Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
put on weight
<idiom>
U
افزایش وزن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
acceleration
تعجیل افزایش
expansion
U
افزایش
expansion
U
تخته مدار چاپ شده متصل به سیستم برای افزایش کارایی آن
expansion
U
افزایش درتوان محاسبه و اندازه فضای ذخیره سازی
gain
U
افزایش
gain
U
افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
gained
U
افزایش
gained
U
افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
gains
U
افزایش
gains
U
افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
card
U
تخته مدار چاپ شده که به سیستم متصل است برای افزایش کارایی آن
cards
U
تخته مدار چاپ شده که به سیستم متصل است برای افزایش کارایی آن
strain
U
افزایش طول نسبی
strains
U
افزایش طول نسبی
scale
U
کمتریا افزایش نسبت
accession
U
افزایش
tune
U
تنظیم با مقدار کوچک پارامترهای سخت افزاری یا نرم افزاری برای افزایش کارایی
tunes
U
تنظیم با مقدار کوچک پارامترهای سخت افزاری یا نرم افزاری برای افزایش کارایی
free
U
پاک کردن برنامه ها یا فایل ها با افزایش فضای خالی
freed
U
پاک کردن برنامه ها یا فایل ها با افزایش فضای خالی
freeing
U
پاک کردن برنامه ها یا فایل ها با افزایش فضای خالی
frees
U
پاک کردن برنامه ها یا فایل ها با افزایش فضای خالی
plotter
U
رسامی که داده محل را با افزایش به محل فعلی اش دریافت میکند و نه به صورت مختصات جداگانه
plotters
U
رسامی که داده محل را با افزایش به محل فعلی اش دریافت میکند و نه به صورت مختصات جداگانه
graphics
U
پردازنده جانبی که سرعت نمایش را افزایش میدهد. محل پیکس ها را محاسبه میکند که خط c شکل را می سازند و آنها را نمایش میدهد
graphics
U
کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
jump
U
جهش افزایش ناگهانی
jumped
U
جهش افزایش ناگهانی
jumps
U
جهش افزایش ناگهانی
increment
U
افزایش
increment
U
افزایش در حقوق توسعه
increments
U
افزایش
increments
U
افزایش در حقوق توسعه
precision
U
استفاده از بیش از یک بایت داده برای ذخیره سازی عدد برای افزایش دقت
access
U
افزایش
accessed
U
افزایش
accesses
U
افزایش
accessing
U
افزایش
ram
U
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
rammed
U
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
rams
U
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
rise
U
افزایش
rises
U
افزایش
math
U
و سرعت اجرای برنامه را افزایش دهد
maths
U
و سرعت اجرای برنامه را افزایش دهد
shift
U
روش افزایش کل ترکیب بیتهای ممکن با استفاده از تعدادی بیت برای بیان اینکه آیا کد بعدی باید جای شود یا میز
shifted
U
روش افزایش کل ترکیب بیتهای ممکن با استفاده از تعدادی بیت برای بیان اینکه آیا کد بعدی باید جای شود یا میز
shifts
U
روش افزایش کل ترکیب بیتهای ممکن با استفاده از تعدادی بیت برای بیان اینکه آیا کد بعدی باید جای شود یا میز
thickening
U
افزایش ضخامت
tweak
U
تنظیمهای کوچک برنامه یا سخت افزار برای افزایش کارایی
tweaked
U
تنظیمهای کوچک برنامه یا سخت افزار برای افزایش کارایی
tweaking
U
تنظیمهای کوچک برنامه یا سخت افزار برای افزایش کارایی
tweaks
U
تنظیمهای کوچک برنامه یا سخت افزار برای افزایش کارایی
amplification
U
افزایش
birth rate
U
نرخ افزایش ولادت
birth rate
U
ضریب افزایش جمعیت
birth rates
U
نرخ افزایش ولادت
birth rates
