Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (21 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
standard
U
اقلام قابل قبول برای جانشینی کالای نظامی
standards
U
اقلام قابل قبول برای جانشینی کالای نظامی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
standard
U
اقلام مورد نیازی که جانشین کالای نظامی می شوند
standards
U
اقلام مورد نیازی که جانشین کالای نظامی می شوند
giffen good
U
نوعی کالای پست که اثر درامدی ان بزرگتر ازاثر جانشینی بوده و تقاضا بابالا رفتن قیمت افزایش مییابدمنحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است
adopted items of material
U
اقلام مورد قبول از نظرعملیاتی
pooler
U
وسیلهای برای یکپارچه کردن و یا تبدیل داده کلیدی ورودی به صورتی که قابل قبول کامپیوتر اصلی باشد
bear
U
کسی که اعتقاد به تنزل قیمت کالای خود دارد وبه همین دلیل سعی میکندکه کالای را از طریق واسطه و با تعیین اجل برای تحویل بفروشد
bears
U
کسی که اعتقاد به تنزل قیمت کالای خود دارد وبه همین دلیل سعی میکندکه کالای را از طریق واسطه و با تعیین اجل برای تحویل بفروشد
basic issue list
U
اقلام مندرج در فهرست توزیع اولیه اقلام بار مبنای اولیه اقلام شارژ انبار
reportable items
U
اقلام قابل گزارش
pileferable
U
اقلام قابل حراج
disposable end item
U
اماد یا اقلام قابل انهدام
direct exchange items
U
اقلام قابل تعویض مستقیم
partial substitution
U
جانشینی کامل برای دو کالا
nonrecoverable item
U
اقلام غیر قابل تعمیریا بازیافتی
pileferable
U
اقلام قابل فروش بصورت فرسوده
importable
U
کالای قابل واردکردن
u
U
جانشینی برای حرف یونانی "mu" به معنای میکرو یاریز میباشد
aceptive
U
قابل قبول
adequately
[sufficiently]
<adv.>
U
قابل قبول
sufficing
<adj.>
U
قابل قبول
reasonable
U
قابل قبول
sufficient
<adj.>
U
قابل قبول
sufficiently
<adv.>
U
قابل قبول
admittable
U
قابل قبول
tolerable
U
قابل قبول
believable
U
قابل قبول
passable
U
قابل قبول
acceptance limit
U
حد قابل قبول
acceptable
U
قابل قبول
satisfactory
<adj.>
U
قابل قبول
good
[sufficient]
<adj.>
U
قابل قبول
adequate
<adj.>
U
قابل قبول
receivable
U
قابل قبول
admissible
U
قابل قبول
valid
U
قابل قبول
acceptable
<adj.>
U
قابل قبول
allowable
U
قابل قبول
elasticity of factor substitution
U
کشش جانشینی عوامل مقیاسی از درجه قابلیت جانشینی بین عوامل تولید در هر فرایند تولیدی
eligibly
U
بطور قابل قبول
credibility
U
قابل قبول بودن
popularity
U
قابل قبول عامه
hard currencies
U
ارز قابل قبول
legal tender
U
پول قابل قبول
to hold water
U
قابل قبول بودن
sit right (negative)
<idiom>
U
غیر قابل قبول
loss appraisal
U
ضایعات قابل قبول
to be valid
U
قابل قبول بودن
zone of acceptability
U
منطقه قابل قبول
admissible load
U
بار قابل قبول
admissibleness
U
بطور قابل قبول
acceptance tolerance
U
حد مجاز قابل قبول
valid assumptions
