Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
here goes nothing
<idiom>
U
آماده شروع
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
pre
U
اجرای یک فرایند که وقتی شروع میشود که حافظه و رسانههای جانبی آماده استفاده هستند
pre-
U
اجرای یک فرایند که وقتی شروع میشود که حافظه و رسانههای جانبی آماده استفاده هستند
resident
U
برنامهای که از خط دستور شروع میشود , وسپس درحافظه بار میشود, آماده دریافت توسط عملی است و کنترل را به خط دستور برمی گرداند
residents
U
برنامهای که از خط دستور شروع میشود , وسپس درحافظه بار میشود, آماده دریافت توسط عملی است و کنترل را به خط دستور برمی گرداند
get set
<idiom>
U
آماده شروع شدن
Other Matches
pre-treatment
U
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
set up
U
مدت زمان بین سیگنال شروع یک برنامه و شروع آن
start off
U
شروع کردن شروع شدن
launching area
U
منطقه شروع پرواز منطقه شروع عملیات اب خاکی
initiation
U
شروع کار شروع
at one's fingertips
<idiom>
U
آماده
able
آماده
set out
<idiom>
U
آماده سفرشدن
in the pipeline
[Colloquial]
U
در آماده سازی
handshaking
U
آماده دریافت
take up arms
<idiom>
U
آماده جنگیدن
make arrangements
U
آماده کردن
make preparations
U
آماده کردن
give-and-take
U
آماده به توافق
make provisions
U
آماده کردن
get ready
<idiom>
U
آماده شدن از
up in arms
<idiom>
U
آماده حمله
up to
<idiom>
U
آماده شیطنت
accommodate
آماده کردن
in arms
<idiom>
U
آماده جنگیدن
accessible
آماده پذیرایی
colds
U
بدون آماده بودن
promise the moon
<idiom>
U
آماده انجام کار
coldest
U
بدون آماده بودن
cold
U
بدون آماده بودن
colder
U
بدون آماده بودن
psyched up
<idiom>
U
آماده انجام کار
up for grabs
<idiom>
U
آماده رقابت شدن
in store
<idiom>
U
آماده بوقوع پیوستن
preparation
U
آماده کردن چیزی
preparations
U
آماده کردن چیزی
to stand ready to
[+ verb]
U
آماده بودن برای
to stand ready for
[+ noun]
U
آماده بودن برای
to prepare
[for]
U
آماده شدن
[به یا برای]
fair game
U
طعمهی حاضر و آماده
go ahead
<idiom>
U
آماده کار شدن
at someone's beck and call
<idiom>
U
همیشه آماده پذیرایی
red alert
U
حالت آماده باش
red alerts
U
حالت آماده باش
luncheon meat
U
گوشت پخته و آماده
prone to do something
آماده کردن برای
dinner etc. is served
U
غذا آماده است
able
آماده بودن آرایش دادن
to be in season
[in heat]
U
آماده جفتگیری بودن
[جانورشناسی]
cast the first stone
<idiom>
U
همیشه آماده جنگیدن است
retakes
U
آماده برایفیلمبرداری یا عکس برداری
retaken
U
آماده برایفیلمبرداری یا عکس برداری
retake
U
آماده برایفیلمبرداری یا عکس برداری
Since you are not ready ...
U
چونکه هنوز آماده نیستی...
My room hasn't been prepared.
اتاق من آماده نشده است.
Please have my bill ready.
لطفا صورتحسابم را آماده کنید.
retaking
U
آماده برایفیلمبرداری یا عکس برداری
hit the books
<idiom>
U
برای کلاس آماده شدن
As you are not ready ...
U
چونکه هنوز آماده نیستی...
forthcoming
<adj.>
U
آماده به ارائه
[نزدیک به تحقق]
on call
<idiom>
U
آماده برای ترک خدمت
precompiled code
U
کد خروجی کامپایلر و آماده اجرا
prone to do something
آماده برای کردن کاری
to prepare something
U
چیزی را آماده کردن
[آشپزی]
standby
U
که در صورت خرابی آماده استفاده است
reworked
U
برای کاربرد مجدد آماده کردن
in the market for
<idiom>
U
خواستن یا آماده خرید چیزی شدن
rework
U
برای کاربرد مجدد آماده کردن
standbys
U
که در صورت خرابی آماده استفاده است
address
آماده شدن برای ضربه یا هدفگیری
design development
U
آماده سازی و تکمیل نقشه فرش
reworking
U
برای کاربرد مجدد آماده کردن
to set about
دست بکاری زدن آماده کاری
finished
U
کالاهای تولیدی که آماده فروش هستند
reworks
U
برای کاربرد مجدد آماده کردن
sixth form
U
دورهی آماده سازی برای دانشگاه
sixth forms
U
دورهی آماده سازی برای دانشگاه
to dress
[food]
U
آماده کردن
[پختن]
[غذا یا دسرت]
paged
U
عمل چسباندن تصویر و تن در یک صفحه آماده چاپ
to square up
U
خود را آماده کردن
[برای دعوی یا حمله]
page
U
عمل چسباندن تصویر و تن در یک صفحه آماده چاپ
on-call service
U
آماده برای ترک در خدمت
[اصطلاح رسمی]
I am prepared for any eventuality.