U
ضریب افزایش جمعیت
multiple
U
معماری پردازنده موازی که از چندین ALU و حافظه موازی برای افزایش سرعت پردازش استفاده میکند
multiple
U
استفاده از بیش از یک بایت داده برای ذخیره سازی عدد برای افزایش دقت ممکن
escalation
U
افزایش تدریجی شدت و وسعت میدان جنگ
quad
U
چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
quads
U
چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
accretion
U
افزایش
accretion
U
افزایش بهای اموال افزایش میزان ارث
growth
U
افزایش ترقی
growths
U
افزایش ترقی
multiplication
U
افزایش تکثیر
multiplication
U
افزایش
sophistication
U
نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد
amplifier
U
مدار الکترونیکی که قدرت یک سیگنال را افزایش میدهد
amplifiers
U
مدار الکترونیکی که قدرت یک سیگنال را افزایش میدهد
enhancement
U
افزایش
enhancement
U
امکان جانبی که خروجی یا کارایی یک وسیله را افزایش میدهد
bump
U
حالتی در پرواز که هنگام افزایش ناگهانی سرعت افقی باد بوجود می اید
aggrandizement
U
افزایش بزرگی
capital gains
U
افزایش ارزش سرمایه زش
fire raising
U
افزایش اتش
fire-raising
U
افزایش اتش
automation
U
افزایش تولید در اثر ماشینی شدن
addition
U
افزایش
additions
U
افزایش
external
U
وسیلهای که درون کامپیوتر نیست ولی به آن اضافه شده تا تواناییهای ذخیره سازی آن را افزایش دهد
externals
U
وسیلهای که درون کامپیوتر نیست ولی به آن اضافه شده تا تواناییهای ذخیره سازی آن را افزایش دهد
auxiliaries
U
پردازنده جانبی مثل آرایه یا پردازنده عددی که میتواند با CPU اصلی کار کند تا سرعت اجرا را افزایش دهد
auxiliary
U
پردازنده جانبی مثل آرایه یا پردازنده عددی که میتواند با CPU اصلی کار کند تا سرعت اجرا را افزایش دهد
support
U
CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
camber
U
افزایش زیاد
cambers
U
افزایش زیاد
action
U
حرف یکتایی که در رابط ه با یک منوی خاص برای افزایش سرعت عمل میکند و وقتی که کاربر این حرف را انتخاب میکند
actions
U
حرف یکتایی که در رابط ه با یک منوی خاص برای افزایش سرعت عمل میکند و وقتی که کاربر این حرف را انتخاب میکند
mush
U
افزایش ناگهانی زاویه حمله بدون شتاب قائم انی متعاقب که از اندازه حرکت در امتدادمسیر اصلی ناشی میشود
amplified
U
افزایش توان سیگنال یا نوسان آن
amplifies
U
افزایش توان سیگنال یا نوسان آن
amplify
U
افزایش توان سیگنال یا نوسان آن
amplifying
U
افزایش توان سیگنال یا نوسان آن
accrue
U
افزایش یافتن
accrues
U
افزایش یافتن
accruing
U
افزایش یافتن
intensified
U
افزایش دادن تشدید کردن
Other Matches
increase
U
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increased
U
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increases
U
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
bulking
U
افزایش حجم مصالح ریزدانه ناشی از افزایش اب
wagners law
U
براساس این قانون که توسط اقتصاددان المانی بیان شده رابطه مستقیمی بین افزایش مخارج دولت و افزایش رشد وتوسعه اقتصادی وجود دارد
multiplier principle
U
اصل ضریب افزایش سرمایه نسبت بین افزایش سرمایه گذاری و بالا رفتن درامد
retardation
U
[افزایش طول نخ در اثر نیروی کشش ثابت در زمان معین]
[در چله هایی که به مدت طولانی روی دار می مانند این افزایش طول مشاهده می شود و کاهش استحکام نخ و کاهش طول عمر فرش را به همرا دارد.]
