English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
watch fire U اتشی که پاسدار یا نگهبان روشن میکند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
accompanying fire U اتشی که پیاده نظام در زیران پیشروی میکند
out post U پاسدار پست نگهبانی پاسداری دادن پاسدار صحرایی
march outpost U نگهبان ستون راهپیمایی پاسدار ستون طلایه یا جلودارستون راهپیمایی
houselights U نوری که در تماشاخانه بالای سر تماشاچیان را روشن میکند
LCD U چاپگر کاغذ که از تابلوی CCD در مقابل نور روشن استفاده میکند تا تصاویری را روی رسانه حساس به عکس نشان دهد. تابلوی CCD عبور نور را متوقف میکند بجز در پیکس هایی که تصور را شرح می دهند
picturing U که تولید تصویر میکند با روشن کردن فسفر پوشیده شده روی صفحه
pictured U که تولید تصویر میکند با روشن کردن فسفر پوشیده شده روی صفحه
pictures U که تولید تصویر میکند با روشن کردن فسفر پوشیده شده روی صفحه
picture U که تولید تصویر میکند با روشن کردن فسفر پوشیده شده روی صفحه
control rocket U راکت کوچکی که در صورت لزوم روشن شده و وضعیت یا سرعت فضاپیما را تصحیح میکند
illumination by diffusion U روشن کردن منطقه از طریق انعکاس نور غیر مستقیم یاسایه روشن
mail server U کامپیوتری که پستهای وارد شده در ذخیره میکند و به کاربر صحیح ارسال میکند و پست خروجی را ذخیره میکند و به مقصد درست روی اینترنت منتقل میکند
guardsmen U پاسدار
watching U پاسدار
red-hot U اتشی
frenetical U اتشی
guardsman U پاسدار
watches U پاسدار
picquet U پاسدار
furious U اتشی
watch U پاسدار
frantic U اتشی
watchful U پاسدار
guard U پاسدار
sentries U پاسدار
pyric U اتشی
sentry U پاسدار
in a fury U اتشی
guarding U پاسدار
guards U پاسدار
watched U پاسدار
touches U وسیله مسط ح که محل و چیزی که سطح آنرا لمس کرده است احساس میکند برای کنترل محل نشانه گر یا روشن و خاموش کردن وسیله
touch U وسیله مسط ح که محل و چیزی که سطح آنرا لمس کرده است احساس میکند برای کنترل محل نشانه گر یا روشن و خاموش کردن وسیله
general outpost U پاسدار عمومی
guard of honor U پاسدار تشریفات
watchmen U پاسدار مراقب
watchman U پاسدار مراقب
hot blooded U اتشی مزاج
hot-blooded U اتشی مزاج
fiery U اتشی مزاج
carbuncles U یاقوت اتشی
infuriate U اتشی کردن
color guard U پاسدار پرچم
brainish U اتشی مزاج
watchfulness U مراقب پاسدار
fire up U اتشی شدن
passionate U اتشی مزاج
carbuncle U یاقوت اتشی
pickets U پاسدار یا دژبان
picketed U پاسدار یا دژبان
outsentry U پاسدار صحرایی
euphorbia U گل اتشی جوزالقی
to fall into a rage or passion U اتشی شدن
picket U پاسدار یا دژبان
to f. up U اتشی شدن
infuriating U اتشی کردن
infuriates U اتشی کردن
infuriated U اتشی کردن
combat outpost U پاسدار رزمی
guard of honour U پاسدار تشریفاتی
flamingos U مرغ اتشی
flamingoes U مرغ اتشی
sergeant of the guard U گروهبان پاسدار
irascible U اتشی مزاج
scarlet sage U سلول اتشی
frenetic U اتشی اشفته
flamingo U مرغ اتشی
shore patrol U کرانه پاسدار
ponceau U رنگ سرخ اتشی
relief commander U گروهبان پاسدار یا پاسبخش
advance guard U پیش لشکر پاسدار
pepper box U ادم اتشی مزاج
ignescent U جرقه دار اتشی
firing pin U سوزن گلنگدن اسلحه اتشی
flash U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashes U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashed U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
daylit U روز روشن روشن کردن
daylight U روز روشن روشن کردن
illuminati U روشن ضمیران روشن فکران
bootstrap U مجموعه دستوراتی که پیش از بار شدن برنامه توسط کامپیوتر اجرا میشود که معمولاگ سیستم عامل را بار میکند وقتی که کامپیوتر روشن میشود
patrol U گشت زنی پاسدار پاسداری دادن
patrols U گشت زنی پاسدار پاسداری دادن
