English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
To do up the room. U اتاق را درست کردن ( مرتب کردن )
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
gathered U و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
gather U و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
straightening U درست کردن مرتب کردن
straighten U درست کردن مرتب کردن
straightened U درست کردن مرتب کردن
straightens U درست کردن مرتب کردن
formats U روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
format U روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
temper U درست ساختن درست خمیر کردن
tempered U درست ساختن درست خمیر کردن
tempers U درست ساختن درست خمیر کردن
filing U 1-مرتب کردن متن ها. 2-متن هایی که باید مرتب شوند
compartmentalised U اتاق اتاق کردن
compartmentalizing U اتاق اتاق کردن
compartmentalizes U اتاق اتاق کردن
compartmentalized U اتاق اتاق کردن
compartmentalize U اتاق اتاق کردن
compartmentalising U اتاق اتاق کردن
compartmentalises U اتاق اتاق کردن
justification U مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
justifications U مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
semi processed data U داده خام که پردازش شده است مثل مرتب کردن , ضبط کردن , تشخیص خطا..
service U برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
serviced U برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
mends U درست کردن اصلاح کردن جبران کردن
mended U درست کردن اصلاح کردن جبران کردن
mend U درست کردن اصلاح کردن جبران کردن
to adapt [to] U جور کردن [درست کردن ] [سازوار کردن] [به]
to pattern out U ازروی نمونه درست کردن مطابق الگویاقالب طرح کردن
bubble sort U روش مرتب کردن که در آن مرتب جفت جفت داده ها عوض می شوند تامرتب شوند
dress U لباس درست کردن موی سر پانسمان کردن
dresses U لباس درست کردن موی سر پانسمان کردن
labourvt U بزحمت درست کردن مفصلابحث کردن بدرازاکشیدن
sorts U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sort U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sorted U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
dispose U مرتب کردن مستعد کردن
serialises U مرتب کردن سریال کردن
serializing U مرتب کردن سریال کردن
serialize U مرتب کردن سریال کردن
range U مرتب کردن میزان کردن
serialised U مرتب کردن سریال کردن
ranged U مرتب کردن میزان کردن
serializes U مرتب کردن سریال کردن
serialising U مرتب کردن سریال کردن
ranges U مرتب کردن میزان کردن
serialized U مرتب کردن سریال کردن
repaired U درست کردن جبران کردن تعمیر
repair U درست کردن جبران کردن تعمیر
makes U درست کردن ساختن اماده کردن
to touch off U با شتاب درست کردن زودرسم کردن
make U درست کردن ساختن اماده کردن
utility U برنامه مفید که همراه با توابعی از قبیل جستجوی فایل , کپی کردن , دایرکتوری فایل , مرتب کردن و رفع اشکال و توابع ریاضی مختلف میباشد
Give the room a good clean. U اتاق را حسابی جمع وجور کردن
regularises U مرتب کردن
regularizing U مرتب کردن
collating U مرتب کردن
straighten up <idiom> U مرتب کردن
regularising U مرتب کردن
regularizes U مرتب کردن
regularize U مرتب کردن
lineup U مرتب کردن
to put to rights U مرتب کردن
order U مرتب کردن
marshal U مرتب کردن
concert U مرتب کردن
arranges U مرتب کردن
collated U مرتب کردن
arranging U مرتب کردن
cleans U مرتب کردن
collate U مرتب کردن
arranged U مرتب کردن
cleanest U مرتب کردن
arrange U مرتب کردن
concerts U مرتب کردن
cleaned U مرتب کردن
collates U مرتب کردن
put straight U مرتب کردن
set in order U مرتب کردن
clean U مرتب کردن
to cleanvp U مرتب کردن
graduate U مرتب کردن
tidier U مرتب کردن
marshalled U مرتب کردن
marshals U مرتب کردن
collocates U مرتب کردن
collocated U مرتب کردن
collocate U مرتب کردن
tidying U مرتب کردن
tidied U مرتب کردن
draw up U مرتب کردن
tidy U مرتب کردن
fix up U مرتب کردن
tidiest U مرتب کردن
tidies U مرتب کردن
graduating U مرتب کردن
marshaling U مرتب کردن
graduates U مرتب کردن
clear up U مرتب کردن