sales promotion
U
افزایش فروش از راه تبلیغات افزایش فروش
malthusian law of population
U
نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
pigou effect
U
اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
reduce/enlarge
U
افزایش
summation
U
افزایش
scale up
U
افزایش
intensification
U
افزایش
adjunction
U
افزایش
accru
U
افزایش
addenda
U
افزایش
addendum
U
افزایش
increases
U
افزایش
increased
U
افزایش
affixture
U
افزایش
aggrantizement
U
افزایش
increscent
U
افزایش
increase
U
افزایش
auxesis
U
افزایش
raise
U
افزایش
raises
U
افزایش
augmentation
U
افزایش
additament
U
افزایش
ascends
U
افزایش دادن
augment
U
افزایش دادن
augmented
U
افزایش دادن
augmenting
U
افزایش دادن
augments
U
افزایش دادن
increase in value
U
افزایش ارزش
export promotion
U
افزایش صادرات
appreciations
U
افزایش بها
ascended
U
افزایش دادن
increase in potential
U
افزایش پتانسیل
increase of potential
U
افزایش پتانسیل
increase in load
U
افزایش بار
increasable
U
افزایش پذیر
frequency multiplication
U
افزایش فرکانس
increase in price
U
افزایش بهاء
increase in sensitivity
U
افزایش حساسیت
free radical addition
U
افزایش رادیکالی
ascend
U
افزایش دادن
augmentable
U
قابل افزایش
accelerative
U
مایه افزایش
add time
U
زمان افزایش
elongation
U
افزایش طول
addibility
U
قابلیت افزایش
spurt
U
افزایش ناگهانی
annual increase
U
افزایش سالانه
spurted
U
افزایش ناگهانی
appreciation
U
افزایش بها
spurting
U
افزایش ناگهانی
spurts
U
افزایش ناگهانی
hypertension
U
افزایش فشارخون
increase of contrast
U
افزایش کنتراست
temperature rise
U
افزایش دما
superadd
U
باز افزایش
superaddition
U
باز افزایش
tax increase
U
افزایش مالیات
thusŠ+=
U
نشان افزایش
voltage increase
U
افزایش ولتاژ
overcompound
U
افزایش ترکیب
rise in temperature
U
افزایش دما
salary increase
U
افزایش حقوق
scale up
U
افزایش مقیاس
subjunction
U
افزایش در پایان
progation
U
افزایش انتقال
voltage rise
U
افزایش ولتاژ
increase of power
U
افزایش قدرت
increase of efficiency
U
افزایش راندمان
increase of pressure
U
افزایش فشار
ingravescence
U
افزایش تشدید
increase of current
U
افزایش جریان
mark up
U
افزایش قیمت
monetary expansion
U
افزایش پول
pick up speed
<idiom>
U
افزایش سرعت
increase of output
U
افزایش توان
scale up
U
افزایش به نسبت ثابت
electrophilic addition
U
افزایش الکترون دوستی
accretions
U
افزایش یا نمو کوره
vrc
U
بررسی افزایش عمودی
to be on the increase
U
روبه افزایش گذاشتن
to increase
[to, by]
U
افزایش یافتن
[به مقدار]
rate of wage increase
U
نرخ افزایش دستمزد
capital deepening
U
افزایش عمقی سرمایه
capital widening
U
افزایش سطحی سرمایه
escalator clause
U
شرط افزایش بها
ether catalyzed addition
U
افزایش با کاتالیزگری اتر
fibrosis
U
افزایش بافت لیفی
increase endorsement
U
تصدیق یا تائید افزایش
hyperglycemia
U
افزایش قند در خون
alkalosis
U
افزایش قلیای بدن
bring something on
<idiom>
U
دلیل افزایش سریع
antimarkovinkoff addition
U
افزایش غیر مارکونیکوفی
artificial aging
U
افزایش استحکام الومینیوم
rate of productivity increase
U
نرخ افزایش بازدهی
raise to a higher power
U
افزایش دادن نما
capital apprecation
U
افزایش ارزش سرمایه
increase in conductivity
U
افزایش قابلیت هدایت
boosting
U
افزایش دادن چیزی
elongation
U
افزایش درازا کشامد
boosts
U
افزایش دادن چیزی
aging
U
افزایش طول عمر
appreciations
U
افزایش ارزش دارائی
boost
U
افزایش دادن چیزی
appreciation
U
افزایش ارزش دارائی
boosted
U
افزایش دادن چیزی
becking mill
U
غلطک برای افزایش طول
primary hypertension
U
افزایش اولیه فشار خون
multiplier
U
وسیله افزایش ماشین حساب
intensifying
U
افزایش دادن تشدید کردن
intensify
U
افزایش دادن تشدید کردن
intensifies
U
افزایش دادن تشدید کردن
internal temperature rise
U
افزایش درجه حرارت داخلی
hypercapnia
U
افزایش کربن اکسید در خون
multiplicative
U
کمک کننده به افزایش یا ضرب
appreciation
U
افزایش ارزش دارایی و موجودی
acroesthesia
U
افزایش حساسیت اعضای انتهایی
strain at failure
U
افزایش طول نسبی درگسیختگی
To keep prices down.
