English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
side chain substitution U استخلاف در زنجیر جانبی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
side chain U زنجیر جانبی
substitution U استخلاف
free radical substitution U استخلاف رادیکالی
catenary U شکم دادگی زنجیر یا سیم انحنای زنجیر
nucleophilic aromatic substitution U استخلاف هسته دوستی اروماتیکی
electrophilic aromatic substitution U استخلاف الکترون دوستی اروماتیکی
sprocket U قاب زنجیر یاچرخ زنجیر
expansion interface U حافظه جانبی وسایر دستگاههای جانبی رابه یک کامپیوتر اصلی اضافه کند
bells and whistles U خصوصیات جانبی و پیشرفته یک برنامه کاربردی یا وسیله جانبی
sidelap U بالههای جانبی هواپیما پوشش جانبی عکسها رویهم
peripheral U مداری که امکان کار کامپیوتر با رسانه جانبی با کمک پورتهای سریال و موازی و سایر سیگنالهای تصدیق لازم برای واسط شدن بین وسیله جانبی
communication U بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
channeling U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channelled U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channels U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channeled U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channel U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
side effect U عوارض جانبی [اثر جانبی]
wait condition U 1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
wait state U 1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
power down U خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
byeffect U عوارض جانبی [اثر جانبی]
adverse reaction U عوارض جانبی [اثر جانبی]
fall-out [side effect] U عوارض جانبی [اثر جانبی]
secondary effect U عوارض جانبی [اثر جانبی]
spillover effect U عوارض جانبی [اثر جانبی]
by-effect U عوارض جانبی [اثر جانبی]
external U روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals U روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
side spray U بسکهای جانبی گلوله ترکشهای جانبی گلوله
flank observation U دیدبانی جانبی دیدبانی از دیدگاه جانبی
chains U :زنجیر
chains U زنجیر
bond U زنجیر
catena U زنجیر
chain gang U هم زنجیر
barrel U زنجیر
manacles U زنجیر
manacled U زنجیر
manacle U زنجیر
barrels U زنجیر
sling U زنجیر
slinging U زنجیر
slings U زنجیر
curb U زنجیر
curbed U زنجیر
curbing U زنجیر
curbs U زنجیر
fetter U زنجیر
fettered U زنجیر
fettering U زنجیر
fetters U زنجیر
chain زنجیر
chain U زنجیر
manacling U زنجیر
chainless U بی زنجیر
linkwork U زنجیر
toll bar U زنجیر
line of skirmishers U خط زنجیر
gyve U غل و زنجیر پا
measuring chain U زنجیر مساحی
tire chain U زنجیر چرخ
markov chain U زنجیر مارکوف
naval pipe U مجرای زنجیر
load chain U زنجیر بار
link chain U زنجیر اتصال
link chain U زنجیر رابط
bridled U زنجیر مهار
line of skirmishers U حمله به خط زنجیر
lugless joining shackle U بخوی زنجیر
chain U زنجیر مساحی
joining shackle U بخوی زنجیر
tire chain U زنجیر یخ شکن
parent chain U زنجیر مادر
parent chain U زنجیر اصلی
bridles U زنجیر مهار
bridling U زنجیر مهار
block and tackle U قرقره و زنجیر
surveyor's chain U زنجیر مساحی
sprocket wheel U چرخ زنجیر
sprocket U تاج زنجیر
grow U راه زنجیر
sprocket U چرخ زنجیر
sprocket U دنده زنجیر
skid chain U زنجیر چرخ
print chain U زنجیر چاپ
grows U راه زنجیر
enfetter U زنجیر کردن
idler pulley U قرقره زنجیر
creeper track U زنجیر خزشی
cable holder U دوار زنجیر
cable locker U چاه زنجیر
carrick bend U گره زنجیر
closed chain U زنجیر حلقهای
chainlet U زنجیر کوچک
