Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
overlap
U
اصطکاک داشتن
overlapped
U
اصطکاک داشتن
overlaps
U
اصطکاک داشتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
drag
U
اصطکاک
frictions
U
اصطکاک
friction
U
اصطکاک
frictionless
U
بی اصطکاک
dragged
U
اصطکاک
drags
U
اصطکاک
attrition
U
اصطکاک
economic friction
U
اصطکاک اقتصادی
angle of friction
U
زاویه اصطکاک
friction
U
اصطکاک
[فیزیک]
frictionally
U
از راه اصطکاک
antifriction device
U
وسیله ضد اصطکاک
frictional resistance
U
مقاومت اصطکاک
engine drag
U
مقاومت اصطکاک
friction factor
U
ضریب اصطکاک
friction coefficient
U
ضریب اصطکاک
dry scrubbing
U
اصطکاک خشک
fluid friction
U
اصطکاک روغنی
tax friction
U
اصطکاک مالیاتی
coefficient of friction
U
ضریب اصطکاک
kinetic friction
U
اصطکاک جنبشی
hydraulic friction
U
اصطکاک ابی
rolling friction
U
اصطکاک غلتشی
side friction
U
اصطکاک جانبی
internal friction
U
اصطکاک درونی
whack
U
صدای اصطکاک
static friction
U
اصطکاک ساکن
antifriction device
U
مکانیسم ضد اصطکاک
sliding friction
U
اصطکاک لغزشی
internal friction
U
اصطکاک داخلی
whacks
U
صدای اصطکاک
infighting
U
اصطکاک ومبارزات داخلی
entrance loss
U
افت حاصل از اصطکاک
interfluent
U
بدون اصطکاک در هم امیزنده
tribophysics
U
مبحث اصطکاک در فیزیک
surface friction drag
U
پسای اصطکاک سطح
friction for fittings and valves
U
اصطکاک در شیرها و بستها
static friction
U
اصطکاک در استانه حرکت
gear friction
U
اصطکاک چرخ دنده
friction surface
U
سطح اصطکاک ترمز
angle of internal friction
U
زاویه اصطکاک داخلی
coefficient of internal friction
U
ضریب اصطکاک داخلی
chafing
U
بوسیله اصطکاک گرم کردن
chafe
U
بوسیله اصطکاک گرم کردن
chafes
U
بوسیله اصطکاک گرم کردن
rubs
U
اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
rub
U
اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
friction match
U
کبریتی که با اصطکاک ومالش روشن میشود
rubbed
U
اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
fricative
U
تلفظ شده با اصطکاک نفس ووقفه تنفس
long
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longer
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longest
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longs
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longed
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
money to burn
<idiom>
U
بیش ازاحتیاج ،داشتن،داشتن پول خیلی زیاد
long-
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
to keep up
U
از افسرده شدن نگاه داشتن باذنگاه داشتن
to keep down
U
زیرفرمان خودنگاه داشتن دراطاعت خود داشتن
brake lining
U
مادهای با کارایی خوب دربرابر اصطکاک و مقاومت دربرابر حرارت زیاد
abhorred
U
بیم داشتن از ترس داشتن از
hope
U
انتظار داشتن ارزو داشتن
resides
U
اقامت داشتن مسکن داشتن
to have by heart
U
ازحفظ داشتن درسینه داشتن
proffer
U
تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffered
U
تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffering
U
تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffers
U
تقدیم داشتن عرضه داشتن
differs
U
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differing
U
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
reside
U
اقامت داشتن مسکن داشتن
resided
U
اقامت داشتن مسکن داشتن
abhorring
U
بیم داشتن از ترس داشتن از
abhors
U
بیم داشتن از ترس داشتن از
cost
U
قیمت داشتن ارزش داشتن
differed
U
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
hoping
U
انتظار داشتن ارزو داشتن
hopes
U
انتظار داشتن ارزو داشتن
hoped
U
انتظار داشتن ارزو داشتن
mean
U
مقصود داشتن هدف داشتن
meaner
U
مقصود داشتن هدف داشتن
meanest
U
مقصود داشتن هدف داشتن
differ
U
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
triboelectricity
U
ایجاد برق در اثر اصطکاک برق مالشی
upkeep
U
بهنگام نگه داشتن . نگه داشتن وسایل در حالت فعال
to have something in reserve
U
چیزی بطوراندوخته داشتن چیزی درپس داشتن
long for
U
اشتیاق چیزی را داشتن ارزوی چیزی را داشتن
lead a dog's life
<idiom>
U
زندگی سخت داشتن ،زندگی سگی داشتن
doubted
U
شک داشتن
lack
U
کم داشتن
to be feverish
U
تب داشتن
to be in a f.
