English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
syntax error U اشتباه ترکیبی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
range error U اشتباه در تخمین دریایی اشتباه بردی اشتباه برد
glitches U یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
glitch U یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
out of place <idiom> U درجایی اشتباه ،درزمان اشتباه بودن
I consider that a mistake. [I regard that as a mistake.] U این به نظر من اشتباه است. [این را من اشتباه بحساب می آورم.]
combinatory U ترکیبی
agglutinative U ترکیبی
synthesic U ترکیبی
combinatorial U ترکیبی
combinative U ترکیبی
trivalency U سه ترکیبی
combinational U ترکیبی
trivalence U سه ترکیبی
composite casting U ترکیبی
synthetic U ترکیبی
synthetical U ترکیبی
ingradient U جز جز ترکیبی
mixed glue U چسب ترکیبی
synthetic method U روش ترکیبی
diphthong U صدای ترکیبی
ingredient U جزء ترکیبی
ingredients U جزء ترکیبی
turboramjet U ترکیبی از توربوجت و رم جت
mixed strategy U استراتژی ترکیبی
parathesis U ترکیبی بی تغییر
affinity U میل ترکیبی
affinities U میل ترکیبی
mixed cell refernce U ارجاع سل ترکیبی
composite symbol U علامت ترکیبی
shapeliness U خوش ترکیبی
composite metal U فلز ترکیبی
sequential storage U انباره ترکیبی
semisynthetic U نیمه ترکیبی
syntactical analysis U تحلیل ترکیبی
ordinal number U عدد ترکیبی
mix U مخلوط ترکیبی
mixes U مخلوط ترکیبی
elective affinity U میل ترکیبی
combination bands U نوارهای ترکیبی
combination influence U عامل ترکیبی
composite video U تصویر ترکیبی
diphthongs U صدای ترکیبی
combination tone U صوت ترکیبی
combinational circuit U مدار ترکیبی
ct U حمل و نقل ترکیبی
ctd U سند حمل ترکیبی
Borromini capital U [نوعی سر ستون ترکیبی]
compound leverage floor jack U اهرم بالابر ترکیبی
chemical affinity U میل ترکیبی شیمیایی
feasion U بمب ترکیبی اتمی
hemiterpene U ترکیبی بفرمول 8H5C
hydrogen bombs U بمب ترکیبی اتمی
combined transport U حمل و نقل ترکیبی
multiplex U تسهیم مخابره ترکیبی
histamine U ترکیبی بفرمول 3N9H5C
combined transport document U اسناد حمل ترکیبی
diatessaron U ترکیبی ازچهار دارو
hydrogen bomb U بمب ترکیبی اتمی
latten U ترکیبی مانند فلز برنج
lattin U ترکیبی مانند فلز برنج
cob U [ترکیبی از خاک رس، ریگ، شن و کاه و آب]
mixed column line chart U نمودار ستونی- خطی ترکیبی
mixed column line graph U نمودار ستونی- خطی ترکیبی
combined transport operator U عامل حمل و نقل ترکیبی
contraction parry U ترکیبی ازدفاع ساده وچرخشی
carbide U ترکیبی از کربن و چند عنصرفلزی
ketol U ترکیبی مرکب ازالکل و استون
fiata combined transport bill of lading U بارنامه حمل ترکیبی "فیاتا"
cto U عامل حمل ونقل ترکیبی
basophile U میل ترکیبی شدیدبا موادقلیایی
deoxidize U از صورت ترکیبی با اکسیژن دراوردن
basophil U میل ترکیبی شدید با موادقلیایی
hexahydrate U ترکیبی که دارای شش ذره اب باشد
datum error U اشتباه سطح مبنای ارتفاع اشتباه سطح مبنای اب دریا
iodoform U ترکیبی از ید که برای گندزدایی و مانند انهابکارمیبرند
BPP U چهار بیت برای ترکیبی از رنگها
BPP U هشت بیت برای ترکیبی از رنگها
syntactical U طبق قواعد صرف ونحوی ترکیبی
soft return U فرمان ترکیبی رد کردن خط ورفتن به خط بعدی
syntactic U طبق قواعد صرف ونحوی ترکیبی
delivery error U اشتباه پرتاب اشتباه در سیستم پرتاب
protoxide U ترکیبی که حداقل ذرات اکسیژن دران باشد
to orient compound U نسبت اجزای ترکیبی را بایکدیگر تعیین کردن
polyene U ترکیبی الی که دارای پیوستگی مضاعف است
She has long and shapely legs . U ساق پاهای کشیده وخوش ترکیبی دارد
monad U ذره بسیط که نیروی ترکیبی یک هیدروژن است
chloramine U هرنوع ترکیبی که دارای ازت و کلر باشد
cannon U [ترکیبی از سبک های امپراتوری ناپلئون و فدرال]
silicone U ترکیبی الی بفرمول Sio2R شبیه کتون
consolute U ترکیبی از دو یا چند مایع که بر هر نسبتی در یکدیگر حل شوند