U
فروض قابل قبول
admissible stress
U
تلاش قابل قبول
permissible stress
U
خستگی قابل قبول
contingency retention stock
U
اقلام ذخیره برای عملیات احتمالی
cut off ratio
U
حداقل نرخ قابل قبول
acceptable product
U
فراورده جانشین قابل قبول
acceptable quality level
U
سطح کیفیت قابل قبول
primafacie
U
در بادی امر قابل قبول
persona non grata
U
شخص غیر قابل قبول
acceptable alter nate product
U
فراورده مشابه قابل قبول
argumentum
U
یک سلسله دلایل قابل قبول
europatents
U
حق اختراع قابل قبول دراروپا
contingency support stocks
U
اقلام ذخیره برای پشتیبانی عملیات احتمالی
admissibly
U
بطور قابل قبول چنانکه روا
add up
<idiom>
سازگار و قابل قبول به نظر رسیدن
principal challenger
U
رد عضو هیات منصفه با دلیل قابل قبول
operation exposure guide
U
حداکثر دوز اتمی قابل قبول یاقابل دریافت
common items
U
اقلام تدارکاتی عمومی اقلام مشترک
assessed value
U
ارزشی که به منظور خاص برای یکی از اقلام دارایی معین میشود
signaled
U
تبدیل یا ترجمه سیگنال به صورتی به توسط وسیله قابل قبول باشد
signal
U
تبدیل یا ترجمه سیگنال به صورتی به توسط وسیله قابل قبول باشد
signalled
U
تبدیل یا ترجمه سیگنال به صورتی به توسط وسیله قابل قبول باشد
adobe type manager
U
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
push up list
U
لیستی از اقلام که در ان هرقلم در اخر لیست وارد میشود و سایر اقلام همان مکان مربوطه در لیست راحفظ می کنند
critical item
U
اقلام حیاتی اقلام مهم
nuncupative will
U
در CL این وصیت فقط در مورد سربازان و ملوانان در حال خدمت قابل قبول است
labeled cargo
U
کالای برچسب دار کالای علامت داری که معمولا خطرناک است
income velocity
U
دفعاتی که پول برای خرید کالای کامل جدیدی خرج شود
break up value
U
قیمتی که برای رهایی از کالای متروکه یا ازمد افتاده تعیین میشود
wind aided
U
اگر سرعت باد در ساعت بیش از 74/4متر باشد رکورد بدست امده قابل قبول نیست
call up
U
احضار برای فعالیتهای نظامی
call-up
U
احضار برای فعالیتهای نظامی
call-ups
U
احضار برای فعالیتهای نظامی
particular lien
U
حق حبس مخصوص حق حبسی است برای فروشنده یا سازنده کالای بخصوص نسبت به ان کالا
owelty
U
سرانه نقدی که شریکی برای برابر شدن کالای تقسیم شده به دیگری میدهد
caged storage
U
قسمتی از انبار که برای نگهداری اقلام مخصوص وخطرناک در نظر گرفته شده انبار محصور
constructive school credit
U
بورس تحصیلی برای پرسنل شایسته نظامی
electronic
U
1-استفاده از بسته نشر رومیزی و چاپگر لیزری برای تولید کالای چاپ شده . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات نمایش داده شده مثل داده
militarism
U
روح سربازی یا نظامی گری نظامی گری توسل به قدرت نظامی
slutsky theorem
U
براساس این قضیه با کاهش قیمت یک کالا مقدار تقاضا برای ان افزایش یافته و این امر بعلت اثر درامدی و اثر جانشینی امکان پذیر است
Lets play that again .
قبول ندارم.
