Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
word of mouth
<idiom>
U
از منبع موثق
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
authority
U
منبع صحیح و موثق
authority
U
منبع موثق
Other Matches
ups
U
منبع تغذیه که حاوی منبع متناوب است به قط عات ,حتی پس از یک خرابی اساسی
uninterruptable power supply
U
منبع تغذیه که میتواند یک منبع متناوب برای قطعه تولید کند حتی پس از یک خرابی اصلی
authoritative
U
موثق
credible
U
موثق
reliable
U
موثق
reliant
U
موثق
authentical
U
موثق
faithworthy
U
موثق
genuine
U
موثق
authentic
U
موثق
deadlock
U
موقعیتی که دو کاربر می خواهند به دو منبع در یک زمان دستیابی داشته باشند به هر کار یک منبع اخصای داده میشود ولی نمیتوانند ازمنابع همدیگر استفاده کنند
official
U
موثق و رسمی
genuinely
U
بطور موثق
trustworthy
U
موثق درست
line source
U
منبع خطی منبع شبکه
phonies
U
غیر موثق غلط
phoneys
U
غیر موثق غلط
authentic
U
موثق قابل اعتماد
phoney
U
غیر موثق غلط
source code
U
کد منبع
small reservoir at well top
U
منبع
hotbeds
U
منبع
hotbed
U
منبع
pool
U
منبع
pooled
U
منبع
reference
U
منبع
resourc
U
منبع
references
U
منبع
rootstock
U
منبع
origin
U
منبع
water supplies
U
منبع اب
fount
U
منبع
resource
U
منبع
fountains
U
منبع
fountain
U
منبع
origins
U
منبع
receptacle
U
منبع
cisterns
U
منبع اب
cisterns
U
منبع
cistern
U
منبع اب
cistern
U
منبع
head spring
U
منبع
water supply
U
منبع اب
pools
U
منبع
supplied
U
منبع
wellspring
U
منبع
receptacles
U
منبع
supplying
U
منبع
supply
U
منبع
source
U
منبع
water system
U
منبع اب
grid bias supply
U
منبع ولتاژشبکه
fountainhead
U
منبع خبر
wellhead
U
منبع چشمه
elevator boot
U
منبع بالابر
heat supply
U
منبع حرارتی
magnetic storage
U
منبع مغناطیسی
resource management
U
مدیریت منبع
lighting source
U
منبع روشنایی
light source
U
منبع نور
light point
U
منبع روشنایی
isogenous
U
دارای یک منبع
information source
U
منبع اطلاعات
incandescent source
U
منبع ملتهب
image source
U
منبع تصویر
illuminant
U
منبع نور
excitation source
U
منبع برانگیختگی
energy supply
U
منبع انرژی
attack origine
U
محل یا منبع تک
mines
U
منبع مامن
mined
U
منبع مامن
mine
U
منبع مامن
cooling water supply
U
منبع اب سرد
aliunde
U
از منبع دیگر
agency of communications
U
منبع ارتباط
resource
U
منبع ممر
store of value
U
منبع ارزش
cold body
U
منبع سرد
original
U
منبع سرچشمه
energizer
U
منبع انرژی
elevated tanke
U
منبع اب هوائی
electron emitter
U
منبع الکترون
data source
U
منبع داده
current supply
U
منبع جریان
cold water supply
U
منبع ابسرد
originals
U
منبع سرچشمه
source
U
منبع برق
resource allocation
U
اختصاص منبع
power supply
U
منبع انرژی
power supply
U
منبع تغذیه
power supplay
U
منبع قدرت
voltage source
U
منبع ولتاژ
source program
U
برنامه منبع
voltage source
U
منبع قدرت
source of power
U
منبع انرژی
resource sharing
U
اشتراک منبع
source routine
U
روال منبع
source
U
منبع منشاء
resource file
U
فایل منبع
radiation source
U
منبع تشعشع
source register
U
ثبات منبع
thermal reservoir
U
منبع گرمایی
thermal reservoir
U
منبع گرما
source of power
U
منبع قدرت
voltage source
U
منبع الکتریسیته
power source
U
منبع قدرت
source document
U
سند منبع
message source
U
منبع پیام
source data
U
دادههای منبع
mains supply
U
منبع شبکه
system resource
U
منبع سیستم
source language
U
زبان منبع
source computer
U
کامپیوتر منبع
neutron source
U
منبع نوترون
power supplay
U
منبع تغذیه
second source
U
منبع دوم
source listing
U
لیست منبع
noises
U
منبع تغذیه
noise
U
منبع تغذیه
bonanza
U
منبع عایدی مهم
candlepower
U
شدت نور یک منبع
source data automation
U
خودکاری داده منبع
