Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (19 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
salvage
U
از خطرنابودی نجات دادن
salvaged
U
از خطرنابودی نجات دادن
salvages
U
از خطرنابودی نجات دادن
salvaging
U
از خطرنابودی نجات دادن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
survived
U
نجات دادن
survive
U
نجات دادن
delivers
U
نجات دادن
redeliver
U
از نو نجات دادن
recovers
U
نجات دادن
recovering
U
نجات دادن
deliver
U
نجات دادن
survives
U
نجات دادن
recover
U
نجات دادن
surviving
U
نجات دادن
save
U
نجات دادن پس انداز کردن
saved
U
نجات دادن پس انداز کردن
saves
U
نجات دادن پس انداز کردن
to rescue people from the water
U
مردم را
[از غرق شدن ]
در آب نجات دادن
to rescue somebody from drowning
U
کسی را از غرق شدن نجات دادن
reclaimed
U
نجات دادن زمین بایر را دایر کردن
reclaim
U
نجات دادن زمین بایر را دایر کردن
reclaims
U
نجات دادن زمین بایر را دایر کردن
reclaiming
U
نجات دادن زمین بایر را دایر کردن
lifebuoy
U
کمربند یاحلقه نجات شناوری که برای نجات غریق بر روی اب شناور میباشد
lifebuoys
U
کمربند یاحلقه نجات شناوری که برای نجات غریق بر روی اب شناور میباشد
air sea rescue
U
عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
air-sea rescue
U
عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
rescued
U
نجات
salvation
U
نجات
rescue
U
نجات
life jacket
U
کت نجات
liveries
U
نجات
life vest
U
کت نجات
rescues
U
نجات
escape line
U
خط نجات
safety
U
نجات
liberation
U
نجات
livery
U
نجات
rescuing
U
نجات
life boad
U
قایق نجات
savior
U
نجات دهنده
parachuting
U
چتر نجات
breeches buoy
U
بویه نجات
salvageable
U
قابل نجات
salvable
U
نجات یافتنی
life boat
U
کرجی نجات
saviour
U
نجات دهنده
saviours
U
نجات دهنده
lifebelt
U
کمربند نجات
refugee relief
U
نجات پناهندگان
rescue basket
U
زنبیل نجات
rescue operation
U
عملیات نجات
lifebelts
U
کمربند نجات
survivors
U
نجات یافتگان
safety belts
U
کمربند نجات
parachutes
U
چتر نجات
saves
U
نجات دروازه
crash boat
U
قایق نجات
saved
U
نجات دروازه
life float
U
قایق نجات
save
U
نجات دروازه
safety boat
U
قایق نجات
deep submergence
U
زیردریایی نجات
resuscitation
U
نجات غریق
lifeguard
U
نجات غریق
parachuted
U
چتر نجات
survival pack
U
بسته نجات
parachute
U
چتر نجات
survival suit
U
لباس نجات
safety belt
U
کمربند نجات
lifeguards
U
نجات غریق
life belt
U
کمربند نجات
life raft
U
قایق نجات
life jacket
U
جلیقه نجات
lifeboats
U
قایق نجات
life line
U
طناب نجات
lifeboat
U
قایق نجات
salvation
U
سبب نجات
lifesaving
U
نجات غریق
liferaft
U
شناوه نجات
life vest
جلیقه نجات
plane guard
U
ناو نجات
life line
U
بند نجات
plane guard
U
ناوگارد نجات
lifeguard submarine
U
زیردریایی نجات
life net
U
تور نجات
life buoy
U
بویه نجات
life buoy
U
حلقه نجات
parachut
U
چتر نجات
fire escape
U
نردبان نجات
stole
U
جلیقه نجات
fire escapes
U
نردبان نجات
lifesaving
U
وسیله نجات غریق
liferaft
U
قایق نجات لاستیکی
lifesaving
U
نجات دهنده زندگی
helicopter rescue net
U
تور نجات هلیکوپتر
lifesaver
U
نجات دهنده زندگانی
life vest
U
لباس نجات غریق
life belt
U
لاستیک نجات غریق
life belt
U
کمربند نجات غریق
search and rescue
U
عملیات تجسس و نجات
soteriology
U
مبحث نجات رستگاری
fire and rescue
U
نجات و اطفای حریق
rescue and assistance
U
عملیات نجات و مددکاری
survivors
U
نجات یافتگان از مرگ
lifeguards
U
مامور نجات غریق
paradrop
U
بارریزی باچتر نجات
pararescue team
U
تیم تجسس و نجات
rescue chamber
U
اطاقک نجات زیردریایی
lifeguard
U
گارد نجات دریایی
lifeguard
U
مامور نجات غریق
pararaft
U
وسایل نجات چتربازی
life buoy
U
حلقه نجات غریق
mae west
U
جلیقه نجات فشاری
helicopter rescue strop
U
کمربند نجات هلیکوپتر
lifeguards
U
گارد نجات دریایی
fire and rescue
U
عملیات نجات و اطفای حریق
lifelines
U
طناب یارسن نجات غواص
lifeline
U
طناب یارسن نجات غواص
lifesaver
U
عضودسته نجات غریق وامثال ان
lifeguard
U
نجات غریق محافظ شخصی
unsaved
U
محفوظ نشده نجات نیافته
redeemers
U
رهایی بخش نجات دهنده
lifeguards
U
نجات غریق محافظ شخصی
salvaging
U
اموال نجات یافته از خطر
salvaged
U
اموال نجات یافته از خطر
redeemer
U
رهایی بخش نجات دهنده
save one's neck/skin
<idiom>
U
نجات خوداز خطر ومشکل
salvages
U
اموال نجات یافته از خطر
salvage
U
اموال نجات یافته از خطر
life line
U
طناب وصل به حلقه نجات
salvage money
U
جایزه نجات کشتی یا محموله
helicopter double rescue harness
U