U
تب داشتن
to have f.
U
تب داشتن
to go hot
U
تب داشتن
wanted
U
کم داشتن
want
U
کم داشتن
lacked
U
کم داشتن
lacks
U
کم داشتن
having
U
داشتن
doubts
U
شک داشتن
have
U
داشتن
doubt
U
شک داشتن
redolence
U
بو داشتن
doubting
U
شک داشتن
lackvt
U
کم داشتن
monogyny
U
داشتن یک زن
intercommon
U
داشتن
to hold a meeting
U
داشتن
possess
U
داشتن
to have possession of
U
داشتن
possesses
U
داشتن
possessing
U
داشتن
relieving
U
داشتن
relieves
U
داشتن
bears
U
داشتن
relieve
U
داشتن
to have
U
داشتن
to possess
U
داشتن
owns
U
داشتن
bear
U
در بر داشتن
owned
U
داشتن
owning
U
داشتن
bears
U
در بر داشتن
bear
U
داشتن
own
U
داشتن
to hold
U
داشتن
vibrated
U
ارتعاش داشتن
affect
U
تمایل داشتن
affects
U
تمایل داشتن
desires
U
میل داشتن
affects
U
دوست داشتن
require
U
لازم داشتن
deserves
U
استحقاق داشتن
believes
U
گمان داشتن
deserve
U
استحقاق داشتن
desire
U
میل داشتن
represents
U
نمایندگی داشتن
represented
U
نمایندگی داشتن
represent
U
نمایندگی داشتن
requiring
U
لازم داشتن
requires
U
لازم داشتن
required
U
لازم داشتن
scoot
U
سرعت داشتن
scooting
U
سرعت داشتن
scooted
U
سرعت داشتن
scoots
U
سرعت داشتن
fluctuates
U
نوسان داشتن
tolerating
U
طاقت داشتن
fluctuated
U
نوسان داشتن
to have in mind
U
در نظر داشتن
implies
U
دلالت داشتن
imply
U
دلالت داشتن
implying
U
دلالت داشتن
to be away on vacation
[American]
U
داشتن مرخصی
contradict
U
تناقض داشتن با
confide
U
اعتماد داشتن به
confided
U
اعتماد داشتن به
affect
U
دوست داشتن
vibrate
U
ارتعاش داشتن
fluctuate
U
نوسان داشتن
vibrates
U
ارتعاش داشتن
vibrating
U
ارتعاش داشتن
tolerate
U
طاقت داشتن
rolls
U
تلاطم داشتن
rolled
U
تلاطم داشتن
tolerated
U
طاقت داشتن
roll
U
تلاطم داشتن
tolerates
U
طاقت داشتن
confides
U
اعتماد داشتن به
contradicted
U
تناقض داشتن با
overlaps
U
اشتراک داشتن
belong
U
تعلق داشتن
belonged
U
تعلق داشتن
to have something
U
چیزی داشتن
belongs
U
تعلق داشتن
correspond
U
رابطه داشتن
corresponded
U
رابطه داشتن
corresponds
U
رابطه داشتن
liaise
U
رابطه داشتن
liaise
U
بستگی داشتن
liaised
U
رابطه داشتن
possessing
U
در تصرف داشتن
possesses
U
در تصرف داشتن
possess
U
در تصرف داشتن
attend
U
حضور داشتن
overlapped
U
اشتراک داشتن
attending
U
حضور داشتن
overlap
U
اشتراک داشتن
attends
U
حضور داشتن
to look like
U
شباهت داشتن
hanker
U
اشتیاق داشتن
correlation
U
ارتباط داشتن
hankered
U
اشتیاق داشتن
hankers
U
اشتیاق داشتن
liaised
U
بستگی داشتن
liaises
U
رابطه داشتن
mind
U
در نظر داشتن
mind
U
تصمیم داشتن
likes
U
دوست داشتن
liked
U
دوست داشتن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com