bonanzas
U
منبع عایدی مهم
archeological site
U
منبع
[باستان شناسی]
adscititious
U
دارای منبع خارجی
site of the find
U
منبع
[باستان شناسی]
resource sharing
U
اشتراک گذاشتن منبع
source listing
U
لیست برداری منبع
cash cow
<idiom>
U
منبع خوبی از پول
non renewable resource
U
منبع تجدید ناپذیر
magnetic store
U
حافظه یا منبع مغناطیسی
information resource management
U
مدیریت منبع اطلاعات
internal power supply
U
منبع تغذیه داخلی
mechanical energy reservoir
U
منبع انرژی الکتریکی
line source
U
منبع خطی شکل
magnetic tape store
U
منبع یا حافظه نوارمغناطیسی
low frequency source
U
منبع فرکانس پایین
low voltage supply
U
منبع فشار ضعیف
welding source
U
منبع جریان جوش
non renewable resource
U
منبع بازگشت ناپذیر
voltage source
U
منبع فشار الکتریکی
electronic power supply
U
منبع تغذیه الکترونیکی
radix
U
پایه منبع اصلی
power supply switch
U
کلید منبع تغذیه
power supply cable
U
کابل منبع قدرت
light source colour
U
رنگ منبع نور
emergency power supply
U
منبع قدرت اضطراری
power supply cable
U
کابل منبع تغذیه
goldmines
U
منبع در آمد سرشار
goldmine
U
منبع در آمد سرشار
x ray source
U
منبع اشعه رونتگن
magnetic energy storage
U
منبع انرژی مغناطیسی
provenance
U
منبع
[باستان شناسی]
gravy trains
U
منبع در امد نامشروع
switch
U
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
motors
U
منبع نیروی مکانیکی
switches
U
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
motored
U
منبع نیروی مکانیکی
switched
U
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
motor
U
منبع نیروی مکانیکی
motor-
U
منبع نیروی مکانیکی
cisterns
U
حوضچه ارامش منبع
gravy train
U
منبع در امد نامشروع
turn off
U
قط ع منبع تغذیه یک ماشین
turn-off
U
قط ع منبع تغذیه یک ماشین
turn-offs
U
قط ع منبع تغذیه یک ماشین
cistern
U
حوضچه ارامش منبع
uninterruptable power supply
U
منبع تغذیه وقفه ناپذیر
gravy train
U
منبع درامد بدون زحمت
powered
U
توقف منبع تغذیه الکتریکی
gravy trains
U
منبع درامد بدون زحمت
power
U
توقف منبع تغذیه الکتریکی
mains electricity
U
منبع الکتریسیته محلی مشتریان
mains power supply unit
U
واحد منبع تغذیه شبکه
powers
U
توقف منبع تغذیه الکتریکی
r f power supply
U
منبع توان بسامد رادیویی
symbolically
U
نوشتن برنامه به زبان منبع
aircraft battery
U
منبع الکتریکی برای هواپیما
symbolic
U
نوشتن برنامه به زبان منبع
powering
U
توقف منبع تغذیه الکتریکی
lay in
<idiom>
U
ذخیره منبع وموجودی چیزی
ghost signals
U
علایم راداری بدون منبع
source data automation
U
کنترل خودکار داده منبع
source
U
کامپیوتری که میتواند منبع را کامپایل کند
turn on
U
وصل کردن منبع تغذیه یک ماشین
switched
U
یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
switch
U
یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
data packet
U
منبع ارسال سری داده در یک بسته
switches
U
یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
powers
U
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
sagged
U
کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
powering
U
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
sags
U
کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
sag
U
کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
read in
U
ارسالی داده از منبع خارجی به کامپیوتر اصلی
powered
U
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
power
U
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
output
U
عمل ارسال اطلاع یا داده از منبع به کاربر
outputs
U
عمل ارسال اطلاع یا داده از منبع به کاربر
bare base
U
فرودگاهی دارای خط اتومبیل و تاکسی و منبع اب اشامیدنی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com