U
برای هر گونه پیش آمدی آماده هستم
to be on-call
U
در آماده باش برای ترک درخدمت بودن
on tap
<adj.>
U
همیشه آماده
[برای ریختن از شیره بشکه]
To stand at attention(ease).
U
بحالت آماده باش ( آزاد ) ایستادن ( ؟ رآمدن )
pages
U
عمل چسباندن تصویر و تن در یک صفحه آماده چاپ
interleaving
U
به طوری که در حین اجرا همزمان آماده می شوند
It's time to prepare the meal.
U
وقتش رسیده است که غذا را آماده کنیم.
to be on the verge
[brink]
of doing something
<idiom>
U
آماده انجام کاری بودن
[اصطلاح روزمره]
to be about to do something
<idiom>
U
آماده انجام کاری بودن
[اصطلاح روزمره]
To work on someone
کسی را پختن
[از نظر فکری وذهنی آماده کردن]
clear
U
سیگنال RSC که یک خط یا وسیله آماده ارسال داده است
clearest
U
سیگنال RSC که یک خط یا وسیله آماده ارسال داده است
clearer
U
سیگنال RSC که یک خط یا وسیله آماده ارسال داده است
attended operation
U
فرآیندی که در صورت وقوع مشکل یک عملگر آماده دارد
finished
U
متنی که تایپ شده و آماده چاپ گرفتن است
microprogram
U
مجموعه کامل ریز دستورات ابتدایی آماده در CPU
clears
U
سیگنال RSC که یک خط یا وسیله آماده ارسال داده است
demanded
U
پردازش داده وقتی که آماده شد ونه منتظر ماندن برای آن
action architecture
U
[معماری با طرح های دقیق و مختصر و استفاده از مواد آماده]
demands
U
پردازش داده وقتی که آماده شد ونه منتظر ماندن برای آن
opened
U
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
opens
U
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
focus
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
open
U
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
focuses
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
demand
U
پردازش داده وقتی که آماده شد ونه منتظر ماندن برای آن
focussed
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focusses
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
contentions
U
مدت زمانی که طول می کشد تا وسیلهای آماده استفاده شود
handshaking
U
سیگنال ارسالی بین دو وسیله ارتباطی شامل آماده ارسال
contention
U
مدت زمانی که طول می کشد تا وسیلهای آماده استفاده شود
focused
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focussing
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
greasy wool
U
پشم چرب
[پشمی که هنوز شسته نشده و آماده ریسندگی نیست.]
takedown
U
مدت زمانی که یک وسیله جانبی آماده برای کار دیگری میشود
mediums
U
رسانه مغناطیسی خالی و فرمت شده که آماده پذیرش داده است
medium
U
رسانه مغناطیسی خالی و فرمت شده که آماده پذیرش داده است
prints
U
فضای حافظه که کارهای چاپ آماده ارسال به چاپگر را ذخیره میکند
print
U
فضای حافظه که کارهای چاپ آماده ارسال به چاپگر را ذخیره میکند
empty
U
رسانه ذخیره سازی خالی و فرمت شده آماده دریافت داده
emptiest
U
رسانه ذخیره سازی خالی و فرمت شده آماده دریافت داده
empties
U
رسانه ذخیره سازی خالی و فرمت شده آماده دریافت داده
emptier
U
رسانه ذخیره سازی خالی و فرمت شده آماده دریافت داده
emptied
U
رسانه ذخیره سازی خالی و فرمت شده آماده دریافت داده
preprocessor
U
نرم افزاری که داده را پیش از کامپایل یا ترجمه آماده و پردازش میکند
device driver
U
نرم افزار مخصوص برای کنترل و فرمت دستورات آماده چاپ
streamed
U
تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
streams
U
تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
beta version
U
گونهای از برنامه کاربردی نرم افزار که تقریباگ آماده انتشار است
device handler
U
نرم افزار مخصوص برای کنترل و فرمت دستورات آماده چاپ
printed
U
فضای حافظه که کارهای چاپ آماده ارسال به چاپگر را ذخیره میکند
cts
U
CSR برای بیان اینکه یک خط یا وسیله آماده ارسال داده است
configured in
U
وسیلهای که مشخصات آن بیان کننده آماده بودن آن برای استفاده است
stream
U
تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
feasibility
U
امتحان و گزارش درباره کارایی و هزینه محصول جدید که آماده فروش میشود
dataset
U
سیگنال RSC ازمودم به کامپیوتر برای بیان اینکه آماده استفاده است
processed silk
U
ابریشم پخته
[ابریشمی که صمغ آن گرفته شده و آماده ریسندگی و یا رنگرزی است.]
