English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
aspirer U ارزو کننده
wisher U ارزو کننده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
appetence or tency U ارزو
ideal U ارزو
ideals U ارزو
wishing U ارزو
desideration U ارزو
aspirations U اه ارزو
aspiration U اه ارزو
appetence U ارزو
appetency U ارزو
will less U بی ارزو
object of d. U ارزو
one's heart'st d. U ارزو
orexis U ارزو
crave U ارزو کردن
cravings U ارزو کردن
wish U ارزو کردن
wish U ارزو خواهش
wills U خواهش ارزو
desire U ارزو کردن
desire U میل ارزو
desires U ارزو کردن
desires U میل ارزو
desiring U ارزو کردن
desiring U میل ارزو
will U خواهش ارزو
desiderate U ارزو کردن
willed U خواهش ارزو
yearned U ارزو کردن
yearns U ارزو کردن
optatively U بطور ارزو
wishes U ارزو خواهش
aspiring U ارزو داشتن
craves U ارزو کردن
aspires U ارزو داشتن
appetites U اشتها ارزو
craved U ارزو کردن
appetite U اشتها ارزو
aspired U ارزو داشتن
wishes U ارزو کردن
pantingly U ارزو کنان
yearn U ارزو کردن
aspire U ارزو داشتن
wished U ارزو کردن
wished U ارزو خواهش
ambition U ارزو جاه طلب بودن
to p for U ارزو یا اشتیاق چیزی راداشتن
aspire U ارزو کردن اشتیاق داشتن
ambitions U ارزو جاه طلب بودن
ideally U مطابق ارزو و یاکمال مطلوب
aspires U ارزو کردن اشتیاق داشتن
aspired U ارزو کردن اشتیاق داشتن
the optative mood U صیغه تمنی یا ارزو یا دعا
aspiring U ارزو کردن اشتیاق داشتن
i wish you would go U بجای ماضی استمراری در موردتمنی یا ارزو
forbidden fruit U چیزی که به واسطه ممنوع بودن انسان بدان ارزو میکند
forbidden fruits U چیزی که به واسطه ممنوع بودن انسان بدان ارزو میکند
corrector U جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
hopes U انتظار داشتن ارزو داشتن
hoped U انتظار داشتن ارزو داشتن
hoping U انتظار داشتن ارزو داشتن
hope U انتظار داشتن ارزو داشتن
altitude/height hold U متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
inhibitor U کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
propounder U ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
marshaller U هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
quick disconnect coupling U کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor U گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer U وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers U وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network U یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
del credere U وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
vasomotor U اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
interceptor U هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
changer U دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
detonators U منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
makgi boowi U نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
detonator U منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptors U هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
distractive U گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
steam fitter U نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
search jammer U تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
claqueur U تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
suppressive U خنثی کننده اتش سرکوب کننده
sprining charge U خرج چال کننده یا گود کننده
padding U پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
expostulator U سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
prepossessing U مجذوب کننده جلب توجه کننده
astigmatizer U وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order U دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
coordinator U هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
suberter U سرنگون کننده تضعیف کننده
contractive U جمع کننده چوروک کننده
supplicant U درخواست کننده تضرع کننده
prosecutor U پیگرد کننده تعقیب کننده
venerator U تکریم کننده ستایش کننده
toasters U سرخ کننده برشته کننده
homager U تجلیل کننده کرنش کننده
trimmer U دستکاری کننده صاف کننده
presenter U ارائه کننده معرفی کننده
striking force U نیروی تک کننده یا کمین کننده
gesticulant U اشاره کننده وحرکت کننده
presenters U ارائه کننده معرفی کننده
discriminant U تفکیک کننده جدا کننده
hanger U اویزان کننده معلق کننده
thwarter U خنثی کننده مسدود کننده
supplicants U درخواست کننده تضرع کننده
hangers U اویزان کننده معلق کننده
the producer and the consumer U تولید کننده و مصرف کننده
diverting U سرگرم کننده منحرف کننده
toaster U سرخ کننده برشته کننده
prosecutors U پیگرد کننده تعقیب کننده
oppressive U خورد کننده ناراحت کننده
provisioner U تدارک کننده تهیه کننده
insulators U جدا کننده عایق کننده
desolater U ویران کننده متروک کننده
corruptor U فاسد کننده منحرف کننده
presentor U ارائه کننده معرفی کننده
corrupter U فاسد کننده منحرف کننده
intermediaries U وساطت کننده مداخله کننده
cogitator U اندیشه کننده مطالعه کننده
transmitters U منتقل کننده مخابره کننده
accaimer U هلهله کننده تحسین کننده
transmitter U منتقل کننده مخابره کننده
desolator U ویران کننده متروک کننده
modifier U اصلاح کننده تعدیل کننده
whetstone U تیز کننده تند کننده
intermediary U وساطت کننده مداخله کننده
favourer U یاری کننده مساعدت کننده
insulator U جدا کننده عایق کننده
spell binder U مسحور کننده مجذوب کننده
lifter U مرتفع کننده برطرف کننده
preventive U حفافت کننده جلوگیری کننده
acknowledger U تصدیق کننده قبول کننده
vibrators U ارتعاش کننده نوسان کننده
thickener U غلیظ کننده پرپشت کننده
divider U جدا کننده تقسیم کننده
thickeners U غلیظ کننده پرپشت کننده
practicer U تمرین کننده مشق کننده
modulator demodulator U تلفیق کننده- تفکیک کننده
vibrator U ارتعاش کننده نوسان کننده
sniffy U افهار تنفر کننده فن فن کننده
modifiers U اصلاح کننده تعدیل کننده
designative U اشاره کننده تعیین کننده
skeletonizer U تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler U خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger U شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer U ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity U یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
parity bit U عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication U معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
component U اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components U اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly U اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer U تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot U تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
family U محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families U محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper U کج کننده واژگون کننده
army component U نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
supporting arms U نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
flare U گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilizer U تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flares U گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
requistioner U قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
stabilisers U تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
negative true logic U سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
desiccant U مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
delay release sinker U وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
analysis staff U ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
radar picket U ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
component command U قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater U تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumpers U شوت کننده با پرش پرش کننده
jumper U شوت کننده با پرش پرش کننده
out side U دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
mitigatory U کم کننده
surfy U کف کننده
noncommittal U رد کننده
fillets U پر کننده
fizzy U کف کننده
filler U پر کننده
solvents U اب کننده
prattfall U پچ پچ کننده
solvent U اب کننده
prater U پچ پچ کننده
skittish U رم کننده
squasher U له کننده
catterer U پچ پچ کننده
attacking U تک کننده
spurner U رد کننده
mitigative U کم کننده
benders U خم کننده
swooner U غش کننده
squelcher U له کننده
fluxing oil U اب کننده
bidders U کننده
commulator U یک سو کننده
bidder U کننده
tracker U پی کننده
abjurer or abjuror U کننده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com