Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
follow out
U
اخذ نتیجه دنبال کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
tracks
U
دنبال کردن
traces
U
دنبال کردن
trace
U
دنبال کردن
pursuing
U
دنبال کردن
pursues
U
دنبال کردن
chases
U
دنبال کردن
track
U
دنبال کردن
chasing
U
دنبال کردن
tracked
U
دنبال کردن
pursue
U
دنبال کردن
pursued
U
دنبال کردن
chase
U
دنبال کردن
chased
U
دنبال کردن
traced
U
دنبال کردن
give chase
U
دنبال کردن
reopened
U
دنبال کردن
reopens
U
دنبال کردن
reopening
U
دنبال کردن
dogging
U
دنبال کردن
dogs
U
دنبال کردن
to give chase
U
دنبال کردن
reopen
U
دنبال کردن
continues
U
دنبال کردن
course
U
:دنبال کردن
coursed
U
:دنبال کردن
courses
U
:دنبال کردن
continue
U
دنبال کردن
dog
U
دنبال کردن
pursues
U
تعاقب کردن تحت تعقیب قانونی قرار دادن دنبال کردن
pursuing
U
تعاقب کردن تحت تعقیب قانونی قرار دادن دنبال کردن
pursue
U
تعاقب کردن تحت تعقیب قانونی قرار دادن دنبال کردن
pursued
U
تعاقب کردن تحت تعقیب قانونی قرار دادن دنبال کردن
dogging
U
مثل سگ دنبال کردن
dog
U
مثل سگ دنبال کردن
dogs
U
مثل سگ دنبال کردن
To follow up (trace) a matter (case).
U
موضوعی را دنبال کردن
careerism
U
دنبال کردن شغل
hunt down
U
دنبال کردن و گرفتن
run close
U
سخت دنبال کردن
stick with
<idiom>
U
دنبال کردن کاری
to pursue a plan
U
نقشهای را دنبال کردن
To be on someone trail. To trace someone.
U
رد کسی را دنبال کردن
to run any one hard
U
کسیرا سخت دنبال کردن
to hang on the rear
U
برای حمله دنبال کردن
tracks
U
دنبال کردن یک مسیر به درستی
track
U
دنبال کردن یک مسیر به درستی
philander
U
زن بازی کردن دنبال زن افتادن
tracked
U
دنبال کردن یک مسیر به درستی
practise or tice
U
دنبال کردن مشق دادن
It wI'll eventually pay off.
U
با لاخره نتیجه خواهد رسید (نتیجه می دهد )
rungs
U
تااخرین نفس دنبال کردن مندرس
run down
U
تااخرین نفس دنبال کردن مندرس
run-down
U
تااخرین نفس دنبال کردن مندرس
reoccupy
U
دنبال کردن دوباره بدست اوردن
to keep at some work
U
د رکاری پافشاری کردن دنبال کاریراگرفتن
canvassing
U
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvass
U
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
follow up
U
رده پشتیبان دنباله دنبال کردن دشمن
follow through
U
چیزی را تا اخر دنبال کردن بانجام رسانی
canvasses
U
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvassed
U
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
to be a foregone conclusion
<idiom>
U
نتیجه حتمی
[نتیجه مسلم]
بودن
rompy
U
مایل به بازی کردن با جیغ وداد و دنبال هم دویدن
rompish
U
مایل به بازی کردن با جیغ وداد و دنبال هم دویدن
chace
U
دنبال کردن شکار کردن
prosecutes
U
دنبال کردن پیگرد کردن
prosecuting
U
دنبال کردن پیگرد کردن
chases
U
دنبال کردن شکار کردن
prosecute
U
دنبال کردن پیگرد کردن
chasing
U
دنبال کردن شکار کردن
follow
U
متابعت کردن دنبال کردن
chased
U
دنبال کردن شکار کردن
prosecuted
U
دنبال کردن پیگرد کردن
chase
U
دنبال کردن شکار کردن
follows
U
متابعت کردن دنبال کردن
followed
U
متابعت کردن دنبال کردن
foregone conclusion
U
نتیجه حتمی نتیجه مسلم
to be kept at bay
U
بی نتیجه حمله کردن
waste one's breath
<idiom>
U
بی نتیجه صحبت کردن
go to rack and ruin
<idiom>
U
نتیجه بد حاصل کردن
conclude
U