chain cable U زنجیر لنگر
chain case U جعبه زنجیر
chain grab U زنجیر گیر
chain hook U هوک زنجیر
chain locker U انبار زنجیر
chain locker U چاله زنجیر
chain pipe U لوله زنجیر
chain track U مسیر زنجیر
chain pulley U قرقره زنجیر
chain sprocket U چرخ زنجیر
crane chain U زنجیر جرثقیل
band chain U زنجیر مساحی
full tracked U تمام زنجیر
endless chain U زنجیر مدور
enchain U زنجیر کردن
chains U زنجیر مساحی
elevating chain U زنجیر بالابر
daughter chain U زنجیر نوزاد
daughter chain U زنجیر فرعی
linkage U حلقههای زنجیر
linkages U حلقههای زنجیر
fob U زنجیر ساعت
tow U زنجیر یدک کش
tows U زنجیر یدک کش
tier U زنجیر لنگر
tiers U زنجیر لنگر
hoisting chain U زنجیر بالابر
chain wheel U چرخ زنجیر
bridle U زنجیر مهار
link U زنجیر قلاب
bands U بند و زنجیر
windlass U دوار زنجیر
windlasses U دوار زنجیر
funicular U زنجیر نیروها
link U حلقه زنجیر
funiculars U زنجیر نیروها
band U بند و زنجیر
long chain polymer U بسپار بلند زنجیر
line to line voltage U ولتاژ زنجیر شده
homochain polmer U بسپار جور زنجیر
homoatomic chain U زنجیر جور اتم
heteroatomic chain U زنجیر ناجور اتمی
heave short U کوتاه کردن زنجیر
pawn chain U زنجیر پیادهای شطرنج
shorten in cable U کوتاه کردن زنجیر
pointer chain U زنجیر اشاره گرها
veer on power U با دوار زنجیر دادن
unshackle U از زنجیر ازاد کردن
unchain U از زنجیر و بندرها کردن
link U دانه زنجیر پیوند
sprocket chain U زنجیر دندانه دار
straight chain structure U ساختار راست زنجیر
ground tackle U زنجیر لنگر و متعلقات ان
grab chain U زنجیر قلاب دار
chain pipe U دهانه چاله زنجیر
shots U یک طول زنجیر لنگر
chainwheel U چرخ زنجیر خور
drag chain conveyor U نقاله با زنجیر مقاوم
chain hook U دیلم زنجیر لنگر
enfetter U گرفتارغل و زنجیر کردن
keckle U زنجیر پیچ کردن
chain case U جعبه محافظ زنجیر
catenary U چون دانههای زنجیر
vehicle chain U زنجیر وسیله نقلیه
carbon chain polymer U بسپار زنجیر کربنی
buoy pendant U زنجیر مهار بویه
shot U یک طول زنجیر لنگر
anti skid chain U زنجیر محافظ در برابر لغزش
chain U سری عکسهای یک منطقه زنجیر
chains U سری عکسهای یک منطقه زنجیر
chained file U پرونده یا فایل زنجیر شده
hawse buckler U درپوش حفره زنجیر لنگر
hobble U مانع حرکت شدن زنجیر
hobbled U مانع حرکت شدن زنجیر
hobbles U مانع حرکت شدن زنجیر
hobbling U مانع حرکت شدن زنجیر
paravanc U جداکننده زنجیر مین دریایی
link U حلقه زنجیر نوار فشنگ
rouse out U بالا دادن زنجیر لنگر
bitter end U انتهای طناب یا زنجیر قایق
studded chain U حلقه زنجیر میان دار
martingale U طناب یا زنجیر زیرین دگل یابادبان
half track U خودرو نیمه شنی یا نیم زنجیر
catenate U چون دانههای زنجیر مسلسل کردن
enchain U در زنجیر نهادن محکم نگاه داشتن
toggles U میخ یا پیچ اتصالی حلقه زنجیر
toggle U میخ یا پیچ اتصالی حلقه زنجیر
curb chain U زنجیر وصل به هویزه زیر فک اسب
chain gang U دستهای از محکومین که بهم زنجیر شده اند
scope U طول زنجیر ارتفاع سنج ناو منظور
chains U زنجیر 09 متری برای اندازه گیری خط پیشروی
chain U زنجیر 09 متری برای اندازه گیری خط پیشروی
watch guard U زنجیر یا طنابی که برای نگهداشتن و پاییدن کسی بکارمیبرند
cabled U طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cable U طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
accessory U جانبی
laterad U جانبی
bilateral U دو جانبی
contour line U خط جانبی
adverse reaction U اثر جانبی
sidelong U جانبی
by-effect U اثر جانبی
secondary effect U اثر جانبی
byeffect U اثر جانبی
fall-out [side effect] U اثر جانبی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com