Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
self critical
U
انتقاد کننده از خود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
critic
U
انتقاد کننده
critics
U
انتقاد کننده
renouncer
U
سرزنش و انتقاد کننده
Other Matches
criticisms
U
انتقاد
censures
U
انتقاد
censured
U
انتقاد
animadversion
U
انتقاد
criticism
U
انتقاد
critiques
U
انتقاد
critiques
U
فن انتقاد
critique
U
انتقاد
critique
U
فن انتقاد
reviewal
U
انتقاد
censure
U
انتقاد
censuring
U
انتقاد
criticalness
U
انتقاد
critics
U
انتقاد
critic
U
انتقاد
fustigation
U
انتقاد
criticize
U
انتقاد کردن
raillery
U
سرزنش انتقاد
criticizing
U
انتقاد کردن
diatribes
U
انتقاد تلخ
criticised
U
انتقاد کردن
reviews
U
انتقاد کردن
slashing criticism
U
انتقاد سخت
review
U
انتقاد کردن
reviewed
U
انتقاد کردن
reviewing
U
انتقاد کردن
criticized
U
انتقاد کردن
criticising
U
انتقاد کردن
criticises
U
انتقاد کردن
book review
U
انتقاد از کتاب
self criticism
U
انتقاد از خود
diatribe
U
انتقاد تلخ
put down
<idiom>
U
انتقاد کردن
tear down
<idiom>
U
انتقاد کردن
hatchet jobs
U
انتقاد غرضآمیز
criticizable
U
قابل انتقاد
dish out
<idiom>
U
انتقاد کوبنده
gaff
U
انتقاد نفرین
criticizable
U
انتقاد پذیر
verbalism
U
انتقاد لفظی
censurable
U
انتقاد امیز
hypercritical
U
مفرط در انتقاد
criticizes
U
انتقاد کردن
critically
U
از روی انتقاد
hypercriticism
U
افراط در انتقاد
hatchet job
U
انتقاد غرضآمیز
criticising
U
مورد انتقاد قراردادن
draw fire
<idiom>
U
مورد انتقاد قرارگرفتن
sacred cows
U
شخص مصون از انتقاد
sacred cow
U
شخص مصون از انتقاد
criticises
U
مورد انتقاد قراردادن
flogs
U
انتقاد سخت کردن
fustigate
U
کوبیدن انتقاد کردن
criticised
U
مورد انتقاد قراردادن
flog
U
انتقاد سخت کردن
flogged
U
انتقاد سخت کردن
pull to pieces
U
سخت انتقاد کردن
review
U
بازدید انتقاد کردن
criticizing
U
مورد انتقاد قراردادن
reviews
U
بازدید انتقاد کردن
hypercritically
U
از روی انتقاد و مفرط
criticizes
U
مورد انتقاد قراردادن
reviewing
U
بازدید انتقاد کردن
criticized
U
مورد انتقاد قراردادن
reviewed
U
بازدید انتقاد کردن
criticize
U
مورد انتقاد قراردادن
hypercritic
U
انتقاد سخت وموشکافی
run down
<idiom>
U
انتقاد کردن ،ایراد گرفتن
to incur a criticism
U
مورد انتقاد واقع شدن
critic report
U
گزارش نتیجه جلسه انتقاد
to be vulnerable
[exposed]
to criticism
U
خود را در معرض انتقاد گذاشتن
to be under fire
U
سخت مورد انتقاد قراردادن
critique
U
جلسه انتقاد بعد ازعملیات
critiques
U
جلسه انتقاد بعد ازعملیات
pick to pieces
U
سخت مورد انتقاد قرار دادن
descant
U
اواز زیر خواندن ازادانه انتقاد کردن
descants
U
اواز زیر خواندن ازادانه انتقاد کردن
lower criticism
U
انتقاد نسبت به مندرجات متن کتاب مقدس
corrector
U
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
If you criticize him, it's like a red rag to a bull.
