Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
beneficial occupancy
U
اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
inchoate
U
نیمه تمام
half-timbering
U
ساختمان نیمه چوبی
intermediate stock
U
کالاهای نیمه تمام
overlapped
U
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlap
U
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlaps
U
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
cabled
U
تمام کابلها اتصالات و تابلو ها در یک اداره یا ساختمان
cable
U
تمام کابلها اتصالات و تابلو ها در یک اداره یا ساختمان
adjudicated
U
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicates
U
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicate
U
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicating
U
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
microchip
U
مداری ه تمام قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک قطعه نیمه هادی قرار دارند با روشهای حکاکی و فرآیندهای شیمیایی
microchips
U
مداری ه تمام قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک قطعه نیمه هادی قرار دارند با روشهای حکاکی و فرآیندهای شیمیایی
building system
U
اصول ساختمان طرز ساختمان نظم و ترتیب ساختمان
seahorse
U
رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
interlap
U
چگونگی چند چیز که نیمه نیمه روی هم قرار میگیرند
seahorses
U
رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
outline assembly drawing
U
نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
pmos
U
ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
cmos
U
روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
semipublic
U
نیمه عمومی نیمه دولتی
spliced
U
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splicing
U
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
semilustrous
U
نیمه درخشان نیمه مجلل
splices
U
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
imbricate
U
نیمه نیمه روی هم گذاشتن
splice
U
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
angle-post
U
[تیرک عمودی در گوشه ساختمان اسکلت چوبی، واقع در کنج ساختمان]
building material dealer
U
فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
cul-de-four
U
[نیمه گنبدی که بالای محراب یا طاقچه استفاده می شود.]
jumbo chip
U
مدار مجتمع که از مهر نیمه هادی استفاده میکند
The singer and his staff commandeered the entire backstage area.
U
خواننده و کارکنانش تمام پشت صحنه را برای خود اشغال کرده بودند.
gigantic building
U
ساختمان غول پیکر ساختمان بسیار بزرگ
dependency
U
[قسمتی از ساختمان های جدا از ساختمان اصلی]
semi naufragium
U
نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
building enterprise
U
مقاطعه کاری ساختمان پیمانکاری ساختمان
coach-house
U
ساختمان خدمه
[در کنار ساختمان اصلی]
civil engineering contractor
U
مقاطعه کار ساختمان پیمانکار ساختمان
enterprise network
U
شبکهای که همه ایستگاههای کاری و ترمینال ها یا کامپیوتر ها را در یک شرکت بهم وصل میکند. این میتواند در یک ساختمان یا چندین ساختمان درکشورهای مختلف باشد
done with
<idiom>
U
تمام کردن استفاده از چیزی
burn down
<idiom>
U
کاملا سوختن (معمولابرای ساختمان استفاده میشود)
foundation soil
U
شالوده ساختمان فونداسیون ساختمان
rotundas
U
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
rotonda
U
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
rotunda
U
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
double shell constraction
U
ساختمان دو جداره ساختمان دو غلافی
block structure
U
ساختمان بلاکی ساختمان کندهای
constructional feature
U
ترکیب ساختمان کیفیت ساختمان
half life
U
نیمه عمر تشعشعی موادرادیواکتیو نیمه عمر
oxides
U
روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
alabaster
U
[کربنات کلسیم نیمه شفاف در رنگ های زرد و سفید که اغلب در نورگیر پنجره استفاده می شود.]
oxide
U
روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
overbuild
U
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
muscle
U
استفاده کامل ازعضله ها بکاربردن تمام نیرو
muscles
U
استفاده کامل ازعضله ها بکاربردن تمام نیرو
beta software
U
نرم افزاری که هنوز تمام آزمایش ها رویش تمام نشده و ممکن است هنوز مشکل داشته باشد
terminates
U
تمام شدن تمام کردن
terminated
U
تمام شدن تمام کردن
terminate
U
تمام شدن تمام کردن
base shear
U
نیروی کلی حاصل از زلزله در پای ساختمان برش پای ساختمان
metal oxide semiconductor
U
روش تولید و طراحی برای خانوادههای خاصی از مدارهای مجتمع با استفاده از الگویی از هادیهای آهنی و اکسیر که روی نیمه هادی قرار دارند
mos
U
روش تولید و طراحی برای مدارهای مجتمع خاص با استفاده از هادیهای آهنی و اکسی روی نیمه هادی . و نیز مراجعه شود به MOSFET
packaged
U
مجموعه برنامههای کامپیوتری و روش استفاده ها که تمام خصوصیات کار مشخص را بپوشاند.
