Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
mix
U
امیختن مخلوط کردن
mixes
U
امیختن مخلوط کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
admix
U
مخلوط شدن بهم پیوستن مخلوط کردن امیختن
immingle
U
بهم امیختن مخلوط کردن
intermix
U
در هم امیختن با هم مخلوط کردن
premix
U
قبل از مصرف مخلوط کردن پیش امیختن
Other Matches
mixing in place
U
امیختن در جا مخلوط در جا
auto rich
U
مخلوط غلیظ سوخت و هوا که نسبت ان توسط کنترل کننده مخلوط اتوماتیک درکاربوراتور ثابت نگهداشته میشود
attemper
U
نرم کردن امیختن
compounded
U
: ترکیب کردن امیختن
compound
U
: ترکیب کردن امیختن
compounds
U
: ترکیب کردن امیختن
consolidation
U
درهم امیختن تحکیم کردن یکجا کردن یکپارچه
aluminum coating by spraying amalgamate
U
روکش الومینیوم کردن امیختن
womannize
U
زن صفت کردن مخنث کردن بازنان امیختن
to mull a mull of
U
داغ کردن و امیختن باادویه و قند
intermingling
U
با هم مخلوط کردن
commix
U
مخلوط کردن
mingles
U
مخلوط کردن
syncrasy
U
مخلوط کردن
puddles
U
مخلوط کردن
puddle
U
مخلوط کردن
meddle
U
مخلوط کردن
meddled
U
مخلوط کردن
intermingle
U
با هم مخلوط کردن
blend
U
مخلوط کردن
intermingled
U
با هم مخلوط کردن
meddles
U
مخلوط کردن
mingled
U
مخلوط کردن
blends
U
مخلوط کردن
intermingles
U
با هم مخلوط کردن
mell
U
مخلوط کردن
mingling
U
مخلوط کردن
admix
U
مخلوط کردن
melts
U
مخلوط کردن
hash
U
مخلوط کردن
confect
U
مخلوط کردن
melt
U
مخلوط کردن
mingle
U
مخلوط کردن
intermeddle
U
مخلوط کردن
interlard
U
مخلوط کردن
mixing
U
مخلوط کردن
temper
U
مخلوط کردن مزاج
burdens
U
مخلوط کردن بار
burden
U
مخلوط کردن بار
turn the mortar
U
مخلوط کردن ملات
commingle
U
بهم مخلوط کردن
ethylate
U
بااتیل مخلوط کردن
mix
U
مخلوط کردن ترکیب
brandies
U
با کنیاک مخلوط کردن
souse
U
با ترشی مخلوط کردن
brandy
U
با کنیاک مخلوط کردن
cross loading
U
مخلوط کردن بارها
shuffling
U
بهم مخلوط کردن
shuffles
U
بهم مخلوط کردن
shuffled
U
بهم مخلوط کردن
shuffle
U
بهم مخلوط کردن
agitation
U
مخلوط کردن اشفتگی
tempers
U
مخلوط کردن مزاج
tempered
U
مخلوط کردن مزاج
mixes
U
مخلوط کردن ترکیب
etherize
U
بااتر مخلوط کردن
admix
U
مخلوط شدن امیزش کردن
blenders
U
ماشین مخصوص مخلوط کردن
blender
U
ماشین مخصوص مخلوط کردن
roil
U
مخلوط کردن سرگردان شدن
gradate
U
درجه بندی کردن مخلوط کردن
platinize
U
با پلاتین و ترکیبات ان مخلوط کردن یا اندودن
sugars
U
ماده قندی با شکر مخلوط کردن
sugar
U
ماده قندی با شکر مخلوط کردن
truck mixing
U
مخلوط کردن بتن روی کامیون
blunder
U
دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
blundered
U
دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
blunders
U
دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
blundering
U
دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
dry ginger
U
نوشیدنیکف دارکه برای مخلوط کردن ویسکی باسایرنوشیدنیهااستفاده میشود
ming
U
ذکر کردن مخلوط کردن
blends
U
مخلوط کردن رقیق کردن
blend
U
مخلوط کردن رقیق کردن
batch
U
اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
batches
U
اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
water injection
U
پاشیدن اب مقطر خالص به داخل سیلندر و موتورپیستونی به منظور سرد کردن مخلوط قابل انفجار و کاهش احتمال بدسوزی
fused
