Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
word association test
U
ازمون تداعی واژه ها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
association test
U
ازمون تداعی
word choice test
U
ازمون واژه گزینی
word span test
U
ازمون فراخنای واژه ها
word building test
U
ازمون واژه سازی
His word is his bond. HE is a man of his word.
U
حرفش حرف است
He is a man of his word . He is as good as his word .
U
قولش قول است
association
U
پیوند ارتباط
association
U
هم خوانی
association
U
وابستگی وابسته سازی
association
U
امیزش
association
U
تداعی معانی تجمع
association
U
پیوستگی
association
U
معاشرت اتحاد
association
U
انجمن
association
U
شرکت
association
U
تجمع
association
U
اجتماع
association
U
همباش
association
U
تداعی
association psychology
U
روانشناسی تداعی گرا
memorandom of association
U
اساسنامه شرکت
memorandum of association
U
اساسنامه شرکت
memorandum of association
U
شرکتنامه تجاری
association school
U
مکتب تداعی
association pathway
U
گذرگاه ارتباطی
association method
U
روش تداعی
association time
U
زمان تداعی
backward association
U
تداعی وارونه
bar association
U
کانون وکلا دادگستری
bar association
U
کانون وکلا
argument association
U
وابسته سازی نشانوند
association of ideas
U
تداعی معانی
association football
U
اتحادیه فوتبال
association croquet
U
مسابقه بین دو تیم یا دو نفر در زمینی بطول 53 متر و عرض 62متر با 6 دروازه و یک میله عمودی
association croquet
U
کروکه انگلیسی
association cortex
U
قشر تداعی
association by contiguity
U
تداعی از راه مجاورت
association areas
U
مناطق ارتباطی
artieles of association
U
شرکت ناور
articles of association
U
اساسنامه
association neuron
U
نورون ارتباطی
article of association
U
اساسنامه شرکت
association of ideas
U
تداعی اندیشه ها
producers association
U
انجمن تولید کنندگان
forward association
U
تداعی رو به جلو
association nuclei
U
هستههای ارتباطی
clang association
U
تداعی اوایی
residents' association
U
انجمنشورایمحل
trade association
U
تشکیلات صنفی
free association
U
تداعی ازاد
trade association
U
انجمن صنفی
housing association
U
انجمنخانهیابیبهقیمتنازلتر
association coefficient
U
ضریب ارتباط
association in information systems
U
professionals
association for women in computing
U
متشکل از افرادی که پردازش کامپیوتر علاقه مند هستند
parent-teacher association
U
انجمناولیاومربیان
international development association
U
مجمع بین المللی توسعه مجمعی است وابسته به بانک جهانی که به منظور کمک به کشورهای توسعه نیافته ایجاد شده است
savings and loan association
U
صندوق پس انداز تعاونی ورهنی
association in information systems
U
انجمن متخصصین سیستمهای اطلاعاتی
special libraries association
U
انجمن کتابخانههای مخصوص
frontal association area
U
منطقه ارتباطی پیشانی
association for computers and humanities
U
یک سازمان بین المللی که مشوق تحقیقات در زبان مطالعات ادبی تاریخی انسان شناسی و علوم اجتماعی به کمک کامپیوتر واستفاده از ان در افرینش ومطالعه هنر و موسیقی ورقص میباشد
association for women in computing
U
سازمان حرفهای وغیرانتفاعی
association for computing machinery
U
بزرگترین جامعه جهانی اموزشی و علمی جهت توسعه مهارتهای فنی وصلاحیتهای حرفهای متخصصان کامپیوتر
association for system management
U
یک سازمان بین المللی که متعهد است تا اعضا خود را ازرشد سریع و تغییرات درزمینه مدیریت سیستم ها وپردازش اطلاعات اگاه کند
e f t a (european free trade association
U
اتحادیه تجارت ازاد اروپا اتحادیه متشکل از کشورهای انگلستان
e f t a (european free trade association
U
اتریش
e f t a (european free trade association
U
سوئد
data processing management association
U
انجمن مدیریت پردازش داده
european free trade association
U
A .T.F.E
e f t a (european free trade association
U
سویس نروژ
e f t a (european free trade association
U
فنلاند که تعرفه گمرکی و سود بازرگانی را درمعاملات فیمابین خود ازمیان برداشته اند
international air transport association
U
اتحادیه بین المللی حمل و نقل هوایی
national computer graphics association
U
انجمن ملی گرافیک کامپیوتری
e f t a (european free trade association
U
پرتقال دانمارک
last word
U
بیان یا رفتار قاطع
word for word
U
طابق النعل بالنعل
a word or two
U
چند تا کلمه
[برای گفتن]
last word
U
اتمام حجت
last word
U
حرف اخر
i came across a word
بکلمه ای برخوردم
the last word
U
حرف اخر
word for word
U
کلمه به کلمه
word for word
U
تحت اللفظی
upon my word
U
به شرافتم قسم
word
U
اطلاع
keep to one's word
U
سر قول خود بودن
at his word
U
بفرمان او
at his word
U
بحرف او
All you have to do is to say the word.
