English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 7 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
withstand U تاب اوردن
withstand U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstand U مخالفت کردن استقامت ورزیدن
withstand U تحمل کردن
withstand U مقاومت کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
able to withstand contamination <adj.> U قادر به مقاومت در برابر آلودگی [بوم شناسی]
impluse withstand voltage U فشار ضربهای ایستا
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com