Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
transfer of training
U
انتقال اموزش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
armory training
U
اموزش جنگ افزارداری اموزش اسلحه سازی
reconditioning training
U
اموزش تجدید مهارت اموزش توجیهی
basic unit training
U
اموزش مقدماتی یکان اموزش مقدماتی واحد
advanced unit training
U
اموزش تکمیلی واحد اموزش تکمیلی یکان
indeterminate change of station
U
انتقال اجباری و موقتی انتقال پیش بینی شده
computer assisted instruction
U
اموزش به کمک کامپیوتر اموزش کامپیوتری دستورالعمل به کمک کامپیوتر
electronic funds transfer
U
انتقال الکترونیکی داده ها انتقال الکتریکی سرمایه ها
transfers
U
انتقال دادن نقل کردن انتقال
transferring
U
انتقال دادن نقل کردن انتقال
transfer
U
انتقال دادن نقل کردن انتقال
baseband transmission
U
روشی که برای بکارگیری انتقال سیگنالهای فرکانس پایین از میان کابل کواکسیال جهت انتقال داده در شبکه بامحلی با فاصله کوتاه
upload
U
انتقال یک کپی از یک برنامه انتقال داده از یک سیستم استفاده کننده به یک سیستم کامپیوتری راه دور
transfer processing
U
امور اداری نقل و انتقال وتسویه حساب با یکان اولیه برای انتقال به یکان دیگر
signaled
U
1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
signal
U
1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
xmodem
U
یک پروتکل انتقال فایل غیرهمزمان برای کامپیوترهای شخصی که انتقال سالم فایل ها را از طریق سیستم تلفن اسان تر می سازد
signalled
U
1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
transfer rate
U
نسبت انتقال سرعت انتقال
transfer ladle
U
کفچه انتقال چمچمه انتقال
negative acknowledgement
U
کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد
tutorial
U
اموزش
lore
U
اموزش
tutorials
U
اموزش
training
U
اموزش
instructions
U
اموزش
education
U
اموزش
instruction
U
اموزش
voluntary training
U
اموزش داوطلبانه
primary education
U
اموزش ابتدایی
unit training
U
اموزش یکان
religious instruction
U
اموزش دینی
concurrent training
U
اموزش همزمان
remedial instruction
U
اموزش ترمیمی
educable
U
اموزش پذیر
education center
U
مرکز اموزش
personnel training
U
اموزش کارکنان
reeducation
U
باز اموزش
computerized instruction
U
اموزش کامپیوتری
professional education
U
اموزش تخصصی
unit training
U
اموزش یکانی
coeducation
U
اموزش مختلط
program of instruction
U
برنامه اموزش
programmed instruction
U
اموزش برنامهای
trained
U
اموزش دادن
trains
U
اموزش دادن
compulsory education
U
اموزش اجباری
elementary education
U
اموزش ابتدایی
bowel training
U
اموزش دفع
vocational education
U
اموزش حرفهای
formal education
U
اموزش رسمی
general education
U
اموزش عمومی
educability
U
اموزش پذیری
reward training
U
اموزش با پاداش
sex education
U
اموزش جنسی
individualized instruction
U
اموزش انفرادی
informal education
U
اموزش غیررسمی
technical teaching
U
اموزش فنی
integrated training
U
اموزش توام
technical education
U
اموزش فنی
curriculum
U
اموزش برنامه
mass education
U
اموزش جمعی
mass education
U
اموزش همگانی
curriculums
U
اموزش برنامه
job training
U
اموزش شغلی
learning curve
U
منحنی اموزش
education
U
اموزش و پرورش
life long education
U
اموزش مداوم
higher education
U
اموزش عالی
tutoring
U
اموزش تک شاگردی
training circular
U
نشریه اموزش
military training
U
اموزش نظامی
training cycle
U
مرحله اموزش
teaching machine
U
ماشین اموزش
school center
U
مرکز اموزش
basic training
U
اموزش مقدماتی
train
U
اموزش دادن
training center
U
مرکز اموزش
hypnopedia
U
اموزش با هیپنوتیسم
secondary education
U
اموزش متوسطه
moral education
U
اموزش اخلاقی
annual training
U
اموزش سالیانه
training program
U
برنامه اموزش
training
U
اموزش دادن
pedagogical teaching
U
اموزش مطابق فن تعلیم
pedagogical
U
وابسته بعلم اموزش
educationists
U
متخصص اموزش و پرورش
educationalists
U
کارشناس اموزش و پرورش
educationalist
U
کارشناس اموزش و پرورش
pedagogic
U
وابسته به اموزش وپرورش
educationist
U
کارشناس اموزش و پرورش
educationists
U
کارشناس اموزش و پرورش
educationist
U
متخصص اموزش و پرورش
pedagogically
U
مطابق علم اموزش
discovery teaching method
U
روش اموزش اکتشافی
special education
U
اموزش و پرورش استثنایی
army training program
U
برنامه اموزش نظامی
educational
U
مربوط به اموزش و پرورش
school
U
مرکز اموزش نظامی
active duty for training
U
اموزش زیر پرچم
pamphlets
U
نشریه اموزش و فنی
pamphlet
U
نشریه اموزش و فنی
in serving training
U
اموزش ضمن خدمت
schools
U
مرکز اموزش نظامی