نتیجه گرفتن استنتاج کردن
gather
U
نتیجه گرفتن استباط کردن
gathered
U
نتیجه گرفتن استباط کردن
to snuff out
U
در نتیجه گل گیری خاموش کردن
concludes
U
نتیجه گرفتن استنتاج کردن
do wonders
<idiom>
U
نتیجه عالی حاصل کردن
to affect something
[cultivate for effect]
U
کوشش کردن برای به نتیجه ای رسیدن
rounding
U
خطا در نتیجه به علت گرد کردن عدد
break the wind
U
در نتیجه کنارزدن هوا کارنفر پشت سر را اسان کردن
baffling
U
دستپاچه کردن بی نتیجه کردن
baffle
U
دستپاچه کردن بی نتیجه کردن
baffled
U
دستپاچه کردن بی نتیجه کردن
baffles
U
دستپاچه کردن بی نتیجه کردن
salami technique
U
کلاه برداری کامپیوتری توسط تراکنشهای جدا وکوچک که دنبال کردن آنها وتشخیص آنها مشکل است
see about (something)
<idiom>
U
دنبال چیزی گشتن ،چیزی را چک کردن
failed
U
سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
fail
U
سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
fails
U
سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
persistence
U
مدت زمان یک CRT یک تصویر را نمایش میدهد پس از توقف دنبال کردن مسیر اشعه تصویر روی صفحه نمایش
pursuit
U
تعقیب تعقیب کردن دنبال کردن
pursuits
U
تعقیب تعقیب کردن دنبال کردن
parsmip nose
U
دنبال چه
dangler
U
دنبال رو
rearing
U
دنبال
rears
U
دنبال
rear
U
دنبال
player
[American E]
U
زن دنبال کن
pursuit
U
دنبال
reared
U
دنبال
pickup artist
U
زن دنبال کن
pick-up artist
U
زن دنبال کن
pursuits
U
دنبال
in the wake of
U
در دنبال
philanderer
U
زن دنبال کن
philanderers
U
زن دنبال کن
pope's nose
U
دنبال چه
attachment
U
دنبال
redundancies
U
نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
redundancy
U
نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
What are you looking for ?
U
دنبال چی؟ می گردی ؟
pursuant
U
دنبال کننده
roil
U
دنبال هم دویدن
trackers
U
دنبال کننده
tracker
U
دنبال کننده
graph follower
U
دنبال گر گراف
continuator
U
دنبال کننده
He is looking for trouble.
U
دنبال شر می گردد
chaser
U
دنبال کننده
tandom connection
U
اتصال دنبال هم
chasers
U
دنبال کننده
One must let sleeping dogs lie.
U
دنبال شر نباید رفت
ask for trouble
<idiom>
U
دنبال دردسر گشتن
follow in one's footsteps (tracks)
<idiom>
U
دنبال روی دیگری
let sleeping dogs lie
<idiom>
[دنبال دردسر نگرد]
phliander
U
دنبال زنی افتادن
pound the pavement
<idiom>
U
دنبال کار گشتن
attends
U
از دنبال امدن منتظرشدن
look (someone) up
<idiom>
U
به دنبال کسی گشتن
attending
U
از دنبال امدن منتظرشدن
hitch one's wagon to a star
<idiom>
U
دنبال هدف رفتن
to follow ones nose
U
دنبال قسمت خودرفتن
follow the ball
U
دنبال توپ فرستادن
tagger
U
تنکه دنبال کننده
attend
U
از دنبال امدن منتظرشدن
tow
U
دنبال خود کشیدن
tows
U
دنبال خود کشیدن
to run on chapters
U
فصل ها را دنبال هم انداختن
moralises
U
نتیجه اخلاقی گرفتن از اخلاقی کردن
moralising
U
نتیجه اخلاقی گرفتن از اخلاقی کردن
moralizes
U
نتیجه اخلاقی گرفتن از اخلاقی کردن
moralizing
U
نتیجه اخلاقی گرفتن از اخلاقی کردن
moralised
U
نتیجه اخلاقی گرفتن از اخلاقی کردن
moralize
U
نتیجه اخلاقی گرفتن از اخلاقی کردن
moralized
U
نتیجه اخلاقی گرفتن از اخلاقی کردن
pursuit of happiness
U
به دنبال رضایت خاطر
[خرسندی]
fool's errand
U
فرستادن دنبال نخود سیاه
I sent him on an errand.