U
اگر از او
[مرد]
انتقاد بکنی زود بهش بر می خورد.
textualism
U
اهمیت دادن به لفظ یا معنی فاهر انتقاد لفظی
acerbic
<adj.>
U
انتقاد هوشندانه و در عین حال نسبتا ظالمانه از کسی یا چیزی
altitude/height hold
U
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller
U
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder
U
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor
U
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling
U
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primer
U
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor
U
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primers
U
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network
U
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
detonators
U
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
makgi boowi
U
نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
del credere
U
وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
steam fitter
U
نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
changer
U
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
distractive
U
گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
interceptor
U
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptors
U
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonator
U
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
vasomotor
U
اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
search jammer
U
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
sprining charge
U
خرج چال کننده یا گود کننده
suppressive
U
خنثی کننده اتش سرکوب کننده
prepossessing
U
مجذوب کننده جلب توجه کننده
expostulator
U
سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
padding
U
پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
claqueur
U
تشویق کننده
[یا هو کننده]
استخدام شده
criticize
U
انتقاد کردن نکوهش کردن
criticises
U
انتقاد کردن نکوهش کردن
criticising
U
انتقاد کردن نکوهش کردن
criticizing
U
انتقاد کردن نکوهش کردن
criticised
U
انتقاد کردن نکوهش کردن
criticizes
U
انتقاد کردن نکوهش کردن
criticized
U
انتقاد کردن نکوهش کردن
astigmatizer
U
وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order
U
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
hangers
U
اویزان کننده معلق کننده
divider
U
جدا کننده تقسیم کننده
preventive
U
حفافت کننده جلوگیری کننده
suberter
U
سرنگون کننده تضعیف کننده
practicer
U
تمرین کننده مشق کننده
toasters
U
سرخ کننده برشته کننده
provisioner
U
تدارک کننده تهیه کننده
hanger
U
اویزان کننده معلق کننده
accaimer
U
هلهله کننده تحسین کننده
supplicant
U
درخواست کننده تضرع کننده
supplicants
U
درخواست کننده تضرع کننده
diverting
U
سرگرم کننده منحرف کننده
toaster
U
سرخ کننده برشته کننده
discriminant
U
تفکیک کننده جدا کننده
intermediary
U
وساطت کننده مداخله کننده
presenter
U
ارائه کننده معرفی کننده
presenters
U
ارائه کننده معرفی کننده
presentor
U
ارائه کننده معرفی کننده
transmitters
U
منتقل کننده مخابره کننده
vibrator
U
ارتعاش کننده نوسان کننده
vibrators
U
ارتعاش کننده نوسان کننده
transmitter
U
منتقل کننده مخابره کننده
gesticulant
U
اشاره کننده وحرکت کننده
cogitator
U
اندیشه کننده مطالعه کننده
lifter
U
مرتفع کننده برطرف کننده
whetstone
U
تیز کننده تند کننده
striking force
U
نیروی تک کننده یا کمین کننده
homager
U
تجلیل کننده کرنش کننده
oppressive
U
خورد کننده ناراحت کننده
insulators
U
جدا کننده عایق کننده
acknowledger
U
تصدیق کننده قبول کننده
contractive
U
جمع کننده چوروک کننده
modifier
U
اصلاح کننده تعدیل کننده
prosecutor
U
پیگرد کننده تعقیب کننده
thickeners
U
غلیظ کننده پرپشت کننده
coordinator
U
هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
thickener
U
غلیظ کننده پرپشت کننده
prosecutors
U
پیگرد کننده تعقیب کننده
favourer
U
یاری کننده مساعدت کننده
the producer and the consumer
U
تولید کننده و مصرف کننده
sniffy
U
افهار تنفر کننده فن فن کننده
designative
U
اشاره کننده تعیین کننده
modulator demodulator
U
تلفیق کننده- تفکیک کننده
intermediaries
U
وساطت کننده مداخله کننده
desolator
U
ویران کننده متروک کننده
desolater
U
ویران کننده متروک کننده
corrupter
U
فاسد کننده منحرف کننده
thwarter
U
خنثی کننده مسدود کننده
spell binder
U
مسحور کننده مجذوب کننده
insulator
U
جدا کننده عایق کننده
trimmer
U
دستکاری کننده صاف کننده
corruptor
U
فاسد کننده منحرف کننده
venerator
U
تکریم کننده ستایش کننده
modifiers
U
اصلاح کننده تعدیل کننده
skeletonizer
U
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler
U
خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger
U
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer
U
ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity
U
یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
agent authentication
U
معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit
U
عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
component
U
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components
U
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly
U
اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer
U
تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot
U
تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
families
U
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family
U
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper
U
کج کننده واژگون کننده
army component
U
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
requistioner
U
قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
flares
U
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilizer
U
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
supporting arms
U
نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
stabilisers
U
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flare
U
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
negative true logic
U
سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker
U
وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant
U
مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
radar picket
U
ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff
U
ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
component command
U
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater
U
تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com