package
U
مجموعه برنامههای کامپیوتری و روش استفاده ها که تمام خصوصیات کار مشخص را بپوشاند.
packages
U
مجموعه برنامههای کامپیوتری و روش استفاده ها که تمام خصوصیات کار مشخص را بپوشاند.
TCP/IP
U
پروتکل ارسال داده در شبکه ها وسیستمهای ارتباطی . اغلب در شبکههای مبتنی برUnix استفاده میشود این پروتکل برای تمام ارتباط تحت کنترل مرکز استفاده میشود
typeball
U
یک عنصر ضربه زننده ماشین تحریر که شامل تمام کاراکترهای قابل استفاده میباشد
isochronous network
U
شبکهای که در آن تمام قط عات شبکه از یک ساعت عمومی استفاده می کنند تا زمان بندی یکسان باشد
from mid may to mid june
U
از نیمه ماه تا نیمه ماه جون
multiplex
U
سیستم تنظیم تقسیم که تمام کانال ها حاوی داده با استفاده از پروتکل یکسان و نرخ ارسال هستند
ebam
U
Addressed ElectricBeam دستگاه ذخیره الکترونیکی که از مدارهای الکترونیکی برای کنترل اشعهای از یک سطح نیمه هادی اکسید فلز خوانده یا در ان می نویسد استفاده میکندemory
rat's nest
U
یک ویژگی در سیستمهای طراحی مدار چاپی که به استفاده کننده اجازه میدهدتا تمام اتصالات میان مولفه ها را ببیند
suspends
U
دستوری که هنگگام اجرای ویندوز استفاده میشود در کامپیوتر laptop باتری برای نشان دادن تمام قط عات الکترونیکی آن
suspending
U
دستوری که هنگگام اجرای ویندوز استفاده میشود در کامپیوتر laptop باتری برای نشان دادن تمام قط عات الکترونیکی آن
suspend
U
دستوری که هنگگام اجرای ویندوز استفاده میشود در کامپیوتر laptop باتری برای نشان دادن تمام قط عات الکترونیکی آن
wild card character
U
نشانهای که در هنگام جستجوی فایل یا داده استفاده میشود و تمام فایل ها را نشان میدهد
production
U
الگوریتم فشرده سازی با کیفیت بالای ویدیویی با استفاده ترتیب ویدیویی تمام حرکتی DIV
productions
U
الگوریتم فشرده سازی با کیفیت بالای ویدیویی با استفاده ترتیب ویدیویی تمام حرکتی DIV
semifinal
U
مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
formula
U
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae
U
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas
U
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
mirror
U
کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
mirrors
U
کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
mirrored
U
کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
adobe type manager
U
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
raster
U
سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
Alhambra
U
تزئینات الحمرا
[در ساختمان غربی اسپانیا استفاده می شود که شامل مجموعه ای از غرفه های به هم متصل شده با دو حیاط بزرگ در هر گوشه می شود.]
anglo-saxon architecture
U
[معماری انگلیسی در پایان قرن ششم میلادی. از مشخصه های ساختمان های آن استفاده از تیرک های چوبی بود.]
