Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 65 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
father
U
پدر
father
U
والد
father
U
موسس
father
U
موجد بوجود اوردن
father
U
پدری کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
you are the p of your father
U
شما کاملا` به پدر خود شبیه هستید
father off
U
دورتر
my and his father
U
پدر مشترک من و او
at your father's
U
در خانه پدر شما
How old is his father .
U
پدرش چه سنی است؟
Your father is right (in the right)
U
حق با پدرت است
your and my father
U
پدر شما و من
my and his father
U
پدر هر دوی ما
the dying father said
U
پدر که درحال مردن بود گفت
step father
U
ناپدری
putative father
U
پدر غیرشرعی کسی که بر حسب شیاع محلی پدر یک طفل نامشروع است
god the father
U
خدای پدر
putative father
U
پدر غیر قانونی
on the father's side
U
از سمت بدر
your late father
U
مرحوم پدرتان
Do you want an inheritance from your father?THen a.
<proverb>
U
میراث پدر خواهى علم پدر آموز.
like father, like son
<idiom>
U
درست شبیه پدر
I had a letter from my father .
U
از پدرم کاغذ داشتم
Father Christmas
U
بابانوئل
founding father
U
پدر ملت
founding father
U
پیافکن
founding father
U
موسس
founding father
U
بنیانگذار
founding father
U
بنیادگذار
Father's Day
U
روز پدر
like father like son
U
پسر کو ندارد نشان از پدر توبیگانه خوان و مخوانش پسر
he takes a his father
U
به پدرش ماننداست
father file
U
فایل پدر
father file
U
پشتیبان گونه قدیمی فایل
does your father live
U
ایا پدر شما زنده است
grand father
U
جد
grand father
U
پدر بزرگ
father-in-law
U
پدر شوهر
father-in-law
U
پدر زن
father figures
U
پدر- نماد
father figure
U
پدر- نماد
Holy Father
U
پدر مقدس
father file
U
پرونده بنیادی پرونده اصلی
father file
U
فایل اصلی
he takes a his father
U
به پدرش می رود
he succeeded his father
U
بجای پدرنشست
he succeeded his father
U
جانشین پدرش شد
foster father
U
پدرخوانده
father imago
U
پدر- نماد
foster father
U
شوهردایه
father surrogate
U
جانشین پدر
father in law
U
پدر زن
father in law
U
پدر شوهر
father fixation
U
تثبیت پدری
He's a carbon copy of his father.
U
کپی پدرش است.
He's the spitting image of his father.
U
درست مثل پدرش است.
labour is often the father of pleasure
<proverb>
U
مقام عیش میسر نمی شود بی رنج
Did you deliver my letter to your father ?
U
نامه مرا تحویل پدرت دادی ؟
great grand father
U
جد اعلی
Leave world with your father that. . .
U
به پدرتان بسپارید که ...
putative father of an illegitimate child
U
پدر مفروض فرزندی نامشروع
Many thanks for the sympathy shown to us
[on the passing of our father]
.
U
خیلی سپاسگذارم برای همدردی شما
[بخاطر فوت پدرمان]
.
She married a man old eonugh to be her father.
U
با مردی که جای پدرش را داشت ازدواج کرد
He doesnt smok in front of (in the presence of)his father.
U
جلوی پدرش سیگار نمی کشد
The suspected offender
[perpetrator]
is a previously respectable father.
U
پدری تا به حال محترم مشکوک به جرم است .
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com