English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 10 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
curfew U مقررات حکومت نظامی وخاموشی در ساعت معین شب
curfew U شیپور خاموشی
curfew U زمان قطع عبور و مرور قرق
curfew U خاموشی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
My curfew is at 11. U من ساعت ۱۱ باید خانه باشم. [چونکه پدر و مادر اجازه نمی دهند از آن ساعت به بعد]
to be under curfew U در منع عبور و مرور بودن
curfew period U ساعات خاموشی
curfew period U ساعات منع عبور و مرور
to impose a curfew U خاموشی در ساعت معین شب بر قرار کردن
to impose a curfew U قرق کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com