English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
mobility U انتقال اسان منابع تولید
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
xmodem U یک پروتکل انتقال فایل غیرهمزمان برای کامپیوترهای شخصی که انتقال سالم فایل ها را از طریق سیستم تلفن اسان تر می سازد
inputs U عوامل تولید منابع
production resource planning U برنامه ریزی منابع تولید
renewable resources U منابع تهی ناپذیر منابع تجدیدشدنی منابع قابل تجدید
signaled U 1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
signal U 1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
signalled U 1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
exhaustable resources U منابع پایان پذیر منابع طبیعی که میزان عرضه انها ثابت بوده و قابل جایگزینی نمیباشدمانند نفت سنگ اهن
indeterminate change of station U انتقال اجباری و موقتی انتقال پیش بینی شده
capacity cost U هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
electronic funds transfer U انتقال الکترونیکی داده ها انتقال الکتریکی سرمایه ها
embryophyte U گیاهی که تولید گیاهک تخم زانموده و درنتیجه تولید بافتهای اوندی مینماید
pilot line operation U کار تولید حداقل کالاهای نظامی فقط به منظور حفظ سیستم تولید
components U 1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
component U 1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
producer's goods U هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
transfer U انتقال دادن نقل کردن انتقال
transferring U انتقال دادن نقل کردن انتقال
transfers U انتقال دادن نقل کردن انتقال
seconding U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconds U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
second U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconded U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
baseband transmission U روشی که برای بکارگیری انتقال سیگنالهای فرکانس پایین از میان کابل کواکسیال جهت انتقال داده در شبکه بامحلی با فاصله کوتاه
euler theorem U در صورتی که تابع تولید همگن درجه یک باشد بر اساس قضیه اولر کل تولید مساوی مجموع پرداختی ها به عوامل تولیدمیباشد
production overheads U هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
easiest U اسان
facile U اسان
eath U اسان
easy U اسان
easygoing U اسان
simpler U اسان
simplest U اسان
degage U اسان
simple U اسان
cushy U اسان
potties U اسان
cushier U اسان
potty U اسان
cushiest U اسان
easier U اسان
duck soup U اسان
straightforward U اسان
transfer processing U امور اداری نقل و انتقال وتسویه حساب با یکان اولیه برای انتقال به یکان دیگر
upload U انتقال یک کپی از یک برنامه انتقال داده از یک سیستم استفاده کننده به یک سیستم کامپیوتری راه دور
increasing cost industry U حالتی است که چند موسسه به صنعت خاصی بپردازند ودر نتیجه محدودیت عوامل تولید و کمبود انها هزینه تولید بالا رود
transfer rate U نسبت انتقال سرعت انتقال
transfer ladle U کفچه انتقال چمچمه انتقال
facilitate U اسان کردن
lollipops U ضربه اسان
lollipop U ضربه اسان
facilitated U اسان کردن
permissiveness U اسان گیری
lenient U اسان گیر
facilitating U اسان کردن
facilitates U اسان کردن
easy U پاس اسان
to roll on U اسان رفتن
euthanasia U مرگ اسان
to sweep past U اسان رفتن
to roll by U اسان رفتن
to ease off U اسان شدن
easygoing U اسان گیر
permissive U اسان گیر
easier U پاس اسان
easiest U پاس اسان
soft loans U وام اسان
laxity U اسان گیری
light handed U اسان راحت
soft loan U وام اسان
glide U سریدن اسان رفتن
duck soup U کار اسان وسهل
glides U سریدن اسان رفتن
leniency U اسان گیری ارفاق
happy go lucky U اسان گذران بیمار
to take it easy U کار را اسان گرفتن
in orders to make it easiter U برای اسان تر کردن ان
royal road U اسان ترین راه
cushily U اسان وبی دردسر
glided U سریدن اسان رفتن
planar U روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
cost fraction U نتیجه مستقیم هزینههای مستقیم تولید یا خدمت به تعداد واحدهای تولید شده یاکمیت خدمات
derived demand U تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
declassified cost U هزینه کالای تولید شده که دران سهم هر یک از عوامل تولید مشخص شده باشد
laughter U مسابقه اسان برای بردن
kickable U اسان برای ضربه زدن با پا
it promisews to be easy U چنین مینماید که اسان است
it promisews to be easy U امید میرود اسان باشد
collars U کسب اسان امتیاز ضربه
collar U کسب اسان امتیاز ضربه
it is very easily done U بسیار اسان انجام میگیرد
in orders that it may beeasier U برای اینکه اسان تر شود
chippie U پرتاب اسان از زیر سبد
oem U شرکتی ه قط عاتی تولید میکند که بخشهای اصلی را تولید کنندههای دیگر ساخته اند و محصول را برای کاربر خاص ایجاد میکند
holeable U گوی اسان برای به سوراخ انداختن
pie alley U مسیر اسان برای گوی اندازی
nothing great is easy U هیچ کاری بزرگی اسان نیست
resources U منابع
sources U منابع
pick a cherry U ناتوانی در انداختن تمام میلههای اسان بولینگ
friendliness U میزان اسان بودن کار باکامپیوتر یا برنامه
mean U منابع درامد
human resources U منابع انسانی
resource deallocation U بازستانی منابع
complementary resources U منابع مکمل
meaner U منابع درامد
meanest U منابع درامد
sourcing U منابع یابی
sources law U منابع حقوق
control of resources U کنترل منابع
overhead U منابع حاشیهای
control of resources U نظارت بر منابع
fixed resources U منابع ثابت
allocation of resources U تخصیص منابع
