Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
spell
U
املاء کردن درست نوشتن
spelled
U
املاء کردن درست نوشتن
spells
U
املاء کردن درست نوشتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
scrawling
U
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawl
U
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawls
U
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawled
U
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
write protect
U
غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
temper
U
درست ساختن درست خمیر کردن
tempered
U
درست ساختن درست خمیر کردن
tempers
U
درست ساختن درست خمیر کردن
spellchecker
U
لغت نامه کلمات ای که درست نوشته شده اند در کامپیوتر که برای بررسی صحت نوشتن کلمات متن به کار می رود
spelling checker
U
لغت نامه کلمات ای که درست نوشته شده اند در کامپیوتر که برای بررسی صحت نوشتن کلمات متن به کار می رود
dictation
U
املاء
dictations
U
املاء
spelling
U
املاء
spellings
U
املاء
finger spelling
U
املاء انگشتی
speller
U
کتاب املاء
cacography
U
املاء غلط
homographic
U
مساوی از حیث املاء
DVD
U
درایو دیسک DVD که به کاربر امکان نوشتن , پاک کردن و نوشتن مجدد داده روی دیسک DVD میدهد
photodigital memory
U
سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
meets
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
coincidence function
U
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
meet
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
intersections
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
and
U
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
joined
U
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
join
U
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
OR function
U
تابع منط قی که وقتی خروجی درست میدهد که یک ورودی درست باشد
intersection
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
joins
U
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
unions
U
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
union
U
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
disjunction
U
تابع منط قی که در صورتی که ورودی درست باشد خروجی درست تولید میکند
conjunctions
U
تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
false
U
1-اشتباه نه درست و نه صحیح . 2-اصط لاح منط قی معادل دودویی مخالف درست
conjunction
U
تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
alternation
U
تابع منط قی که یک خروجی درست را در صورتی که هر یک از ورودی ها درست باشد ایجاد میکند
assertion
U
1-عبارت برنامه از یک قاعده یا قانون 2-قاعدهای که درست است یا درست فرض میشود
either or operation
U
تابع منط قی که وقتی خروجی درست دارد که یک ورودی درست داشته باشد
encipher
U
برمز نوشتن رمز نوشتن
refer
U
توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
referred
U
توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
refers
U
توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
to fill in
U
نوشتن خاکریزی کردن
to commit to paper
U
نوشتن ثبت کردن
gathered
U
و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
gather
U
و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
to pattern out
U
ازروی نمونه درست کردن مطابق الگویاقالب طرح کردن
to a. letter
U
روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
commentates
U
حاشیه نوشتن یادداشت کردن
prescribes
U
نسخه نوشتن تعیین کردن
to draw up a contract
U
قراردادی نوشتن یا تنظیم کردن
commentated
U
حاشیه نوشتن یادداشت کردن
prescribing
U
نسخه نوشتن تعیین کردن
annotations
U
نوشتن تذکرات تقریظ کردن
annotation
U
نوشتن تذکرات تقریظ کردن
prescribed
U
نسخه نوشتن تعیین کردن
prescribe
U
نسخه نوشتن تعیین کردن
commentating
U
حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentate
U
حاشیه نوشتن یادداشت کردن
overwrite
U
جانویسی کردن جای نوشتن
dress
U
لباس درست کردن موی سر پانسمان کردن
labourvt
U
بزحمت درست کردن مفصلابحث کردن بدرازاکشیدن
dresses
U
لباس درست کردن موی سر پانسمان کردن
rubricate
U
بخط قرمز نوشتن یا چاپ کردن
rubricize
U
بخط قرمز نوشتن یا چاپ کردن
builds
U
درست کردن
manufacture
U
درست کردن
set right
U
درست کردن
weaves
U
درست کردن
concoct
U
درست کردن
to get up
U
درست کردن
manufactures
U
درست کردن
weave
U
درست کردن
manufactured
U
درست کردن
concocting
U
درست کردن
fashions
U
درست کردن
to fix up
U
درست کردن
to riven laths
U
یا درست کردن
shape
U
درست کردن
shapes
U
درست کردن
cleans
U
درست کردن
to erect into
U
درست کردن از
fashion
U
درست کردن
concocted
U
درست کردن
fashioning
U
درست کردن
to set
U
درست کردن
concocts
U
درست کردن
fashioned
U
درست کردن
to sct aright
U
درست کردن
redd
U
درست کردن
fix up
U
درست کردن
gullies
U
درست کردن
makes
U
درست کردن
gulleys
U
درست کردن
cleaned
U
درست کردن
fabricated
U
درست کردن
corrects
U
درست کردن
trimmest
U
درست کردن
make up
U
درست کردن
to put in to shape
U
درست کردن
correcting
U
درست کردن
trim
U
درست کردن
gully
U
درست کردن
trims
U
درست کردن
to cleanvp
U
درست کردن
to put to rights
U
درست کردن
set in order
U
درست کردن
make
U
درست کردن
fettle
U
درست کردن
indite
U
درست کردن
to set to rights
U
درست کردن
to set in order
U
درست کردن
fabricate
U
درست کردن
clean
U
درست کردن
correct
U
درست کردن
adapt
U
درست کردن
fabricating
U
درست کردن
buildings
U
درست کردن
build
U
درست کردن
cleanest
U
درست کردن
fabricates
U
درست کردن
judiciousness
U
قضاوت درست تشخیص درست
mends
U
درست کردن اصلاح کردن جبران کردن
to adapt
[to]
U
جور کردن
[درست کردن ]
[سازوار کردن]
[به]
mend
U
درست کردن اصلاح کردن جبران کردن
mended
U
درست کردن اصلاح کردن جبران کردن
interpage
U
در روی صفحههای میانی چاپ کردن یا نوشتن
to mill flour
U
ارد درست کردن
scramble
U
املت درست کردن
dress
U
درست کردن لباس
scrambles
U
املت درست کردن
To put things straight(right).
