English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (39 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
tackle U از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackled U از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackles U از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackling U از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
acquitting U از عهده برامدن انجام وفیفه کردن
acquits U از عهده برامدن انجام وفیفه کردن
affords U از عهده برامدن
cope U از عهده برامدن
affording U از عهده برامدن
afforded U از عهده برامدن
coped U از عهده برامدن
copes U از عهده برامدن
copings U از عهده برامدن
take out U از عهده برامدن
answers U جواب دادن از عهده برامدن
answer U جواب دادن از عهده برامدن
answering U جواب دادن از عهده برامدن
answered U جواب دادن از عهده برامدن
geared U اسباب لوازم
gear U اسباب لوازم
gears U اسباب لوازم
paraphernalia U اسباب لوازم
sanitate U دارای لوازم بهداشتی کردن
equipage U اسباب و لوازم جنگی
toiletry U لوازم ارایش اسباب توالت
assumes U بعهده گرفتن
to take in hand U بعهده گرفتن
To undertake . To take on. U بعهده گرفتن
assume U بعهده گرفتن
subrogate U بجای دیگری تعهداتی بعهده گرفتن جانشین دیگری کردن
To bear ( assume , accept ) a responsibility undertook the age of eighty . U مسئولیتی را بعهده گرفتن
undertakes U عهده دار شدن بر عهده گرفتن متعهد شدن
undertaken U عهده دار شدن بر عهده گرفتن متعهد شدن
undertake U عهده دار شدن بر عهده گرفتن متعهد شدن
undertakes U بعهده گرفتن قول دادن
undertaken U بعهده گرفتن قول دادن
undertake U بعهده گرفتن قول دادن
undertaking U به عهده گرفتن
take over U به عهده گرفتن
to bear any customs duties U هر گونه عوارض گمرکی را به عهده گرفتن
to bear all customs duties and taxes U تمام عوارض گمرکی و مالیات را به عهده گرفتن
accessory U لوازم یدکی لوازم اضافی
to stand the racket U ازعهده ازمایش برامدن تحمل سختی وامتحان کردن بردباری
internal wrenching bolt U پیچ فولادی بسیار مقاومی که سر ان دارای فرورفتگی شش گوشی برای جا گرفتن اچارالن میباشد
disfurnish U بی اسباب کردن
at the owner's risk U بعهده مالک
to form a plot U اسباب چینی کردن
conspiratress U اسباب چینی کردن
moves U اسباب کشی کردن
to shift to the new building U اسباب کشی کردن
moved U اسباب کشی کردن
move U اسباب کشی کردن
move house U اسباب کشی کردن
moves U اسباب کشی کردن تکان
move U اسباب کشی کردن تکان
mounting U اسباب سوار شدن یا کردن
To collect (pack)the household goods. U اسباب خانه را جمع کردن
moved U اسباب کشی کردن تکان
bulged U برامدن
bulges U برامدن
coped U برامدن
to be deduced U برامدن
bulge U برامدن
cope U برامدن
protuberate U برامدن
bulging U برامدن
copings U برامدن
arisen U برامدن
copes U برامدن
presiding U ریاست جلسه را بعهده داشتن
presides U ریاست جلسه را بعهده داشتن
presided U ریاست جلسه را بعهده داشتن
preside U ریاست جلسه را بعهده داشتن
to move in U بخانه تازه اسباب کشی کردن
pilots U اسباب تنظیم ومیزان کردن چیزی
pilot U اسباب تنظیم ومیزان کردن چیزی
piloted U اسباب تنظیم ومیزان کردن چیزی
move in U به خانه تازه اسباب کشی کردن
afforded U ازعهده برامدن
exhalation U نفس برامدن
affording U ازعهده برامدن
affords U ازعهده برامدن
to take out U ازعهده برامدن
This check is on bank Melli . U این چه بعهده بانک ملی است
arise U بوجود اوردن برامدن
arises U بوجود اوردن برامدن
arising U بوجود اوردن برامدن
handler U یک فایل یا تسهیلات وقفه را بعهده دارد دستگذار
handlers U یک فایل یا تسهیلات وقفه را بعهده دارد دستگذار
at the owner's risk U با قید اینکه هرگونه خسارت بعهده مالک
governesses U زنی که موافبت بچه یا اشخاص جوان را بعهده میگیرد زن حاکم
leading lady U ستاره زنی که نقش اول رادرنمایش یا سینما بعهده دارد
governess U زنی که موافبت بچه یا اشخاص جوان را بعهده میگیرد زن حاکم
