Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
single value
U
ارزش منحصر بفرد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
individual
U
منحصر بفرد متعلق بفرد
individuals
U
منحصر بفرد متعلق بفرد
particular
U
تک منحصر بفرد
unique
U
منحصر بفرد
uniquely
U
منحصر بفرد
sole
U
منحصر بفرد
soles
U
منحصر بفرد
exclusive
U
منحصر بفرد گران
unique solution
U
جواب منحصر بفرد
sole offspring
U
فرزند منحصر بفرد
unique solution
U
راه حل منحصر بفرد
sole agent
U
نماینده منحصر بفرد
suigeneris
U
اختصاصی منحصر بفرد
sole representative
U
نماینده منحصر بفرد
monotypic
U
دارای نوع منحصر بفرد
singleton
U
یک سطرشعر یا بند منحصر بفرد
phoenix
U
مرغ افسانهای منحصر بفرد عنقا
phoenixes
U
مرغ افسانهای منحصر بفرد عنقا
handler
U
برنامهای با یک کار منحصر بفرد که کنترل یک ورودی
handlers
U
برنامهای با یک کار منحصر بفرد که کنترل یک ورودی
book value
U
ارزش هر شیی برحسب انچه دردفترحساب نشان داده شود ارزش سهام طبق دفاتر
ad valorem
U
به نسبت ارزش کالا براساس ارزش
neoclassical theory of value
U
تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید
value added
U
قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
ends
U
با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
end
U
با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
ended
U
با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
axiological
U
وابسته به ارزش ها یا علم ارزش ها
no par value
U
بدون ارزش واقعی بی ارزش
capital gain
U
منافع حاصل از فروش یاتعویض اقلام دارایی به قیمتی بیش از ارزش دفتری اضافه ارزش سرمایه سرمایه باز یافته
carrying
U
با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carry
U
با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carried
U
با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carries
U
با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
straightlaced
U
منحصر
straitlaced
U
منحصر
ones
U
منحصر
one
U
منحصر
limitary
U
منحصر
limited
U
منحصر
singularity
U
منحصر بفردی
singular
U
منحصر بفردی
exclusive
U
منحصر به فرد
sole owner
U
مالک منحصر
nonpar
<adj.>
U
منحصر بفردی
limit
U
منحصر کردن
currency devaluation
U
کاهش رسمی ارزش پول تضعیف ارزش پول
elements
U
یک عنصر منحصر به فرد داده در آرایه
element
U
یک عنصر منحصر به فرد داده در آرایه
He's one of a kind.
U
او
[مرد]
آدمی منحصر به فرد است.
cyclone
U
منطقهای با فشار بارومتری کم و گردبادهای منحصر به فرد
cyclones
U
منطقهای با فشار بارومتری کم و گردبادهای منحصر به فرد
current expenditure
U
هزینهای که فایده ان منحصر به یک دوره مالی باشد
curie point
U
دمای بحرانی منحصر به فردبرای هر ماده که بالاتر از ان مواد فرومانیتیک خاصیت مغناطیسی دائم یاموقت خودرا ازدست میدهند
restricts
U
منحصر کردن دچار تضییقات کردن
restricting
U
منحصر کردن دچار تضییقات کردن
restrict
U
منحصر کردن دچار تضییقات کردن
confining
U
محدود کردن منحصر کردن
confine
U
محدود کردن منحصر کردن
primary key
[کلید اصلی، همچنین کلید اولیه نامیده می شود، یک کلید در یک پایگاه داده رابطه ای است که منحصر به فرد برای هر رکورد است.]