patrolled U گشت زنی پاسدار پاسداری دادن
patrolling U گشت زنی پاسدار پاسداری دادن
guard mount U مراسم تعویض پاسدار قدیم یاجدید
half tone screen U صفحه سایه روشن زدن درعکاسی پرده سایه روشن
flame tree U درختان وبوته هاییکه دارای گلهای درخشان اتشی یا زرد رنگ هستند
vignetting U سایه روشن زدن به نقشه یاعکس هوایی نمایش عوارض نقشه با سایه روشن تدریجی
dump U نرم افزاری که اجرای برنامه را متوقف میکند وضعیت داده و برنامههای مربوطه را بررسی میکند و برنامه مجدداگ شروع میکند
repeater U وسیلهای درارتباطات که سیگنال دریافتی را مجدداگ تولید میکند وسپس ارسال میکند.که برای گسترش محدوده شبکه به کارمی رود.این دستگاه درلایه فیزیکی مدل شبکه DSI کار میکند
flare U گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
illuminates U چراغانی کردن موضوعی را روشن کردن روشن
illuminate U چراغانی کردن موضوعی را روشن کردن روشن
illuminating U چراغانی کردن موضوعی را روشن کردن روشن
flares U گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
look out U نگهبان
inspector U نگهبان
enntinel U نگهبان
custos U نگهبان
custodier U نگهبان
inspectors U نگهبان
ward U نگهبان
wards U نگهبان
conservator U نگهبان
gallant U نگهبان
lifeguards U نگهبان
on guard U نگهبان
watch man U نگهبان
body guard U نگهبان
sentries U نگهبان
guard U نگهبان
watch dog U سگ نگهبان
custodial U نگهبان
watch U نگهبان
guarding U نگهبان
sentinel U نگهبان
guards U نگهبان
lifeguard U نگهبان
sentinels U نگهبان
sentry U نگهبان
duty U نگهبان
watchmen U نگهبان
watchman U نگهبان
escort U نگهبان
escorted U نگهبان
escorting U نگهبان
escorts U نگهبان
watched U نگهبان
watchdog U سگ نگهبان
watchdogs U سگ نگهبان
K9 [canine] U سگ نگهبان
guard dog U سگ نگهبان
police dog U سگ نگهبان
watching U نگهبان
watches U نگهبان
keeper U نگهبان
keepers U نگهبان
guardians U نگهبان
custodian U نگهبان
custodians U نگهبان
warden U نگهبان
chasers U نگهبان
chaser U نگهبان
out post U نگهبان
wardens U نگهبان
guardian U نگهبان
left half back U نگهبان چپ
guardsmen U نگهبان
guardsman U نگهبان
life guard U نگهبان
bailiffs U نگهبان دژ سلطنتی
bailiff U نگهبان دژ سلطنتی
tricking U سکانی نگهبان
tricked U سکانی نگهبان
warden U نافر نگهبان
air sentinel U نگهبان هوایی
memory guard U نگهبان حافظه
curators U نگهبان متصدی
curator U نگهبان متصدی
radio guard U نگهبان بی سیم
wardens U نافر نگهبان
right half back U نگهبان راست
boat gang U نگهبان قایق
anchor watch U نگهبان لنگر
port watch U نگهبان بندر
arcturus U نگهبان شمال
sergeant of the guard U گروهبان نگهبان
beach patrol U نگهبان ساحلی
beach patrol U نگهبان اسکله
to stand sentinel U نگهبان گذاشتن در
watch officer U افسر نگهبان
officer of the day U افسر نگهبان
relief of sentry U عوض نگهبان
officer of the watch U افسر نگهبان
churchman U نگهبان کلیسا
copying U نگهبان مخابراتی
watchdog U سگ پاسبان نگهبان
copied U نگهبان مخابراتی
covers U نگهبان بگوش
gangway staff U نگهبان پله
copies U نگهبان مخابراتی
watchdogs U سگ پاسبان نگهبان
copy U نگهبان مخابراتی
factionary U نگهبان قراول
flag guard U نگهبان پرچم
interior guard U نگهبان داخلی
guardian council U شورای نگهبان
guard band U باند نگهبان
curing membrane U پوسته نگهبان
churchmen U نگهبان کلیسا
coverings U نگهبان بگوش
cover U نگهبان بگوش
trick U سکانی نگهبان
guard signal U علامت نگهبان
guardian angel فرشته نگهبان
guard post U پایه نگهبان
earth retaining wall U دیوار نگهبان خاک
armorer U نگهبان اسلحه زراد
watch dog U ناو نگهبان ناوگان
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com