English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (39 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
scan U اجمالا مرور کردن
scanned U اجمالا مرور کردن
scans U اجمالا مرور کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
roughcast U اجمالا درست کردن
synoptically U اجمالا
succinctly U اجمالا`
concisely U اجمالا
rough coating U اجمالا درست شده ناقص
go over U مرور کردن
run over U مرور کردن
go through U مرور کردن
turn over U مرور کردن
rub up U مرور کردن
scrolls U مرور کردن
scroll U مرور کردن
imprescriptible U وابسته به اموال حقوقی که مشمول مرور زمان نیست غیر مشمول مرور زمان تجویز نشده
review U بررسی کردن مرور
reviewed U بررسی کردن مرور
relive U در ذهن مرور کردن
relived U در ذهن مرور کردن
relives U در ذهن مرور کردن
reliving U در ذهن مرور کردن
reviewing U بررسی کردن مرور
reviews U بررسی کردن مرور
to run over U مرور کردن زیر گرفتن
to scrape up [money] U چیزی را به مرور زمان کم کم جمع کردن [پول]
walkthrough U جلسه بررسی که در ان یک مرحله از توسعه سیستم یابرنامه برای معرفی کردن خطاها مرور میشود
traffic post U پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
reviewal U مرور
reviews U مرور
once over U مرور
once-over U مرور
tract U مرور
tracts U مرور
reviewing U مرور
overviews U مرور
reviewed U مرور
review U مرور
overview U مرور
perusal U مرور
revisal U مرور
prescriptions U مرور زمان
trafficking U عبور و مرور
traffics U عبور و مرور
traffic U عبور و مرور
prescription U مرور زمان
time lapse U مرور زمان
trafficked U عبور و مرور
lapse U انصراف مرور
statute of limitation U مرور زمان
rehearsals U مرور ذهنی
glances U نظراجمالی مرور
glanced U نظراجمالی مرور
rehearsal U مرور ذهنی
lapses U انصراف مرور
glance U نظراجمالی مرور
lapse of time U مرور زمان
lapsing U انصراف مرور
traffic peak U حداکثر عبور و مرور
airfield traffic U عبورو مرور در فرودگاه
time barred U مشمول مرور زمان
ecquisitive prescription U مرور زمان مملک
barred by statute U مشمول مرور زمان
statutory limitation U قانون مرور زمان
eligible traffic U عبور و مرور مجاز
statute of limitations U قانون مرور زمان
extinctive prescription U مرور زمان اسقاط حق
access structures U ساختمانهای عبور و مرور
bus traffic U عبور و مرور اتوبوسها
lapses U استفاده از مرور زمان
period of prescription U مدت مرور زمان
lapsing U استفاده از مرور زمان
die out <idiom> U به مرور از بین رفتن
revisions U تجدید نظر مرور
revision U تجدید نظر مرور
negative prescription U مرور زمان اسقاط حق
negative prescription U مرور زمان مسقط
acquisitive prescription U مرور زمان مملک
positive prescription U مرور زمان مملک
positive prescription U مرور زمان ایجاد حق
airfield traffic U عبور و مرور فرودگاه
lapse U استفاده از مرور زمان
limitation period U مدت مرور زمان
traffic lane U مسیر عبور و مرور
wear off/away <idiom> U به مرور محو شدن
traffic intensity U شدت عبور و مرور
limitation act U قانون مرور زمان
creative prescription U مرور زمان ایجاد حق
traffic density U تکاشف عبور و مرور
traffic court U دادگاه عبور و مرور
limitation of actions U مرور زمان دعاوی
traffic sign U علامت عبور و مرور
traffic control U کنترل عبور و مرور
traffic density U تراکم عبور و مرور
traffic density U شدت عبور و مرور
informal design review U مرور غیررسمی طرح
curfew period U ساعات منع عبور و مرور
to be under curfew U در منع عبور و مرور بودن
air traffic control U کنترل عبور و مرور هوایی
traffic cut U تقاطع دو جریان عبور و مرور
air-traffic control U کنترل عبور و مرور هوایی
wear thin <idiom> U به مرور زمان لاغر شدن
diacoustics U علم مرور وشکست صدا
safe conduct U جواز عبور و مرور درمنطقه نظامی
safe-conducts U جواز عبور و مرور درمنطقه نظامی
lapsing U از مدافتادن مشمول مرور زمان شدن
pointsman U عبور و مرور که دریک نقطه ایستاده
access structures U ساختمان های قابل عبور و مرور
road discipline U مقررات عبور و مرور روی جاده
prescribe to U استناد به مرور زمان دراثبات ادعا
elapsation U ازدست رفتن حق به واسطه مرور زمان
curfews U زمان قطع عبور و مرور قرق
lapses U از مدافتادن مشمول مرور زمان شدن
safe conducts U جواز عبور و مرور درمنطقه نظامی
curfew U زمان قطع عبور و مرور قرق
air movement section U قسمت کنترل عبور و مرور هوایی
lapse U از مدافتادن مشمول مرور زمان شدن
air traffic regulation and identificatio U سیستم تشخیص و کنترل عبورو مرور هوایی
brush up on something <idiom> U تکرار(مرور)چیزی که ازقبل یادگرفته شده
pelican crossing دکمه ای که با زدن آن عبور و مرور قطع میشود
tolled U حق عبور یا حق ارتفاق ساقط شده در اثر مرور زمان
cone penetrometer U وسیله تعیین مقاومت خاک برای عبور و مرور خودروها
prescription U دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
prescriptions U دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
patina U [جرم، کبره و کثیف شدن الیاف پشم در اثر مرور زمان]
inbound traffic U مسیر عبور و مرور وسایل نقلیه یا کشتی و هواپیما درخارج از کشور
limitation of actions U در CLقوانین مربوط به مرور زمان در مجموعهای بنام limitation of Statues جمع اوری شده است
scale U فلس پشم [این عامل اصلی کهنه جلوه نمودن فرش در اثر کنده شدن فلس از سطح پشم در اثر مرور زمان و راه رفتن بر روی فرش می باشد.]
pert U Technique Review Evaluationand Program فن ارزیابی و بررسی برنامه Technique Review Evaluationand Project روش مرور و ارزیابی پروژه
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew U رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
countervial U خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
capturing U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verify U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoots U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster U تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
shoot U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
surveyed U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orients U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
survey U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
to temper [metal or glass] U آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
orient U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orienting U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveys U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
cross examination U تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
assign U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigning U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
serves U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
serve U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
assigns U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
concentrate U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrates U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
served U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
concentrating U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
assigned U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
calk U بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
buck up U پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
tae U پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
to appeal [to] U درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
to inform on [against] somebody U کسی را لو دادن [فاش کردن] [چغلی کردن] [خبرچینی کردن]
soft-pedaling U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft pedal U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedals U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
sterilised U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
wooed U افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
infringe U تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
woos U افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
woo U افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
support U حمایت یاتقویت کردن تحمل کردن اثبات کردن
sterilises U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilising U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilize U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilized U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
point U اشاره کردن دلالت کردن متوجه کردن نکته
sterilizes U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
infringed U تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
cross U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
crosser U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
preaches U وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
checked U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
sterilizing U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
withstand U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
check U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
withstanding U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstands U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstood U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
infringing U تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
crossest U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
infringes U تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
crosses U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
checks U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com