U
امیختن
amalgamating
U
امیختن
admix
U
امیختن
intermixing
U
در هم امیختن
interlard
U
امیختن
fuse
U
امیختن
mixes
U
امیختن
immix
U
در هم امیختن
to alloy gold with copper
U
امیختن
mix
U
امیختن
inosculate
U
امیختن
interblend
U
در هم امیختن
amalgamates
U
امیختن
mingles
U
امیختن
blend
U
امیختن
mingling
U
امیختن
mingled
U
امیختن
meddled
U
امیختن
meddle
U
امیختن
mell
U
امیختن
blends
U
امیختن
mingle
U
امیختن
interblend
U
امیختن
meddles
U
امیختن
amalgamate
U
امیختن
amalgamated
U
امیختن
to stir up
U
امیختن
synthesised
U
امیختن
combines
U
امیختن
combining
U
امیختن
synthesises
U
امیختن
intermingle
U
با هم امیختن
brews
U
امیختن
intermingled
U
با هم امیختن
intermingles
U
با هم امیختن
intermingling
U
با هم امیختن
incorporating
U
امیختن
synthetize
U
امیختن
incorporates
U
امیختن
combine
U
امیختن
incorporate
U
امیختن
brewed
U
امیختن
synthesizing
U
امیختن
brew
U
امیختن
synthesizes
U
امیختن
synthesized
U
امیختن
synthesize
U
امیختن
synthesising
U
امیختن
scrambled
U
درهم امیختن
shuffle
U
بهم امیختن
womanize
U
بازنان امیختن
scrambling
U
درهم امیختن
fuse
U
فیوزدارکردن امیختن
oxygenize
U
با اکسیژن امیختن
plant mixing
U
امیختن در کارخانه
interwove
U
باهم امیختن
sulfurate
U
با گوگرد امیختن
sulfuret
U
با گوگرد امیختن
scramble
U
درهم امیختن
interweave
U
باهم امیختن
scrambles
U
درهم امیختن
shuffled
U
بهم امیختن
carburet
U
باذغال امیختن
interfusion
U
بهم امیختن
interlace
U
در هم امیختن در هم بافتن
immingle
U
درهم امیختن
intermix
U
بهم امیختن
fold
U
بهم امیختن
inviscade
U
با چسب امیختن
inviscate
U
باچیزچسبناک امیختن
coalescing
U
بهم امیختن
coalesces
U
بهم امیختن
coalesced
U
بهم امیختن
coalesce
U
بهم امیختن
folded
U
بهم امیختن
folds
U
بهم امیختن
commingle
U
بهم امیختن
shuffling
U
بهم امیختن
shuffles
U
بهم امیختن
carbonation
U
عمل امیختن با
oxygenate
U
اکسیژن امیختن
interweaves
U
باهم امیختن
oxygenating
U
اکسیژن امیختن
oxygenated
U
اکسیژن امیختن
knead
U
سرشتن امیختن
interweaving
U
باهم امیختن
kneaded
U
سرشتن امیختن
kneading
U
سرشتن امیختن
fused
U
فیوزدارکردن امیختن
sentimentalize
U
با احساسات امیختن
kneads
U
سرشتن امیختن
oxygenates
U
اکسیژن امیختن
mixing
U
بهم زدن امیختن
pepsinate
U
با جوهر گوارنده امیختن
loading
U
امیختن موادخارجی به شراب
grade
U
جورکردن باهم امیختن
grades
U
جورکردن باهم امیختن
interfuse
U
بهم امیختن افشاندن
sulphate
U
با اسید سولفوریک امیختن
sulfate
U
با اسید سولفوریک امیختن
conjugate
U
درهم امیختن توام
insalivate
U
با خدو اغشتن با بزاق امیختن
sectarianize
U
با احساسات و تعصبات مسلکی امیختن
barbarize
U
با تعبیر بیگانه و غیر مصطلح امیختن
miscibility
U
قابلیت امیختن و اختلاط بدون از دست دادن خواص خود
lard to butter
U
جازدن کره بوسیله امیختن باچربی هاو روغنهای دیگرمانند پیه خوک
mixture
U
مخلوط
admixture
U
مخلوط
admixtion
U
مخلوط
confused
U
مخلوط
blent
U
مخلوط شد
anti freeze mixture
U
مخلوط ضد یخ
blending
U
مخلوط
mixed
U
مخلوط
mixtures
U
مخلوط
macedoine
U
مخلوط
hash
U
مخلوط
composite
U
مخلوط
blenders
U
مخلوط کن
mixers
U
مخلوط کن
compost
U
مخلوط
blends
U
مخلوط
blender
U
مخلوط کن
blend
U
مخلوط
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com