U
اورا دنبال یک کاری فرستادم
fool's errands
U
فرستادن دنبال نخود سیاه
I'll look into the matter.
U
من موضوع را دنبال خواهم کرد.
to pursue pleasure
U
دنبال خوش گذرانی رفتن
look (something) up
<idiom>
U
به دنبال کلمهای (دردیکشنری)گشتن
sink one's teeth into
<idiom>
U
با جدیت دنبال کاری رفتن
To go about ones business.
U
دنبال کار خود رفتن
to always look for things to find fault with
U
همیشه دنبال یک ایرادی گشتن
factorize
U
تقسیم یک عدد به دو عدد کامل که در اثر ضرب کردن همان عدد اصلی نتیجه شود
We are hunting for a vacant flat.
U
دربدر دنبال آپارتمان خالی می گردیم
backing up the wrong tree
<idiom>
U
[دنبال چیزی در جای اشتباهی گشتن]
The dinner will be followed by a concert.
U
به دنبال شام کنسرتی اجرا می شود.
I am looking for work ( ajob).
U
دارم دنبال کار( شغل ) می گردم
career women
U
زنی که حرفهی بخصوصی را دنبال میکند
the police are on his track
U
مامورین شهربانی اورا دنبال می کنند
entrain
U
اهسته دنبال کسی رفتن بقطار
career woman
U
زنی که حرفهی بخصوصی را دنبال میکند
lay deacon
U
شماسی که پیشه غیر روحانی را دنبال میکند
to be after somebody
U
پی
[دنبال]
کسی رفتن
[برای کیفری مجازاتی]
column
U
ردیف کشتیهای مسافربری که به دنبال هم حرکت می کنند
gaze hound
U
تازی که بیشتر با چشم دنبال شکار می رود تا با بو
To fetch and varry for someone .
U
دنبال خرده فرمایش های کسی رفتن
to search
[for]
[someone]
U
دنبال
[کسی]
گشتن
[ برای مثال پلیس]
bargain hunter
U
کسی که دنبال قیمت خیلی ارزان می گردد.
They are openly seeking his being sacked.
U
آنها آشکارا به دنبال اخراج شدن او هستند.
columns
U
ردیف کشتیهای مسافربری که به دنبال هم حرکت می کنند
fetches
U
سیگنالی که مراحل CPU را تا حلقه بازیابی دنبال میکند
He sought, if without much success, a social policy.
U
او به دنبال، اگر بدون کامیابی، سیاستی اجتماعی بود.
coach dog
U
یکجورسگ که برای رفتن دنبال درشکه تربیت میکنند
fetched
U
سیگنالی که مراحل CPU را تا حلقه بازیابی دنبال میکند
fetch
U
سیگنالی که مراحل CPU را تا حلقه بازیابی دنبال میکند
function
U
کد دسوردهی به کامپیوتر که در آن تابع یا شاخهای از برنامه دنبال میشود
functioned
U
کد دسوردهی به کامپیوتر که در آن تابع یا شاخهای از برنامه دنبال میشود
functions
U
کد دسوردهی به کامپیوتر که در آن تابع یا شاخهای از برنامه دنبال میشود
pot-boiler
U
کار ادبی یا صنعتی که تنهابرای نان دراوردن دنبال شود
pot boiler
U
کار ادبی یا صنعتی که تنهابرای نان دراوردن دنبال شود
pot-boilers
U
کار ادبی یا صنعتی که تنهابرای نان دراوردن دنبال شود
illegal
U
دستور یا فرآیندی که پروتکل سیستم کامپیوتری یا قواعد زبان را دنبال نمیکند
paths
U
لیست زیر دایرکتوریها که سیستم عامل باید دنبال فایل نامدار بگردد
path
U
لیست زیر دایرکتوریها که سیستم عامل باید دنبال فایل نامدار بگردد
find
U
برنامه کمکی در ویندوز که در همه دیسکها دنبال یک فایل یا پوشه یا کامپیوتر مشخص می گردد
finds
U
برنامه کمکی در ویندوز که در همه دیسکها دنبال یک فایل یا پوشه یا کامپیوتر مشخص می گردد
sea anchor
U
وسیله هرمی شکل یا چتربرزنتی که به دنبال قایق بسته میشود تاباد مانع تغییرمسیرنشود
interrupts
U
به وقفه پاسخ داده میشود و پس سیستم وضعیتهای حفظ شده را به حالت طبیعی دنبال میکند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com