hypotaxis U رابطه ترکیبی یا صرف ونحوی کلمه اصلی بامشتقاتش
octad U جسم بسیط یا ذرهای که قوه ترکیبی ان برابر است با8واحد
fbl U lading of bill combinedtransport FIATA بارنامه حمل ترکیبی "فیاتا"
distemper U ترکیبی از گچ اب چسب و موادرنگی که در رنگ کردن داخل اطاقها بکار میرود
character U یکی از نمادهای مقدماتی که برای بیان اطلاعات بصورت مجزا یا ترکیبی بکار میرود
dual U دادههای ترکیبی هر مجموعهای از داده در پاس یا لبه ساعت مختلف آماده و معتبر است
characters U یکی از نمادهای مقدماتی که برای بیان اطلاعات بصورت مجزا یا ترکیبی بکار میرود
opalite U ترکیبی که دارای رنگهای مختلف بوده و برای براق کردن نمای اجری بکار میرود
large model U مدل حافظه که کد و داده تا کلید بایت جریان دارند ولی اندازه ترکیبی باید از مگابایت کمتر باشد
card U ترکیبی از سوراخهای پانچ شده که معرف حروف روی پانچ کارت است
cards U ترکیبی از سوراخهای پانچ شده که معرف حروف روی پانچ کارت است
Composite Order U [شیوه ی ترکیبی ستون سازی رمی با ستون های پیچکی تزئین شده]
polyamide U پلی امید ترکیبی شامل چند گروه امید
barratry U اشتباه
discrepancy U اشتباه
errancy U اشتباه
snafu U اشتباه
incorrectness U اشتباه
wrong U اشتباه
wronging U اشتباه
mistaking U اشتباه
wrongs U اشتباه
mistake U اشتباه
lap sus U اشتباه
faults U اشتباه
inerrant U بی اشتباه
mix-ups U اشتباه
mix-up U اشتباه
mix up U اشتباه
jeofail U اشتباه
mistakenness U اشتباه
fault U اشتباه
faulted U اشتباه
mistakes U اشتباه
goofs U اشتباه
in error <adj.> U اشتباه
flounder U اشتباه
floundered U اشتباه
overseen U در اشتباه
fumbled U اشتباه
fumble U اشتباه
goof U اشتباه
goofed U اشتباه
fumbles U اشتباه
goofing U اشتباه
errors U اشتباه
floundering U اشتباه
error U اشتباه
false <adj.> U اشتباه
to put one in the wrong U اشتباه
clanger U اشتباه
fallacies U اشتباه
fallacy U اشتباه
trip U اشتباه
flounders U اشتباه
trips U اشتباه
tripped U اشتباه
faux pas U اشتباه
acid diluent ترکیبی که با قلم زنی سطح فلز باعث اتصال بهتر لایه های پرداخت با سطح فلزمیشود
falsely <adv.> U بصورت اشتباه
wrongly <adv.> U بطور اشتباه
faultily <adv.> U بصورت اشتباه
wrongly <adv.> U بصورت اشتباه
flub U اشتباه احمقانه
incorrectly <adv.> U بصورت اشتباه
phonily <adv.> U بصورت اشتباه
unintentionally <adv.> U بصورت اشتباه
spuriously <adv.> U بصورت اشتباه
delivery error U اشتباه در تیراندازی
inadvertently <adv.> U بصورت اشتباه
by accident <adv.> U بصورت اشتباه
by mistake <adv.> U بطور اشتباه
by a mistake <adv.> U بطور اشتباه
as a result of a mistake <adv.> U بطور اشتباه
dispersion error U اشتباه پراکندگی
by accident <adv.> U بطور اشتباه
inadvertently <adv.> U بطور اشتباه
unintentionally <adv.> U بطور اشتباه
spuriously <adv.> U بطور اشتباه
by mistake <adv.> U بصورت اشتباه
by a mistake <adv.> U بصورت اشتباه
as a result of a mistake <adv.> U بصورت اشتباه
deflection error U اشتباه سمت
phonily <adv.> U بطور اشتباه
systematic error U اشتباه سیستماتیک
make a mistake <idiom> U اشتباه کردن
to read wrong U اشتباه [ی] خواندن
miswrite U اشتباه نوشتن
mistakenness U در اشتباه بودن
mistaken party U اشتباه کننده
mistake of law U اشتباه حکمی
slip of the tongue <idiom> U اشتباه لپی
mistake of fact U اشتباه موضوعی
trip up <idiom> U اشتباه کردن
off the beam <idiom> U اشتباه ،خطا
I made a mistake . I was wrong. U من اشتباه کردم
to make a mistake U اشتباه کردن
to make an error U اشتباه کردن
professional misconduct U اشتباه حرفهای
probable error U اشتباه احتمالی
to put wise U از اشتباه دراوردن
to set U از اشتباه دراوردن
you are mistaken U در اشتباه هستید
peccant U اشتباه کار
parachronism U اشتباه تاریخی
mistakable U قابل اشتباه
misstep U اشتباه درقضاوت
lapsus memoriac U اشتباه یا لغزش
lapsus linguac U اشتباه لپی
falsely <adv.> U بطور اشتباه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com