audio visual
U
اموزش سمعی وبصری
audio-visual
U
اموزش سمعی وبصری
refresher course
U
دوره اموزش یک ماهه
refresher courses
U
دوره اموزش یک ماهه
reserve center
U
مرکز اموزش احتیاط
basic combat training
U
اموزش رزم مقدماتی
code training set
U
دستگاه اموزش مرس
coeducation
U
اموزش وپرورش مختلط
cbt
U
اموزش بر پایه کامپیوتر
comparative education
U
اموزش و پرورش تطبیقی
on the job training
U
اموزش ضمن کار
project method
U
روش اموزش طرحی
graduate education
U
اموزش بعد از لیسانس
formal discipline
U
اموزش صورت گرا
nonformal education
U
اموزش غیر رسمی
advanced individual training
U
اموزش تکمیلی انفرادی
combat development
U
پیشرفت اموزش رزمی
trans shipment
U
انتقال بکشتی دیگر انتقال بنقلیه دیگر
assault courses
U
میدان اموزش عملیات هجومی
beatification
U
اموزش عمل تبرک کردن
toilet training
U
اموزش اداب توالت رفتن
army training program
U
برنامه اموزش نیروی زمینی
pedagogy
U
فن اموزش وپرورش کودک للگی
branch material curriculum
U
برنامه اموزش مراکزاموزش رستهای
computer augmented learning
U
بسط اموزش به کمک کامپیوتر
assault course
U
میدان اموزش عملیات هجومی
disciplinary training center
U
مرکز اموزش زندانیان نظامی
course
U
مسیر مسابقه دوره اموزش
coursed
U
مسیر مسابقه دوره اموزش
courses
U
مسیر مسابقه دوره اموزش
upbringing
U
روش اموزش و پرورش بچه
manual training
U
دوره اموزش هنرهای دستی
international council
U
شورای بین المللی کامپیوتر در اموزش
educable mentally retarded
U
عقب مانده ذهنی اموزش پذیر
cai
U
Instruction ComputerAssisted اموزش به کمک کامپیوتر
world conference of computer in educatio
U
کنفرانس بین المللی اموزش کامپیوتر
IrDA
U
روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
army training and evaluation program
U
برنامه اموزش و ارزیابی یکانهای نیروی زمینی
planit
U
زبان برنامه نویسی برای اموزش محاورهای
rehabilitation training center
U
مرکز اموزش بازاموزی زندانیان جنگی دشمن
instructions
U
راهنمایی دستورالعمل دادن تعلیم اموزش نظامی
instruction
U
راهنمایی دستورالعمل دادن تعلیم اموزش نظامی
catechetics
U
فن اموزش اصول دین بوسیله پرسش مسئله گویی
in house training
U
برنامهای برای اموزش افراددر سازمانی که در ان کارمی کنند
national educational computing conferenc
U
جلسه سالیانه فارغ التحصیلان علاقمند به استفاده کامپیوتر در اموزش
authors
U
CI یا اموزش توسط کامپیوتر میباشدافرادی که تهیه کننده دستورالعمل ها برای سیستمهای
hands-on
U
تعیین یک فعالیت یا اموزش که باعملکرد واقعی قطعهای ازسخت افزار درگیر است
probation
U
کاراموزی به سر بردن محکومین جوان در مراکز اموزش مخصوص کانون اصلاح و تربیت
hands on
U
تعیین یک فعالیت یا اموزش که باعملکرد واقعی قطعهای ازسخت افزار درگیر است
technical escort
U
پرسنل فنی متخصصی که همراه یک وسیله برای نصب یا اموزش یا کار انداختن ان حرکت می کنند
farmgate type operations
U
رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
liberal education
U
اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
general grant
U
کمک دولت مرکزی به مقامات محلی به عنوان مثال کمک به اموزش و پرورش استان
reeducate
U
دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
unbundled
U
اموزش و..... که مستقل از سخت افزارکامپیوتر توسط سازنده سخت افزاری فروخته میشود دسته نشده
glm
U
روش اموزش اسکی به بزرگسالان با اسکی کوتاه
combat developer
U
وسیله اموزش دهنده رزمی مربی رزمی
grenade court
U
میدان تیر یا میدان اموزش پرتاب نارنجک
trainers
U
وسیله اموزش دهنده وسیله کمک اموزشی
trainer
U
وسیله اموزش دهنده وسیله کمک اموزشی
attack teacher
U
وسیله اموزش عملیات ضدزیردریایی وانمودساز تک ضدزیردریایی
computer managed instruction
U
اموزش با مدیریت کامپیوتردستورالعمل با مدیریت کامپیوتر
transfer line
U
خط انتقال
conveyances
U
انتقال
shift
U
انتقال
negotiation
U
انتقال
negotiations
U
انتقال
shifts
U
انتقال
displacement
U
انتقال
shifted
U
انتقال
transference
U
انتقال
abaloenation
U
انتقال
conduction
U
انتقال
devolution
U
انتقال
marque
U
انتقال
transmission
U
انتقال
transmissions
U
انتقال
transfer
U
انتقال
shift
U
انتقال
move
U
انتقال
transfers
U
انتقال
transfer check
U
انتقال
assignment
U
انتقال
assignments
U
انتقال
mittimus
U
انتقال
transferring
U
انتقال
metabasis
U
انتقال
line shaft
U
انتقال
transter
U
انتقال
intuitions
U
انتقال
conductance
U
انتقال
turn over
U
انتقال
transitions
U
انتقال
transformation
U
انتقال
transmission line
U
خط انتقال
convey
U
انتقال
downloading
U
انتقال
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com