U
جلوی افزایش قیمتها را گرفتن
social increment
U
افزایش ناشی از کار جمعی
increase of strain
U
افزایش تغییر طول نسبی
to rise in somebody's esteem
U
افزایش اعتبار در برابر کسی
to fire up something
U
با تحریک چیزی را افزایش دادن
appreciations
U
افزایش ارزش دارایی و موجودی
leukocytosis
U
افزایش تعداد گلبولهای سفید خون
stress strain curve
U
منحنی تنش به افزایش طول نسبی
Prices are rising ( falling ) .
U
قیمت ها درحال افزایش (کاهش ) هستند
CSLIP
U
نرخ ارسال داه افزایش می یابد
frost heave
U
افزایش حجم خاک حاصل ازیخبندان
multiplier
U
افزایش دهنده چند برابر کننده
mark up price inflation
U
تورم ناشی از افزایش قیمت نسبت به هزینه
pipelining
U
تکنیکی است برای افزایش سرعت کامپیوتر
All wages were scaled up to 15 per cent .
U
کلیه دستمزدها به میزان 15درصد افزایش یا فتند
A further increase is considered unlikely
[regarded as unlikely]
.
U
افزایش بیشتری بعید در نظر گرفته می شود.
maximum permissible temperature rise
U
حداکثر مقدار افزایش درجه حرارت مجاز
pipeline
U
بنابراین سرعت اجرای برنامه افزایش می یابد
pipelines
U
بنابراین سرعت اجرای برنامه افزایش می یابد
vent
U
سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
fast pill
U
ماده محرک غیرمجاز برای افزایش سرعت اسب
vents
U
سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
venting
U
سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
vented
U
سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
accrual
U
افزایش تدریجی مقدار یا ارزش چیزی بخصوص پول
Absence makes the heart grow fonder.
<proverb>
U
جدایى و دورى , باعث افزایش علاقه و دوستى مى شود.
augmentation
U
افزایش نیروی جلوبرنده باوسایل کمکی از جمله پس سوز
Appetite comes with eating.
<proverb>
U
با پیش رفت فعالیت تمایل افزایش می یابد.