کمربند نجات دو نفره هلیکوپتر
salvor
U
نجات دهنده کشتی یا کالاهای ان در دریا
survived
U
ممانعت از تلف شدن نجات از مرگ
escaping
U
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
escapes
U
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
ski patrolman
U
عضو گروه نجات در پیست اسکی
escaped
U
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
survives
U
ممانعت از تلف شدن نجات از مرگ
life jacket
U
سینه بند نجات جلیقه ضد گلوله
surviving
U
ممانعت از تلف شدن نجات از مرگ
deep submergence
U
زیردریایی نجات کشتیهای غرق شده
escape
U
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
survive
U
ممانعت از تلف شدن نجات از مرگ
make a run for it
<idiom>
U
برای نجات جان فرار کردن
andromeda
U
از دست غولی نجات یافت وزن او شد
life raft
قایق چوبی
[برای نجات غریق]
reduce
U
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reducing
U
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces
U
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
salvage
U
نجات کشتی غرق شده یاصدمه دیده
salvages
U
نجات کشتی غرق شده یاصدمه دیده
life preserver
U
وسیله نجارت غریق وغیره اسباب نجات
salvaging
U
نجات کشتی غرق شده یاصدمه دیده
life preservers
U
وسیله نجارت غریق وغیره اسباب نجات
jettisoned
U
به دریا ریختن کالا برای نجات کشتی
jettison
U
به دریا ریختن کالا برای نجات کشتی
salvaged
U
نجات کشتی غرق شده یاصدمه دیده
jettisons
U
به دریا ریختن کالا برای نجات کشتی
para bomb
U
بمب قابل پرتاب به وسیله چتر نجات
jettisoning
U
به دریا ریختن کالا برای نجات کشتی
ski patrol
U
گروه نجات و حمل مصدومان در پیست اسکی
vents
U
سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
venting
U
سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
escape line
U
مسیر نجات پرسنل درگیر در عملیات پنهانی وچریکی
vented
U
سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
particularism
U
اعتقادباینکه نجات فقط برای برگزیدگان میسر است
vent
U
سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
anchor line extension kits
U
جعبه وسایل افزودن به طول کابل چتر نجات
aviation life support equipment
U
وسایل حفظ جان مسافرین درپرواز سینه بند نجات
roll forward
U
تابع پایگاه داده ها که کاربر را ازیک آسیب نجات میدهد.
salvage
U
نجات کشتی از خطر یا حقوقی که بابت ان گرفته میشود کالای بازیافتی
salvaged
U
نجات کشتی از خطر یا حقوقی که بابت ان گرفته میشود کالای بازیافتی
salvages
U
نجات کشتی از خطر یا حقوقی که بابت ان گرفته میشود کالای بازیافتی
salvaging
U
نجات کشتی از خطر یا حقوقی که بابت ان گرفته میشود کالای بازیافتی
salvage group
U
تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
evangelical
U
پیرو این عقیده که رستگاری و نجات دراثرایمان به مسیح بدست میاید نه دراثر کردار و اعمال نیکو
evangelic
U
پیرو این عقیده که رستگاری و نجات دراثرایمان به مسیح بدست میاید نه دراثر کردار و اعمال نیکو
consent
U
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consents
U
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consented
U
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consenting
U
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
survivals
U
باززیستی نجات از مرگ روش جان بدربردن از خطر مرگ
survival
U
باززیستی نجات از مرگ روش جان بدربردن از خطر مرگ
risers
U
انشعابات عمومی چتر نجات ستونها یا طنابهای عمودی ناو طنابهای شانهای چترنجات
salvaged
U
نجات مال یا جان کسی نجارت کسی از خطر
salvage
U
نجات مال یا جان کسی نجارت کسی از خطر
salvages
U
نجات مال یا جان کسی نجارت کسی از خطر
salvaging
U
نجات مال یا جان کسی نجارت کسی از خطر
ties
U
بند پارچهای جلیقه نجات بند
kick save
U
نجات دروازه با پای دروازه بان
tie
U
بند پارچهای جلیقه نجات بند
life jacket
U
لباس نجات لباس چوب پنبهای
escape hatch
U
دهلیز فرار دهلیز نجات
ferrying
U
گذر دادن ازیک طرف رودخانه بطرف دیگر عبور دادن
ferry
U
گذر دادن ازیک طرف رودخانه بطرف دیگر عبور دادن
ferries
U
گذر دادن ازیک طرف رودخانه بطرف دیگر عبور دادن
ferried
U
گذر دادن ازیک طرف رودخانه بطرف دیگر عبور دادن
to sue for damages
U
عرضحال خسارت دادن دادخواست برای جبران زیان دادن
to put any one up to something
U
کسیرا از چیزی اگاهی دادن کسیرادر کاری دستور دادن
example is better than precept
U
نمونه اخلاق از خود نشان دادن بهترازدستوراخلاقی دادن است
defines
U
1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
define
U
1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com