U
کارها را درست کردن
to word up
U
کم کم درست کردن کم کم رسانیدن
railroads
U
پاپوش درست کردن
hedges
U
خاربست درست کردن
railroad
U
پاپوش درست کردن
manipulates
U
با استادی درست کردن
dresses
U
درست کردن لباس
to weave a plot
U
دوزوکلک درست کردن
vint
U
درست کردن یا ریختن
exact
U
تحمیل کردن بر درست
re form
U
دوباره درست کردن
team
U
دسته درست کردن
hedged
U
خاربست درست کردن
exacts
U
تحمیل کردن بر درست
dowel
U
میخچه درست کردن
exacted
U
تحمیل کردن بر درست
scrambled
U
املت درست کردن
teams
U
دسته درست کردن
to manufacture
[into]
U
ساختن
[درست کردن]
[به]
ponds
U
حوض درست کردن
scrambling
U
املت درست کردن
blow down
U
بافوت درست کردن
to make something
U
چیزی را درست کردن
stage craft
U
فن درست کردن نمایش
manipulate
U
با دست درست کردن
manipulate
U
با استادی درست کردن
roughcast
U
اجمالا درست کردن
die sink
U
خزینه درست کردن
strike off
U
بی زحمت درست کردن
recondition
U
دوباره درست کردن
frame
U
پاپوش درست کردن
pond
U
حوض درست کردن
reconditioned
U
دوباره درست کردن
image erection
U
درست کردن تصویر
orthoepy
U
فن درست تلفظ کردن
corn popping
U
درست کردن چس فیل
hedge
U
خاربست درست کردن
manipulates
U
با دست درست کردن
manipulated
U
با دست درست کردن
to toss up
U
زود درست کردن
manipulated
U
با استادی درست کردن
reconditions
U
دوباره درست کردن
repaired
U
درست کردن جبران کردن تعمیر
make
U
درست کردن ساختن اماده کردن
to touch off
U
با شتاب درست کردن زودرسم کردن
repair
U
درست کردن جبران کردن تعمیر
makes
U
درست کردن ساختن اماده کردن
To do up the room.
U
اتاق را درست کردن ( مرتب کردن )
be the spitting image of someone
<idiom>
U
درست مثل کسی بودن
[درست شبیه کسی به نظر رسیدن]
writes
U
بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
write
U
بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
write
U
سوخت شده محسوب کردن شرح چیزی را نوشتن
writes
U
سوخت شده محسوب کردن شرح چیزی را نوشتن
geometrize
U
با قواعد هندسی درست کردن
extemporizing
U
بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
top a gap
U
رخنهای راگرفتن درست کردن
rigs
U
با خدعه وفریب درست کردن
organize
U
تشکیلات دادن درست کردن
rigged
U
با خدعه وفریب درست کردن
rig
U
با خدعه وفریب درست کردن
organizes
U
تشکیلات دادن درست کردن
agreeing
U
ترتیب دادن درست کردن
vault
U
گنبد یاطاق درست کردن
vaults
U
گنبد یاطاق درست کردن
to put up
U
زنانه درست کردن جادادن
extemporises
U
بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
to put up ones hair
U
مویاگیس خودرازنانه درست کردن
extemporize
U
بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com