[قبول نیست دربازی وغیره ]
motor pool
U
گروهی از وسائط نقلیه برای مقاصد نظامی یا حمل ونقل بنوبت
IrDA
U
روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
judge advocate
U
دادستان دادگاه نظامی مشاور قانونی دادگاه نظامی مستشار دادگاه نظامی
basic issue items
U
وسایل همراه اقلام عمده اقلام شارژ انبار وسایل عمده
facing
U
یقه وسردست و مغزیهای لباس نظامی حرکات در جای نظامی
facings
U
یقه وسردست و مغزیهای لباس نظامی حرکات در جای نظامی
manoeuvre
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvres
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvring
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
maneuvring
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
maneuvres
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
maneuvred
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
terminal command
U
فرماندهی بارانداز نظامی یکان عملیات سکوی نظامی
manoeuvred
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
neoclassical theory of value
U
تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید
terminals
U
سکوی نظامی بارانداز نظامی انتهایی نهایی
terminal
U
سکوی نظامی بارانداز نظامی انتهایی نهایی
rank and file
U
صفوف مختلف نظامی سلسله مراتب نظامی
parting salute
U
سلام نظامی با توپ و غیره برای عزیمت اشخاص سلام بدرقه
It is beyond me.
U
برای من قابل درک نیست.
phantom order
U
قرارداد تولید وسایل نظامی درزمان جنگ قرارداد تبدیل کارخانههای شخصی به کارخانجات نظامی
military channel
U
چانل نظامی مجرای نظامی
military government
U
حکومت نظامی فرمانداری نظامی
ineligibility
U
عدم قابلیت برای انتخاب شدن محرومیت از انتخاب شدن غیرقابل قبول
successions
U
جانشینی
substitution
U
جانشینی
vicegerency
U
جانشینی
vicariousness
U
جانشینی
locum tenecy
U
جانشینی
subrogation
U
جانشینی
vicarious
U
جانشینی
replacement
U
جانشینی
replacements
U
جانشینی
succession
U
جانشینی
foreground
U
که نتایج آن برای کاربر قابل دید است
newsworthy
U
قابل توجه عامه برای درج درروزنامه
paradigmatic axis
U
محور جانشینی
displacement reaction
U
واکنش جانشینی
standby time
U
زمان جانشینی
expromission
U
جانشینی بدهکار
partial substitution
U
جانشینی مصرف
subsitute
U
جانشینی کالاها
substitution
U
تعویض جانشینی
elasticity of substitution
U
کشش جانشینی
standby equipment
U
تجهیزات جانشینی
complete substitution
U
جانشینی کالاها
substitutionary
U
تعویض جانشینی
subsittution effect
U
اثر جانشینی
substitute material
U
مواد جانشینی
successions
U
ردیف جانشینی
potential substitution
U
جانشینی بالقوه
substitution effect
U
اثر جانشینی
replacement capital
U
سرمایه جانشینی
succession
U
ردیف جانشینی
microsoft
U
واسط کاربر چند کاره گرافیکی که برای استفاده ساده طراحی شده است . ویندوز از نشانه ها برای نمایش دادن فایل و قط عات استفاده میکند با mouse قابل کنترل است بر عکس DOS-MS که نیاز به دستورات تایپی دارد
call off
U
فرمان نظامی برای شمارش قدم یا شمارش شمارش بشمار
usable
U
آنچه برای معرف قابل استفاده و فراهم است
to go down
[in a particular way]
with somebody
U
برای کسی
[به سبک ویژه ای]
قابل پذیرش بودن
stirrup pump
U
تلمبه قابل حمل اب پاشی برای اتش نشانی
dead letter box
U
فایلی برای گرفتن پیامهای غیر قابل ارسال
aliases
U
نام جانشینی که به فایل
supersession
U
جانشینی لغو شدگی
import substitution policy
U
سیاست جانشینی واردات
replacement investment
U
سرمایه گذاری جانشینی
marginal rate of substitution
U
نرخ نهائی جانشینی
symptom substitution theory
U
نظریه جانشینی نشانه ها
who claims the succession ?