brummagem
U
بی ارزش
value
U
ارزش
regardant
U
با ارزش
brummagem
U
کم ارزش
junky
U
بی ارزش
trivalency
U
سه ارزش
shotten
U
بی ارزش
fustian
U
بی ارزش
cost
U
ارزش
good for nothing
U
بی ارزش
no par
U
بی ارزش
big ticket
U
با ارزش
low grade
U
کم ارزش
picayune
U
بی ارزش
picayubnish
U
بی ارزش
worthless
U
بی ارزش
market value
U
ارزش
naught
U
بی ارزش
values
U
ارزش
valuing
U
ارزش
low level
U
کم ارزش
avail
U
ارزش
worth
U
ارزش
raffish
U
بی ارزش
treasure
U
با ارزش
worm eaten
U
بی ارزش
worthiness
U
ارزش
rewarding
U
پر ارزش
small change
U
کم ارزش
prices
U
ارزش
price
U
ارزش
rubbish
U
بی ارزش
punks
U
بی ارزش
punk
U
بی ارزش
valueless
U
بی ارزش
worth
U
با ارزش
trivalence
U
سه ارزش
unvalued
U
بی ارزش
manufacture cost
U
ارزش ساخت
diagnostic value
U
ارزش تشخیصی
man friday
U
کمک با ارزش
maintenance cost
U
ارزش نگهداری
differential cost
U
ارزش نهایی
monetary value
U
ارزش پولی
loss of value
U
افت ارزش
disvalue
U
بی ارزش کردن
logical value
U
ارزش منطقی
decrease in value
U
کاهش ارزش
declared value
U
ارزش افهارشده
net worth
U
ارزش خالص
net value
U
ارزش خالص
net price
U
ارزش خالص
net net worth
U
ارزش خالص
heritage asset
U
میراث با ارزش
kitsch
U
هنر بی ارزش
meed
U
پاداش ارزش
present worth
U
ارزش حال
market value
U
ارزش بازاری
loan value
U
ارزش استقراض
heating value
U
ارزش گرمایی
heat value
U
ارزش گرمایی
face value
U
ارزش اسمی
heat of combustion
U
ارزش گرمایی
gross value
U
ارزش ناخالص
final value
U
ارزش نهایی
face value
U
ارزش صوری
increase in value
U
افزایش ارزش
influence value
U
ارزش تاثیر
economic value
U
ارزش اقتصادی
end value
U
ارزش انتهایی
loan value
U
ارزش وام
equity capital
U
ارزش ویژه
limiting value
U
ارزش نهایی
exchange value
U
ارزش مبادله
exchange value
U
ارزش مبادلهای
expected value
U
ارزش منتظره
it is of little worth
U
کم ارزش است
intrinsic value
U
ارزش ذاتی
nominal value
U
ارزش اسمی
store of value
U
منبع ارزش
real value
U
ارزش واقعی
quantitative value
U
ارزش مقداری
use by value
U
استفاده با ارزش
use value
U
ارزش استفاده
use value
U
ارزش استعمال
valorization
U
تعیین ارزش
valuably
U
بطور با ارزش
quantitative value
U
ارزش کمی
value added
U
ارزش افزوده
value analysis
U
تحلیل ارزش
value as security
U
ارزش تضمین
rental value
U
ارزش اجارهای
salavage value
U
ارزش اسقاطی
subjective value
U
ارزش ذهنی
surplus value
U
ارزش اضافی
surrender value
U
ارزش بازخرید
survival value
U
ارزش بقا
theory of value
U
نظریه ارزش
value theory
U
نظریه ارزش
threshold value
U
ارزش استانهای
tinker's dam
U
چیزبی ارزش
scale value
U
ارزش مقیاسی
salvage value
U
ارزش بازیافتنی
truth value
U
ارزش درستی
undervaluation
U
کم ارزش گذاری
scrap value
U
ارزش اسقاطی
value date
U
تاریخ ارزش
value for money
U
ارزش پول
value in exchange
U
ارزش مبادله
place value
U
ارزش مکانی
penny worth
U
ارزش یک پنی
present value
U
ارزش فعلی
paradox of value
U
تناقض ارزش
par value
U
ارزش اسمی
objective value
U
ارزش واقعی
objective value
U
ارزش عینی
numerical value
U
ارزش عددی
present value
U
ارزش حال
present value
U
ارزش فعلی
value in use
U
ارزش استفاده
value in use
U
ارزش استعمال
value of assets
U
ارزش دارائی ها
value of money
U
ارزش پول
waff
U
نظر بی ارزش
indexation
U
ارزش ترازی
wear thin
<idiom>
U
بی ارزش شدن
production cost
U
ارزش ساخت
prime cost
U
ارزش اولیه
present worth
U
ارزش فعلی
added value
U
ارزش افزوده
valuation
U
ارزش گذاری
downgrading
U
کم ارزش کردن
call by value
U
فراخوانی با ارزش
downgrades
U
کم ارزش کردن
call price
U
ارزش اسمی
downgraded
U
کم ارزش کردن
downgrade
U
کم ارزش کردن
base rates
U
ارزش اولیه
caloric value
U
ارزش گرمایی
base rate
U
ارزش اولیه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com