driver
U
نرم افزار مخصوص که دستورات کاربر را که آماده چاپ هستند کنترل و فرمت میکند
output
U
ثباتی که داده خروجی را ذخیره میکند تا گیرنده آماده شوند یا کانال خالی شود
drivers
U
نرم افزار مخصوص که دستورات کاربر را که آماده چاپ هستند کنترل و فرمت میکند
outputs
U
ثباتی که داده خروجی را ذخیره میکند تا گیرنده آماده شوند یا کانال خالی شود
length
U
تعداد داده هایی که در بافر ذخیره می شوند تا پردازنده آماده دریافت آنها شود
lengths
U
تعداد داده هایی که در بافر ذخیره می شوند تا پردازنده آماده دریافت آنها شود
microsoft
U
جستجوگر وب ساخت ماکرو سافت که آماده است و به کاربر امکان دیدن صفحه وب را میدهد
dual
U
دادههای ترکیبی هر مجموعهای از داده در پاس یا لبه ساعت مختلف آماده و معتبر است
workspace
U
فضایی در حافظه که برای استفاده آماده است یا در حال حاضر اپراتور در آن کار میکند
takedown
U
حذف نوار یا کاغذ یا دیسک از یک وسیله جانبی پس از یک کار و آماده کردن آن برای بعدی
buffer
U
استفاده از فضای ذخیره سازی موقت تا وقتی که پردازنده یا رسانه آماده پردازش آن شود
programs
U
نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
invites
U
حرف خاص ارسالی برای بیان به وسیلهای که کامپیوتر میزبان آماده دریافت پیام است
dos
U
نشانگری که می گوید DOS آماده پذیرش یک دستور تایپ شده روی صفحه کلید است
program
U
نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
Internet
U
جستجوگر وب سافت ماکروسافت که در حال حاضر آماده است و به کاربر امکان مشاهده صفحه وب را میدهد
invited
U
حرف خاص ارسالی برای بیان به وسیلهای که کامپیوتر میزبان آماده دریافت پیام است
open
U
آماده سازی فایل پیش از دستیابی یا ویرایش یا تراکنش روی سایر رکوردهای ذخیره شده
opened
U
آماده سازی فایل پیش از دستیابی یا ویرایش یا تراکنش روی سایر رکوردهای ذخیره شده
opens
U
آماده سازی فایل پیش از دستیابی یا ویرایش یا تراکنش روی سایر رکوردهای ذخیره شده
invite
U
حرف خاص ارسالی برای بیان به وسیلهای که کامپیوتر میزبان آماده دریافت پیام است
Internet
U
می را می سازد که اینترنت و اتصالات فروش را آماده میکند تا کاربران خصوصی به آنها دسترسی داشته باشند
inchoation
U
شروع
beginning
U
شروع
kick-off
<idiom>
U
شروع
open fire
U
شروع
onset
U
شروع
get-go
<idiom>
U
شروع
Redo it. Do it over again.
U
از سر شروع کن
incipience or ency
U
شروع
kick off
U
شروع
inception
U
شروع
right of begin
U
حق شروع
beginnings
U
شروع
opening
U
شروع
openings
U
شروع
appliance computer
U
سیستم کامپیوتری آماده اجرا که خریداری میشود و به سرعت برای یک منظور کاربردی قابل استفاده است
expanded memory system
U
ابزاری که حافظه اضافی در IBM PC قرار دارد را مدیریت میکند و برای برنامه ها آماده استفاده می سازد
buffer
U
فضای ذخیره سازی موقت برای وسیلهای که دادهای دریافت کرده ولی آماده پردازش نیست
origin
U
نقطه شروع
germinating
U
شروع به رشدکردن
germinates
U
شروع به رشدکردن
zeroes
U
محل شروع
kick off
<idiom>
U
شروع کردن
alpha
U
اغاز شروع
put in hand
U
شروع کردن
zero
U
محل شروع
germinated
U
شروع به رشدکردن
origins
U
نقطه شروع
began
U
شروع کرده
proceed with deliberations
U
شروع مذاکرات
beginning of message
U
شروع پیغام
set out
U
شروع بکارکردن
initials
U
نقط ه شروع
rise and shine
U
شروع بیداری
scratch line
U
خط شروع مسابقه
sortie
U
شروع حرکت
initial
U
نقط ه شروع
initialed
U
نقط ه شروع
initialing
U
نقط ه شروع
initialled
U
نقط ه شروع
get the ball rolling
<idiom>
U
شروع چیزی
set in
U
شروع کردن
starters
U
شروع کننده
starter
U
شروع کننده
restart
U
شروع مجدد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com