U
چه کسی ادعای جانشینی
displacement titration
U
تیتر کردن جانشینی
vicarious conditioning
U
شرطی شدن جانشینی
substitutional solid solution
U
محلول جامد جانشینی
alias
U
نام جانشینی که به فایل
commonest
U
سخت افزاری که برای بسیاری کارها قابل استفاده است
common
U
سخت افزاری که برای بسیاری کارها قابل استفاده است
effective
U
آنچه برای تولید یک نتیجه مشخص قابل استفاده است
commoners
U
سخت افزاری که برای بسیاری کارها قابل استفاده است
compilations
U
ترجمه برنامه کد گذاری شده به کد قابل خواندن برای ماشین
compilation
U
ترجمه برنامه کد گذاری شده به کد قابل خواندن برای ماشین
i/o
U
که برای ورودی و خروجی داده به پردازنده قابل استفاده است
microwriter
U
صفحه کلید و نمایش قابل حمل برای تایپ در حین سفر
sector
U
شیاری که خطا دارد و برای ذخیره مناسب قابل استفاده نیست .
sectors
U
شیاری که خطا دارد و برای ذخیره مناسب قابل استفاده نیست .
modem
U
مودم خودکار که در هر لحظه قابل فراخوانی برای دستیابی به سیستم است .گ
to pound the filed
U
غیر قابل عبور کردن ازحصاری که برای دیگران غیرقابل عبوراست
false work
U
تکیه گاههای موقت که برای قابل بندی بتن یا داربستهابکار میرود
trade off between inflation and
U
رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری
army terminals
U
باراندازهای نظامی سکوهای نظامی باراندازهای نیروی زمینی
military impedimenta
U
شماره بارنامه نظامی شماره حمل بار نظامی
warping
U
پیچاندن بالها بصورت متقارن برای بدست اوردن پایداری عرضی و قابل کنترل
adc
U
وسیله مبدل ورودی آنالوگ به خروجی دیجیتال که قابل فهم برای کامپیوتر باشد
convertor
U
وسیلهای که سیگنال آنالوگ را به دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود
overlay
U
فضای حافظه اصلی که برای ذخیره بخش قط عی از برنامه جاری قابل مدیریت است
dial in modem
U
مودمی که خودکار پاسخ میدهد و در هر زمانی برای دستیابی به سیستم قابل استفاده است
overlaying
U
فضای حافظه اصلی که برای ذخیره بخش قط عی از برنامه جاری قابل مدیریت است
overlays
U
فضای حافظه اصلی که برای ذخیره بخش قط عی از برنامه جاری قابل مدیریت است
Briefcase utility
U
در ویندوز امکان مخصوصی برای به روز نگه داشتن فایلهای کامپیوتر قابل حمل یا PC
nitro
U
مایع قابل اشتعال مورداستفاده در اتومبیل بصورت خالص یا مخلوط برای نیروی بیشتر
converter
U
وسیلهای که سیگنال آنالوگ را به دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود
card
U
وسیلهای که داده کارت پانچ را به حالتی کا قابل دریافت برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
instructions
U
کلمهای در زبان برنامه نویسی که قابل فهم برای کامپیوتر است تا عملی را انجام دهد
prize fighting
U
درمحلهای عمومی برای جایزه که طرفین نزاع و شرط بندی کنندگان قابل تعقیب هستند
analog
U
وسیلهای که سیگنال ورودی آنالوگ را به دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود
cards
U
وسیلهای که داده کارت پانچ را به حالتی کا قابل دریافت برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
instruction
U
کلمهای در زبان برنامه نویسی که قابل فهم برای کامپیوتر است تا عملی را انجام دهد
burn notice
U
علامت رمز برای نشان دادن اینکه یک نفر یا گروهی ازافراد قابل اعتماد نیستند
analogue
U
ی که سیگنال ورودی آنالوگ را به حالت خروجی دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود
appliance computer
U
سیستم کامپیوتری آماده اجرا که خریداری میشود و به سرعت برای یک منظور کاربردی قابل استفاده است
analogues
U
ی که سیگنال ورودی آنالوگ را به حالت خروجی دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود
ferrite
U
که به عنوان پوشش نور یا دیسک میباشد که برای ذخیره داده یا سیگنال قابل مغناطیسی شدن است
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com