Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 133 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
your late father
U
مرحوم پدرتان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Your father is right (in the right)
U
حق با پدرت است
father off
U
دورتر
at your father's
U
در خانه پدر شما
my and his father
U
پدر هر دوی ما
my and his father
U
پدر مشترک من و او
How old is his father .
U
پدرش چه سنی است؟
you are the p of your father
U
شما کاملا` به پدر خود شبیه هستید
father
U
پدری کردن
your and my father
U
پدر شما و من
father
U
پدر
father
U
والد
father
U
موسس
father
U
موجد بوجود اوردن
I am late.
U
من دیر کردم.
I am getting late.
U
دارددیرم می شود
it is very late
U
بسیار دیر است
late
<adj.>
<adv.>
U
دیر
he may come late
U
شایددیر بیاید
Nobody was late except me .
U
هیچکس غیر از من دیر نکرده بود
he may come late
U
ممکن است دیر بیاید
Better late then never.
<proverb>
U
تاخیر بهتر از هرگز است .
of late
U
اخیرا
of late
U
دراین روزها
to be late
U
دیر رسیدن
to be late
U
دیر امدن
Better late than never.
<proverb>
U
آهسته برو همیشه برو.
Better late than never!
<proverb>
U
دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است!
to be late
U
دیرکردن
Better late than never.
<proverb>
U
دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.
it is very late
U
خیلی دیرشده است
late
U
دیر
late
U
متوفی
late
U
تازه گذشته
late
U
مرحوم
late
U
اخیر
late
U
زیاد
late
U
تا دیر وقت اخیرا
late
U
کند
late
U
تادیرگاه
late
U
دیراینده
the dying father said
U
پدر که درحال مردن بود گفت
step father
U
ناپدری
like father, like son
<idiom>
U
درست شبیه پدر
like father like son
U
پسر کو ندارد نشان از پدر توبیگانه خوان و مخوانش پسر
founding father
U
بنیادگذار
father-in-law
U
پدر شوهر
father figures
U
پدر- نماد
I had a letter from my father .
U
از پدرم کاغذ داشتم
Father Christmas
U
بابانوئل
founding father
U
پدر ملت
founding father
U
پیافکن
founding father
U
موسس
founding father
U
بنیانگذار
foster father
U
پدرخوانده
Father's Day
U
روز پدر
father imago
U
پدر- نماد
Holy Father
U
پدر مقدس
father-in-law
U
پدر زن
putative father
U
پدر غیرشرعی کسی که بر حسب شیاع محلی پدر یک طفل نامشروع است
putative father
U
پدر غیر قانونی
on the father's side
U
از سمت بدر
father file
U
پرونده بنیادی پرونده اصلی
father file
U
فایل اصلی
father fixation
U
تثبیت پدری
father in law
U
پدر شوهر
he takes a his father
U
به پدرش ماننداست
he takes a his father
U
به پدرش می رود
he succeeded his father
U
بجای پدرنشست
he succeeded his father
U
جانشین پدرش شد
father in law
U
پدر زن
father surrogate
U
جانشین پدر
foster father
U
شوهردایه
father file
U
فایل پدر
father file
U
پشتیبان گونه قدیمی فایل
Do you want an inheritance from your father?THen a.
<proverb>
U
میراث پدر خواهى علم پدر آموز.
father figure
U
پدر- نماد
god the father
U
خدای پدر
grand father
U
پدر بزرگ
grand father
U
جد
does your father live
U
ایا پدر شما زنده است
Damn it, you are late again!
لعنتی باز تو دیر کردی.
[دیر آمدی]
I wI'll come as late as I possibly can .
U
تا آنجائیکه بشود دیر می آیم
It is never too late to mend.
U
هر کجا که جلوی ضرر رابگیری منفعت است
keep late hours
U
دیر خوابیدن و دیر بیدار شدن
She procrastinated until it was too late .
U
آنقدر دفع وقت (وقت کشی ) کرد که دیگه کار از کار گذشت
It is never too late to mend.
<proverb>
U
براى اصلای شدن هیچگاه دیر نیست .
Before it is too late . while one has the chance .
U
اگر فرصت با قی است ( از دست نرفته )
We were afraid lest she should get here too late .
ترسیده بودیم که مبادا دیر اینجا برسد.
It is never too late to learn .
<proverb>
U
براى کسب علم هیچ موقعى دیر نیست .
to keep late hours
U
دیر برخاستن
the late rains
U
بارانهای اخیر
the late governor
U
فرماندار اخیر
of late years
U
دراین چند سال گذشته
late war
U
جنگ قبلی
late time
U
زمان بین سقوط بمب تا شروع انفجار اتمی
iwas late
U
دیر کردم
late time
U
زمان سکته انفجار
late maturing
U
دیررس
iwas late
U
دیرم شد
iwas late
U
دیررسیدم
keep late hours
U
دیر خوابیدن و دیر برخاستن
the widow of the late
U
زن مرحوم .....
to keep late hours
U
دیر خوابیدن
i was up late last night
U
بودم
i was up late last night
U
دیشب تا ان موقع هنوزنشسته
late cut
U
ضربهای که توپ را به منطقه پشت توپزن می فرستد
late latinu
U
لاتین دورههای بعد
what made you so late
U
چه شد که این همه دیر کردید
He's the spitting image of his father.
U
درست مثل پدرش است.
He's a carbon copy of his father.
U
کپی پدرش است.
great grand father
U
جد اعلی
Did you deliver my letter to your father ?
U
نامه مرا تحویل پدرت دادی ؟
labour is often the father of pleasure
<proverb>
U
مقام عیش میسر نمی شود بی رنج
Leave world with your father that. . .
U
به پدرتان بسپارید که ...
late-Modern architecture
U
[معماری که تصویرها و ایده ها و نقش و نگار آن گرفته شده از جنبش معماری مدرن بود.]
Do you get up early
[late]
in the morning ?
U
آیا شما صبح ها زود
[دیر]
از خواب برمیخیزید؟
It is too late . the die is cast .
U
کار از کار گذشته
The train was 10 minutes late.
U
قطار 10 دقیقه دیر رسید
To keep late nights
[hours]
شب زنده داری کردن
Is the train from Leeds late?
U
آیا قطار شهر لیدز تاخیر دارد؟
late payment damages
U
خسارت تاخیر تادیه
Dont be late for work.
U
دیر سر کار نیایی (سر وقت بیایی )
Before it is too late. While there is stI'll time.
U
تا دیر نشده
Depending on how late we arrive ...
U
بستگی به اینکه ساعت چند ما می رسیم ...
Luchily for me the train was late.
U
خوش شانسی آوردم قطار دیر رسید
putative father of an illegitimate child
U
پدر مفروض فرزندی نامشروع
She married a man old eonugh to be her father.
U
با مردی که جای پدرش را داشت ازدواج کرد
Many thanks for the sympathy shown to us
[on the passing of our father]
.
U
خیلی سپاسگذارم برای همدردی شما
[بخاطر فوت پدرمان]
.
He doesnt smok in front of (in the presence of)his father.
U
جلوی پدرش سیگار نمی کشد
I am in the habit of sleeping late on Friday mornings.
U
عادت دارم جمعه ها صبح دیر از خواب بیدار می شوم
it is too late to lock the stable when the horse has been stolen
<proverb>
U
کنون باید این مرغ را پای بست نه آن دم که سررشته بردت ز دست
The suspected offender
[perpetrator]
is a previously respectable father.
U
پدری تا به حال محترم مشکوک به جرم است .
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com