langrel U اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
langridge U اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
langrage U اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
pedrail U اسباب خودکار برای اسان کردن حرکت ماشینهای سنگین در جادههای ناهموار
service U شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
serviced U شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
on U عهده
responsibilities U عهده
undertaking U عهده
responsibility U عهده
garrote U اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
garotte U اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
undertaking U کسیکه کفن ودفن مرده را بعهده میگیرد مقاطعه کارکفن ودفن متعهد
undertaker U کسیکه کفن ودفن مرده را بعهده میگیرد مقاطعه کارکفن ودفن متعهد
undertakers U کسیکه کفن ودفن مرده را بعهده میگیرد مقاطعه کارکفن ودفن متعهد
charges U عهده دارکردن
responsible U عهده دار
charge U عهده دارکردن
charged U عهده دار
charges U عهده داری
charge U عهده داری
entrusted U عهده دار
incumbency U عهده داری
afford از عهده برآمدن
to be incapable U از عهده بر نیامدن
acquit از عهده برآمدن
fitments U لوازم
needments U لوازم
fitting U لوازم
equipment U لوازم
tackled U لوازم
apparatus U لوازم
fittings U لوازم
accessories U لوازم
furnishings U لوازم
dixings U لوازم
service U لوازم
tackling U لوازم
fixing U لوازم
estovers U لوازم
equipments U لوازم
fitment U لوازم
tackles U لوازم
fixings U لوازم
tackle U لوازم
serviced U لوازم
I am not up to it . It is beyond my control. I cannot cope . U از عهده من خارج است
drawen on the national bank U عهده بانک ملی
guarantee U عهده دار شدن
drawn on U کشیده شدن عهده
assume U عهده دار شدن
at owner's risks U ریسک به عهده مالک
charge some one with U به عهده کسی گذاشتن
draw U کشیده شدن عهده
guarantees U عهده دار شدن
assumes U عهده دار شدن
be up to U به عهده کسی بودن
guaranteed U عهده دار شدن
stand U عهده دارشدن موقعیت
draws U کشیده شدن عهده
sponsorship U عهده گیری اعانت
goldie lock U فرمان پست رادار زمینی به هواپیما دایر بر اینکه رادارکنترل زمینی هدایت هواپیمارا بعهده گرفته است
utensils U لوازم اشپزخانه
tackle U لوازم کار
fittings U لوازم قایق
outfits U لوازم فنی
outfit U لوازم فنی
accessory U لوازم یدکی
utensil U لوازم اشپزخانه
fire-irons U لوازم بخاری
accessory U لوازم فرعی
illuminating fixture U لوازم روشنایی
photography U لوازم عکاسی
tackles U لوازم کار
tackled U لوازم کار
travelling outfit U لوازم سفر
rigged U لوازم لباس
kitchen stuff U لوازم اشپزخانه
tool tether U لوازم مورداحتیاج
throwing apparatus U لوازم پرتاب
accessories U لوازم یدکی
kits U بسته لوازم
maintenance materials U لوازم تعمیرات
plumbing tools U لوازم لولهکشیخانه
photographic accessories U لوازم عکاسی
personal effects U لوازم شخصی
firing accessories U لوازم احتراق
camping equipment U لوازم مخصوصاردو
kit U بسته لوازم
hairstyling accessories U لوازم آرایشمو
bedding U لوازم تختواب
Home appliances U لوازم خانگی
accessory U لوازم کمکی
rig U لوازم لباس
stationery U لوازم التحریر
rigs U لوازم لباس
sanitary ware U لوازم بهداشتی
tackling U لوازم کار
fittings U لوازم ثابت
take the chair U ریاست انجمنی را بر عهده داشتن
caveat subscriptor U مسئولیت به عهده عضو میباشد
duties on buyer's account U حقوق گمرکی به عهده خریداراست
hold the fort <idiom> U از عهده کاری شاق برآمدن
carrier's risk U خطرات به عهده حمل کننده
emprise U تقریر عهده دار شدن
draw on U عهده کسی برات کشیدن
carrige forward U کرایه به عهده گیرنده کالا
married under a contract unlimited perio U زن گرفتن شوهر کردن مزاوجت کردن عروسی کردن با
stationers U فروشنده لوازم التحریر
stationer U فروشنده لوازم التحریر
table ware U لوازم میز یا سفره
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com