natural resources U منابع طبیعی
fixed inputs U منابع ثابت
resource allocation U تخصیص منابع
resource sharing U اشتراک در منابع
natural sources U منابع طبیعی
unused resources U منابع بیکار
allotments U منابع اختصاصی
military resources U منابع نظامی
allotment U منابع اختصاصی
scarce resources U منابع کمیاب
resource endowment U منابع طبیعی
revenue sources U منابع درامد
economic resources U منابع اقتصادی
matrix U چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
matrixes U چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
negative acknowledgement U کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد
cheesecakes U مسیری در بولینگ که امتیازبه دست اوردن در ان اسان است
break the wind U در نتیجه کنارزدن هوا کارنفر پشت سر را اسان کردن
cheesecake U مسیری در بولینگ که امتیازبه دست اوردن در ان اسان است
efficient allocation of resources U تخصیص کارای منابع
conservation programs U برنامههای حفافت منابع
depletion U کاهش منابع طبیعی
misallocation of resources U تخصیص نادرست منابع
exhaustable resources U منابع تمام شدنی
conservationist U طرفدارحفظ منابع طبیعی
resources U منابع اماد ذخایر
unused resources U منابع استفاده نشده
conservation U حفظ منابع طبیعی
conservationists U طرفدارحفظ منابع طبیعی
nonrenewable resources U منابع تمام شدنی
hardware resources U منابع سخت افزاری
optimum allocation of resources U تخصیص مطلوب منابع
software resources U منابع نرم افزار
sourcing of suppliers U یافتن منابع فروش
economic mobilization U بسیج منابع اقتصادی باصرفه
gathered U دریافت داده از منابع مختلف
gather U دریافت داده از منابع مختلف
nonrenewable resources U منابع غیر قابل تجدید
water utilization project U پروژه بهره برداری از منابع اب
acceleration principle U یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
complexities U اندازه منابع سیستم در یک عمل یا کار
collection U عمل دریافت داده از منابع مختلف
complexity U اندازه منابع سیستم در یک عمل یا کار
irm U Resourese Informationمدیر منابع اطلاعاتی anager
collections U عمل دریافت داده از منابع مختلف
spermary U غده تولید کننده منی محل تولید منی
pedrail U اسباب خودکار برای اسان کردن حرکت ماشینهای سنگین در جادههای ناهموار
down line processor U پردازندهای که در ترمینال یک شبکه ارتباطات قرار دارد وانتقال داده را اسان میکند
babbles U اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
babbled U اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
babble U اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
To pool resources to gether . U کلیه منابع وامکانات موجود را یک کاسه کردن
resource U تقسیم منابع موجود در سیستم بین کارها
departmental LAN U چاپگرها و سایر منابع اشتراکی استفاده کنند
setup U توپ اسان برای برگرداندن وضع گویهایی که به اسانی می توان امتیاز بدست اورد
families U محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family U محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
dowse U پی بردن به وجوداب یا منابع دیگر زیرزمینی بوسیله گمانه
inducing U اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induces U اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induced U اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
available U لیست حافظه اختصاص داده نشده و منابع در سیستم
induce U اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
trans shipment U انتقال بکشتی دیگر انتقال بنقلیه دیگر
setl U زبان سطح بالا که برای اسان کردن برنامه نویسی الگوریتم طراحی شده است
mixed capitalism U نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
full U مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
fullest U مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
shared U روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
shares U روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
share U روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
ten key pad U مجموعهای مجزا از کلیدهای شماره گذاری شده از 0 تا 9روی یک صفحه کلید که واردکردن عدد را اسان می سازد
size U محاسبه منبع موجود و منابع لازم برای انجام کار خاص
allocations U سیستمی که در آن منابع در حین اجرای برنامه و نه پیش از آن اختصاص داده می شوند
permission U اجازه کاربر خاص برای دستیابی به منابع اشتراکی یا قضایی از دیسک
allocation U سیستمی که در آن منابع در حین اجرای برنامه و نه پیش از آن اختصاص داده می شوند
overhead U منابع انسانی و اقتصادی که درپشتیبانی غیر مستقیم یکانهابه کار می رود
dynamic U سیستمی که منابع آن در هنگام اجرای برنامه اختصاص داده می شوند و نه پیش از آن
dynamically U سیستمی که منابع آن در هنگام اجرای برنامه اختصاص داده می شوند و نه پیش از آن
sizes U محاسبه منبع موجود و منابع لازم برای انجام کار خاص
IrDA U روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
gnp gap U شکاف تولید ناخالص ملی اختلاف بین تولید ناخالص ملی واقعی وتولیدناخالص ملی بالقوه
optical U اشبعه لیزر و سایر منابع نور برای داده به صورت پاسهای نوری
interference U اختلال الکتریکی روی سیگنال در اثر سیگنالهای فراهم از منابع الکترومغناطیسی اطراف
allocations U برنامه کوتاهی که منابع حافظه را بین نرم افزار و وسایل جانبی تقسیم میکند
allocation U برنامه کوتاهی که منابع حافظه را بین نرم افزار و وسایل جانبی تقسیم میکند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com