوعی طرح تهاجمی شبیه به جبهه تی
stationary front U جبهه حد فاصل بین دو توده هوای راکد
rimrock U صخره پیش امده فلات بشکل جبهه عمودی
d , top concept U تدابیر مخصوص رساندن اماداز کارخانه یا سکو تا خط جبهه
guerillas U جنگجوی غیر منظم تیزیل عناصر خرابکار پشت جبهه دشمن
guerrilla U جنگجوی غیر منظم تیزیل عناصر خرابکار پشت جبهه دشمن
guerrillas U جنگجوی غیر منظم تیزیل عناصر خرابکار پشت جبهه دشمن
strong side U سمتی از زمین که در لحظه معین توپ انجاست سمت جبهه تهاجمی
military testament U وصیتنامه فرد نظامی در جبهه جنگ که مشمول قواعد وصیتنامههای عادی نمیباشد و بدون رعایت تشریفات قانونی معتبراست
front de liberation national U جبهه ازادی بخش ملی سازمان جنگجویان الجزایرکه در فاصله 4591 تا2691 برای پایان دادن به سلطه فرانسویان در الجزایر
sanctuaries U منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
sanctuary U منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
mach stem U جبهه موج حاصل از تلاقی موج برخوردی و منعکس
line replacement U یکان تعویض کننده یکان جبهه
penetration U نفوذ در جبهه دشمن داخل شدن درصفوف دشمن نفوذ در شبکه اطلاعات یااداری
d , top concept U تدابیر لازم برای رساندن سطح اماد سکو به سطح لازم در جبهه
pressure front U جبهه موج ضربتی ترکش گلوله اتمی میدان موج ضربتی
ones U واحد
one U واحد
singlets U خط واحد
measure U واحد
singlet U خط واحد
unit U واحد
unilinear U در یک خط واحد
units U واحد
at the same time U در ان واحد
monad U واحد
single U واحد
plank U واحد
univalent U واحد
modules U واحد
module U واحد
unitage U یک واحد
authorship U ایجاد
constructions U ایجاد
creations U ایجاد
creation U ایجاد
construction U ایجاد
create U ایجاد
bridging U ایجاد پل
development U ایجاد
creates U ایجاد
creating U ایجاد
production U ایجاد
productions U ایجاد
generations U ایجاد
generation U ایجاد
developments U ایجاد
origination U ایجاد
bar U واحد فشار
information unit U واحد اطلاعات
rad U یک واحد دوزاتمی
input block U واحد ورودی
bars U واحد فشار
ones U یک واحد یگانه
interlocking directorate U مدیریت واحد
logic unit U واحد منطقی
one U یک واحد یگانه
unity U شماره یک واحد
input unit U واحد ورودی
quarterstaff U واحد یموت
input unit U واحد اولیه
pounds U واحد وزن
repeating unit U واحد تکراری
single precision U دقت واحد
heat unit U واحد حرارت
single tax U مالیات واحد
data unit U واحد داده
data item U واحد داده
plants U واحد صنعتی
gusts U واحد چشایی
fuse element U واحد فیوز
gold standard U واحد طلا
gust U واحد چشایی
plant U واحد صنعتی
single density U با تراکم واحد
identity matrix U ماتریس واحد
imaginary unit U واحد موهومی
step U واحد مجزا
secondary unit U واحد فرعی
stepping U واحد مجزا
derived unit U واحد فرعی
fuse unit U واحد فیوز
datum U یک واحد داده
shipping unit U واحد حمل
henry U واحد خودالقایی
pounding U واحد وزن
object module U واحد مقصد
mpu U واحد میکروپروسسور
motor unit U واحد حرکتی
disk unit U واحد دیسک
fractions U 1-بخشی از یک واحد
fraction U 1-بخشی از یک واحد
disk unit U واحد گرده
efficiency unit U واحد کارایی
monomeric unit U واحد تکپار
monitor unit U واحد مبصر
monetary unit U واحد پول
display unit U واحد نمایشگر
physical unit U واحد فیزیکی
display unit U واحد نمایش
dust arrester U واحد گردگیری
driver unit U واحد محرک
object module U واحد مقصود
dyadic unit U واحد دو عضوی
output unite U واحد خروجی
peripheral unit U واحد جنبی
personality module U واحد شخصیت
phot U واحد روشنایی
monetary unit U واحد پولی
electrostatic unit U واحد الکترواستاتیک
ounces U واحد جرم
basis U قیمت واحد
phyton U واحد گیاهی
lambert U واحد روشنایی
processing unit U واحد پردازش
pound U واحد وزن
processing unit U واحد پردازنده
program module U واحد برنامه
pyramiding U مدیریت واحد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com