to map out U مرتب کردن
collocating U مرتب کردن
regularised U مرتب کردن
marshaled U مرتب کردن
regularized U مرتب کردن
wall-to-wall U [مفروش کردن کل اتاق توسط یک تخته فرش]
setting up U نهادن مرتب کردن
internal sort U مرتب کردن درونی
square U مرتب کردن کلاه
ripple sort U مرتب کردن موجی
squared U مرتب کردن کلاه
collating sort U مرتب کردن داده
data processing U مرتب کردن داده ها
quicksort U مرتب کردن سریع
insertion sorting algorithm U الگوریتم مرتب کردن
selection sort U مرتب کردن گزینشی
squaring U مرتب کردن کلاه
set U نهادن مرتب کردن
sets U نهادن مرتب کردن
squares U مرتب کردن کلاه
reorder U دوباره مرتب کردن
distributive sort U مرتب کردن توزیعی
bubble sort U مرتب کردن حبابی
pick up <idiom> U تمیز ،مرتب کردن
block sort U مرتب کردن بلاکی
oscillating sort U مرتب کردن نوسانی
tree sort U مرتب کردن درختی
shipshape U مرتب کردن منظم
to fix up U مرتب کردن جادادن
redd U مرتب کردن رهاساختن
regulate U میزان کردن درست کردن
emends U تصحیح کردن درست کردن
righted U درست کردن اصلاح کردن
devising U درست کردن اختراع کردن
devised U درست کردن اختراع کردن
devises U درست کردن اختراع کردن
right U درست کردن اصلاح کردن
regulated U میزان کردن درست کردن
emend U تصحیح کردن درست کردن
mended U مرمت کردن درست کردن
emended U تصحیح کردن درست کردن
emending U تصحیح کردن درست کردن
regulating U میزان کردن درست کردن
mends U مرمت کردن درست کردن
regulates U میزان کردن درست کردن
mend U مرمت کردن درست کردن
righting U درست کردن اصلاح کردن
to make up U درست کردن تکمیل کردن
devise U درست کردن اختراع کردن
integrating U کامل کردن درست کردن
composes U درست کردن تصنیف کردن
compose U درست کردن تصنیف کردن
adapting U جور کردن درست کردن
fixes U درست کردن پابرجا کردن
adapts U جور کردن درست کردن
integrate U کامل کردن درست کردن
integrates U کامل کردن درست کردن
fix U درست کردن پابرجا کردن
hanging U [فرش کردن، کاغذ دیواری یا هر تزئینی برای اتاق]
sorting network U شبکه مرتب کردن داده ها
collection U و مرتب کردن در پایگاه داده
juxtaposition U مرتب کردن موضوعات در کنار هم
collections U و مرتب کردن در پایگاه داده
sequence U به ترتیب مرتب کردن دنباله
sequences U به ترتیب مرتب کردن دنباله
polyphase sort U مرتب کردن چند فازی
exchange sorting algorithm U مرتب کردن به روش حبابی
multireel sorting U مرتب کردن چند حلقهای
multipass sort U مرتب کردن چند گذری
radix sorting algorithm U الگوریتم مرتب کردن مبنایی
multifile sorting U مرتب کردن چند فایلی
clear the decks <idiom> U همه جارا مرتب کردن
accessorize U اضافه کردن وسایل جانبی و تزئینات به لباس و اتاق و غیره
scheduling U مرتب کردن ترتیب پردازش کارها
make room for someone or something <idiom> U برای چیزی اوضاع را مرتب کردن
alphameric U مرتب کردن حروف و اعدادبترتیب تقدم
adjust U مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
quicksort U روش مرتب کردن سریع فایل
selectively U مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
adjusts U مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
selective U مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
organising U مرتب کردن ارایش دادن موضع
organizing U مرتب کردن ارایش دادن موضع
organises U مرتب کردن ارایش دادن موضع
adjusting U مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
organizes U مرتب کردن ارایش دادن موضع
organize U مرتب کردن ارایش دادن موضع
drapery rug U قالیچه های پرده ای [جهت آویزان کردن در سر درب ورودی اتاق]
filing system U روش مرتب کردن متن ها برای مراجعه
jobs U مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
job U مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
alphasort U مرتب کردن داده به ترتیب حروف الفبا
drum sorting U مرتب کردن با حافظه کمکی استوانهای مغناطیسی
to fix up U درست کردن
shape U درست کردن
shapes U درست کردن
to set to rights U درست کردن
redd U درست کردن
make up U درست کردن
set right U درست کردن
to set in order U درست کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com