U
کافی است لب تر کنی
get a word in
<idiom>
U
یافتن فرصتی برای گفتن چیزی بقیه دارند صحبت میکنند
to keep to one's word
U
سرقول خودایستادن
to keep to one's word
U
درپیمان خوداستواربودن
have a word with
<idiom>
U
بطورخلاصه صحبت ومذاکره کردن
in a word
<idiom>
U
به طور خلاصه
say the word
<idiom>
U
علامت دادن
last word
<idiom>
U
نظر نهایی
I want to have a word with you . I want you .
U
کارت دارم
Could I have a word with you ?
U
عرضی داشتم (چند کلمه صحبت دارم )
to word up
U
کم کم برانگیختن خردخردکوک کردن
to word up
U
کم کم درست کردن کم کم رسانیدن
in a word
U
خلاصه
in a word
U
خلاصه اینکه مختصرا
in one word
U
خلاصه
to keep to one's word
U
درست پیمان بودن
in one word
U
خلاصه اینکه مختصرا
Take somebody at his word.
U
حرف کسی را پذیرفتن ( قبول داشتن )
May I have a word with you?
U
ممکن است دو کلمه حرف با شما بزنم ؟
keep one's word
<idiom>
U
سرقول خود بودن
say a word
U
حرف زدن
word
U
سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد
word
U
عهد
the last word
U
ک لام اخر
take my word for it
U
قول مراسندبدانید
word
U
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
word for word
<adv.>
U
نکته به نکته
word
U
روش اندازه گیری سرعت چاپگر
word
U
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
word
U
تعداد کلمات در فایل یا متن
word
U
مشابه 10721
word
U
طول کلمه کامپیوتری که به صورت تعداد بیتها شمرده میشود
word
U
کلمات داده ارسالی در امتداد باس موازی یکی پس از دیگری
word for word
<adv.>
U
مو به مو
word for word
<adv.>
U
کلمه به کلمه
word
U
زمان لازم برای ارسال کلمه از یک محل حافظه یا وسیله به دیگری
that is not the word for it
U
لغتش این نیست
word
U
بالغات بیان کردن
word
U
لغات رابکار بردن
word
U
فرمان
the last word
U
سخن قطعی
word
U
واژه
word
U
لغت
word
U
گفتار
word
U
موضوع زبان مجزا که با بقیه استفاده میشود تا نوشتار یا سخنی را ایجاد کند که قابل فهم است
word
U
لفظ
the last word
U
سخن اخر
word
U
کلمه
to say a word
U
حرف زدن
to say a word
U
سخن گفتن
say a word
U
سخن گفتن
word
U
واژه سخن
word
U
بخشهای داده مختلف در کامپیوتر به شکل گروهی از بیت ها که در یک محل حافظه قرار دارند
word
U
پیغام خبر
word
U
حرف
not a word of it was right
U
یک کلمه انهم درست بود
word
U
عبارت
word
U
قول
cross word
U
جدول لغز
in the p sense of the word
U
بمعنی واقعی کلمه
cross word
U
جدول معمائی
buzz word
U
رمز واژه
buzz word
U
لغت بابروز
four-letter word
U
واژهیچهار حرفی
four-letter word
U
واژهی قبیح
data word
U
کلمه داده
in word and deed
U
درگفتارو عمل
to plight one's word
U
متعهدشدن
instruction word
U
کلمه دستورالعمل
score out that word
U
ان واژه را خط بزنید
word class
U
ردهایازلغاتمثلاسم صفت فعل و...
word-blind
U
کسیکهبدلیلعقلیدرخواندنبامشکلروبروست
written word
U
کلماتنوشتاری
to pledge one's word
U
قول یا پیمان دادن
We just received word that . . .
U
هم اکنون اطلاع رسید که …
to pawn one's word
U
پیمان بستن
I always stick to my word.
U
من همیشه سر حرفم می ایستم
to pawn one's word
U
عهد کردن
computer word
U
کلمه کامپیوتری
score out that word
U
روی ان واژه خط بکشید
to plight one's word
U
قول دادن
swear-word
U
فحش
swear-word
U
ناسزا
to rime one word with another
U
یک کلمه رابا کلمه دیگر قافیه اوردن
send word
U
خبر دادن
control word
U
کلمه کنترل
to plight one's word
U
عهد کردن
word correction
U
اصلاحکلمه
send word
U
پیغام دادن
He didnt say a word.
U
یک کلام هم حرف نزد
ghost word
U
کلمه غیرمصطلح
he is a man of his word
U
گفتاروکردارش یکی است قولش درست است
head word
U
کلمه یاجملهای که در سراغاز فصل یا بخش کتاب نوشته میشود
word frequency
U
بسامد واژگانی
word hoard
U
لغت نامه
word length
U
طول کلمه
word length
U
درازای کلمه
word mark
U
نشان کلمه
ghost word
U
لغت غیر مستعمل
word fluency
U
سیالی واژگانی
word deafness
U
واژه کری
word count
U
واژه شماری
function word
U
کلمه دستوری
full word
U
کلمه کامل
full word
U
تمام کلمه
send word for him
U
پیغام برای او بفرستید
half word
U
نیم کلمه
word addressable
U
نشانی پذیری کلمه
word and deed
U
گفتاروکردار قول وفعل
word book
U
کتاب لغت
word mark
U
علامت کلمه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com