lapped
U
یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
lap
U
یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
construction batalion
U
گردان مهندسی ساختمان گردان ساختمان
full track
U
تمام شنی خودرو تمام شنی
panorama
U
تمام نما اینه تمام نما
panoramas
U
تمام نما اینه تمام نما
in noon of night
U
در نیمه شب
part way
U
نیمه
semis
U
نیمه
division line
U
خط نیمه
semi
U
نیمه
half deck
U
نیمه پل
mid-
U
نیمه
stiffish
U
نیمه شق
mid
U
نیمه
moiety
U
نیمه
midnight
U
نیمه شب
semicolonial
U
نیمه ازاد
semi trailer
U
نیمه یدک
semidetached
U
نیمه مجزا
semiprivate
U
نیمه خصوصی
semipro
U
نیمه حرفهای
semi-precious
U
نیمه گرانبها
semidivine
U
نیمه الهی
semidivine
U
نیمه خدا
semierect
U
نیمه ایستاده
semiskilled
U
نیمه ماهر
partially hearing
U
نیمه شنوا
semidomesticated
U
نیمه اهلی
semi literate
U
نیمه نویسا
semisolid
U
نیمه جامد
semiparasitic
U
نیمه انگلی
semi mechanization
U
نیمه مکانیزه
semiactive
U
نیمه فعال
semidome
U
نیمه گنبد
semipublic
U
نیمه همگانی
semicrystalline
U
نیمه بلورین
semiterrestrial
U
نیمه خاکی
semicolonial
U
نیمه مستعمره
semicolonialism
U
نیمه مستعمراتی
semiconscious
U
نیمه اگاه
semiconscious
U
نیمه هوشیار
partially sighted
U
نیمه بینا
semi finals
U
نیمه نهایی
semisynthetic
U
نیمه مصنوعی
semiconscious
U
نیمه بیهوش
underemployed
U
نیمه کار
semicrystalline
U
نیمه متبلور
preconscious
U
نیمه هشیار
semireligious
U
نیمه مذهبی
sub-tropical
U
نیمه حاره
semirigid
U
نیمه سخت
semihard
U
نیمه محکم
semi-finals
U
نیمه نهایی
partial fixing
U
نیمه گیرداری
semi-final
U
نیمه نهایی
semi-conscious
U
در حال نیمه غش
semisynthetic
U
نیمه ترکیبی
semi-precious
U
نیمه بهادار
half faced
U
نیمه کاره
semilustrous
U
نیمه درخشنده
semifluid
U
نیمه ابکی
semimobile
U
نیمه متحرک
semifixed
U
نیمه ثابت
half-bat
U
آجر نیمه
drafted
U
نیمه نهایی
half-column
U
نیمه ستون
semicivilized
U
نیمه متمدن
semi conductor
U
نیمه هادی
semilogarithmic
U
نیمه لگاریتمی
semiformal
U
نیمه رسمی
draft
U
نیمه نهایی
semihard
U
نیمه سخت
semigloss
U
نیمه شفاف
half loaded
U
سلاح نیمه پر
semicinductor
U
نیمه رسانا
semigloss
U
نیمه درخشان
semilate
U
نیمه دیررس
semicinductor
U
نیمه هادی
semiofficial
U
نیمه رسمی
semilog
U
نیمه لگاریتمی
parboil
U
نیمه پختن
drafts
U
نیمه نهایی
parboiling
U
نیمه پختن
semi independent
U
نیمه مستقل
semipermanent
U
نیمه جاودان
semipermeable
U
نیمه تراوا
half time
U
نیمه بازی
semifinal
U
نیمه نهایی
semiliquid
U
نیمه مایع
half tracked
U
نیمه شنی
nocturn
U
عبادت نیمه شب
half way
U
نیمه راه
semierect
U
نیمه قائم
midsummer
U
نیمه تابستان
half-mast
U
نیمه افراشتن
parboiled
U
نیمه پختن
parboils
U
نیمه پختن
semiopaque
U
نیمه شفاف
half-mast
U
نیمه افراشتگی
semiautomatic
U
نیمه خودکار
semiopaque
U
نیمه کدر
semiarid
U
نیمه خشک
semiarboreal
U
نیمه درختی
semiaquatic
U
نیمه ابزی
half mast high
U
نیمه افراشته
halvers
U
نیمه مشترک
subliminally
U
نیمه خوداگاه
translucent
U
نیمه شفاف
partial
U
نیمه کامل
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com