[ضرب المثل]
adjective colour
U
زنگی که برای ثابت شدن محتاج به افزایش چیزدیگری است
stakhnovism
U
افزایش تولیداز طریق بالا بردن کمیت تولیدهر کارگر
maximizes
U
به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
rig the market
U
با احتکار کالا افزایش وکاهش مصنوعی در قیمت هاایجاد کردن
gold contacts
U
که با طلا پوشیده شده اند تا مقاومت الکتریکی را افزایش دهند
maximized
U
به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximize
U
به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximising
U
به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximises
U
به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximised
U
به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
additives
U
مادهای که برای افزایش خواص مادهء دیگری به ان اضافه شود
cost indexes
U
ضریب افزایش یا کاهش هزینه هائی که قبلا تعیین شده
maximizing
U
به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
additive
ماده ای که برای افزایش خواص مادهء دیگری به آن اضافه شود
sub woofer
U
هرتز , که در دستگاههای معمولی برای افزایش کیفیت صدا استفاده میشود
natural rate hypothesis
U
هیچ تمایلی برای تورم در جهت افزایش یا کاهش وجود ندارد
non operable instruction
U
دستوری که تابعی انجام نمیدهد ولی شمارنده برنامه را افزایش میدهد
unearned icremrnt
U
افزایش بهای ملک در نتیجه اباد شدن محل نه کوشش مالک
beef up
U
افزایش استحکام اجزاء ساختمانی با طراحی مجدد یااصلاح مواد انها
unearned increment
U
افزایش بهای ملک در نتیجه اباد شدن محل نه کوشش مالک
betterment
U
خرجی که به منظور افزایش بازده یا تقلیل هزینه عملیات صورت بگیرد
cold rolling
U
عملیاتی که برای افزایش سختی و استکام فولاد روی ان صورت میگیرد
expansion path
U
مسیر افزایش حجم عملیات بنگاه گر یک نقشه منحنیهای متساوی التولید
plug
U
مدار الکترونیکی کوچک که به راحتی وارد سیستم میشود تا توانش را افزایش دهد
countered
U
1-وسیلهای که می شمرد 2-ثبات یا متغیری که محتوای آن با اعمالی که رخ میدهد افزایش یاکاهش مییابد
counter
U
1-وسیلهای که می شمرد 2-ثبات یا متغیری که محتوای آن با اعمالی که رخ میدهد افزایش یاکاهش مییابد
countering
U
1-وسیلهای که می شمرد 2-ثبات یا متغیری که محتوای آن با اعمالی که رخ میدهد افزایش یاکاهش مییابد
expansion board
U
برد مدار چاپی برای افزایش قابلیتها و توابع به سخت افزار کامپیوتر
boarded
U
تخته مدار چاپ شده که به سیستم وصل میشود تا کارایی آن را افزایش دهد
best angle of climb airspeed
U
سرعتی در هواپیما که بیشترین افزایش ارتفاع دریک نقطه معین را سبب میشود
surge
U
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
plugs
U
مدار الکترونیکی کوچک که به راحتی وارد سیستم میشود تا توانش را افزایش دهد
plugging
U
مدار الکترونیکی کوچک که به راحتی وارد سیستم میشود تا توانش را افزایش دهد
board
U
تخته مدار چاپ شده که به سیستم وصل میشود تا کارایی آن را افزایش دهد
surged
U
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
surges
U
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
ager
U
نوعی ماشین بخار جهت ثابت کردن رنگ ها و افزایش ظاهری قدمت فرش
litotes
U
کوچک قلم دادن چیزی برای افزایش اهمیت ان ویااجتناب ازانتقاد شکسته نفسی
dummies
U
دستوری در برنامه که برا ی موفقیت دستورات زبان یا افزایش طول بلاک قرار دارد
scsi
U
پیشرفتی که باعث افزایش نرخ ارسال داده نسبت به مشخصات اصلی JCSI میشود
overcasting
U
شیرازه بافی
[جهت افزایش استحکام لبه های فرش و تزئین تارهای انتهائی]
pipelines
U
زمان بندی ورودیهای ریزپردازنده وقتی چیزی رخ نداده است برای افزایش سرعت
debt finance
U
افزایش سرمایه از طریق فروش سهام تامین محل برای پرداخت قروض و دیون
pipeline
U
زمان بندی ورودیهای ریزپردازنده وقتی چیزی رخ نداده است برای افزایش سرعت
dummy
U
دستوری در برنامه که برا ی موفقیت دستورات زبان یا افزایش طول بلاک قرار دارد
pre fetch
U
دستورات CPU ذخیره شده در صف کوتاه موقت پیش از پردازش برای افزایش سرعت اجرا
There was too muh greed in the past, and now the chickens are coming hoe to roost with crime and corruption soaring.
U
در گذشته طمع ورزی زیاد بود و حالا با افزایش جنایت و فساد باید تاوان پس دهیم.
aerodynamic heating
U
افزایش دما ناشی از جریان سریع هوا روی سطوح ایرودینامیکی به ویژه درسرعتهای زیاد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com