Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
swear-word
U
فحش
swear-word
U
ناسزا
swear-word
U
کفر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
A profae swear word ; Resplendent verse.
U
فحش آبدار ؛شعر آبدار
His word is his bond. HE is a man of his word.
U
حرفش حرف است
He is a man of his word . He is as good as his word .
U
قولش قول است
swear in
U
با مراسم تحلیف وارد کردن
swear on
U
سوگند به چیزی خوردن
to swear in
U
با سوگند دادن وارد کارکردن بامراسم تحلیف داخل کردن
swear in
U
بامراسم تحلیف بکاری گماشتن
swear in
U
باسوگند بشغلی وارد کردن
swear
U
سوگند خوردن قسم یاد کردن سوگند دادن
swear off
<idiom>
U
تصمیم به ترک چیزی
swear by
U
عقیده زیادداشتن به
swear by
U
سوگند خوردن به
swear
U
ناسزا
swear
U
سوگند خوردن
swear
U
قسم دادن
swear
U
فحش
swear
U
ناسزا گفتن
swear out
U
با قسم از گیر چیزی خلاص شدن
swear by
U
جدا توصیه کردن
swear by
<idiom>
U
قسم خوردن
swear by
<idiom>
U
کاملا از چیزی اطمینان داشتن
swear in
<idiom>
U
قسم یاد کردن
swear
U
قسم خوردن
to swear by something
U
به چیزی قسم خوردن
swear at
U
به کسی فحش دادن
to swear fidelity to somebody
U
به کسی قول وفاداری دادن
swear-words
U
فحش
swear-words
U
کفر
Swear to tell the truth .
U
قسم بخور که راست بگویی
I swear by the almighty that…
U
خدا شاهد است که ...
To swear . To take the oath .
U
قسم خوردن ( قسم یاد کردن )
to swear fealty
U
بیعت کردن
he did half swear
U
سخت سوگندیادکردن
swear-words
U
ناسزا
to swear like a trooper
U
زیاد سوگند خوردن
to swear by all that is sacred
U
بمقدسات عالم سوگند
to swear by all that is sacred
U
خوردن
to swear tre sonagainstany one
U
سوگند برای خیانت بکسی خوردن
I want to have a word with you . I want you .
U
کارت دارم
last word
U
حرف اخر
keep to one's word
U
سر قول خود بودن
in one word
U
خلاصه
i came across a word
بکلمه ای برخوردم
get a word in
<idiom>
U
یافتن فرصتی برای گفتن چیزی بقیه دارند صحبت میکنند
in a word
U
خلاصه
in a word
U
خلاصه اینکه مختصرا
word for word
U
طابق النعل بالنعل
in one word
U
خلاصه اینکه مختصرا
All you have to do is to say the word.
U
کافی است لب تر کنی
last word
U
اتمام حجت
last word
U
بیان یا رفتار قاطع
Could I have a word with you ?
U
عرضی داشتم (چند کلمه صحبت دارم )
the last word
U
سخن قطعی
the last word
U
حرف اخر
to keep to one's word
U
سرقول خودایستادن
to keep to one's word
U
درپیمان خوداستواربودن
to keep to one's word
U
درست پیمان بودن
word for word
U
تحت اللفظی
word for word
U
کلمه به کلمه
upon my word
U
به شرافتم قسم
to word up
U
کم کم برانگیختن خردخردکوک کردن
the last word
U
ک لام اخر
the last word
U
سخن اخر
May I have a word with you?
U
ممکن است دو کلمه حرف با شما بزنم ؟
Take somebody at his word.
U
حرف کسی را پذیرفتن ( قبول داشتن )
not a word of it was right
U
یک کلمه انهم درست بود
say a word
U
سخن گفتن
say a word
U
حرف زدن
to say a word
U
سخن گفتن
to say a word
U
حرف زدن
take my word for it
U
قول مراسندبدانید
that is not the word for it
U
لغتش این نیست
to word up
U
کم کم درست کردن کم کم رسانیدن
have a word with
<idiom>
U
بطورخلاصه صحبت ومذاکره کردن
word
U
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
word
U
اطلاع
word
U
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
a word or two
U
چند تا کلمه
[برای گفتن]
word
U
زمان لازم برای ارسال کلمه از یک محل حافظه یا وسیله به دیگری
word
U
بالغات بیان کردن
word
U
لغات رابکار بردن
at his word
U
بفرمان او
word
U
کلمات داده ارسالی در امتداد باس موازی یکی پس از دیگری
word
U
طول کلمه کامپیوتری که به صورت تعداد بیتها شمرده میشود
word
U
مشابه 10721
word for word
<adv.>
U
نکته به نکته
word for word
<adv.>
U
کلمه به کلمه
word for word
<adv.>
U
مو به مو
word
U
واژه
word
U
بخشهای داده مختلف در کامپیوتر به شکل گروهی از بیت ها که در یک محل حافظه قرار دارند
word
U
سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد
word
U
روش اندازه گیری سرعت چاپگر
word
U
تعداد کلمات در فایل یا متن
at his word
U
بحرف او
word
U
فرمان
in a word
<idiom>
U
به طور خلاصه
word
U
عبارت
word
U
حرف
word
U
واژه سخن
word
U
گفتار
word
U
موضوع زبان مجزا که با بقیه استفاده میشود تا نوشتار یا سخنی را ایجاد کند که قابل فهم است
say the word
<idiom>
U
علامت دادن
word
U
لفظ
word
U
لغت
last word
<idiom>
U
نظر نهایی
keep one's word
<idiom>
U
سرقول خود بودن
word
U
کلمه
word
U
پیغام خبر
word
U
عهد
word
U
قول
word of command
U
فرمان انتصاب
word square
U
acrostic
to have the final
[last]
word
<idiom>
U
حرف خود را به کرسی نشاندن
word book
U
کتاب لغت
word count
U
واژه شماری
word length
U
طول کلمه
word hoard
U
لغت نامه
word deafness
U
واژه کری
word fluency
U
سیالی واژگانی
word frequency
U
بسامد واژگانی
word salad
U
سالاد کلمات
word length
U
درازای کلمه
word addressable
U
نشانی پذیری کلمه
word of honour
U
قول شرف
word order
U
ترتیب واژه ها
word order
U
ترتیب وقوع کلمه در عبارت یا جمله
word of command
U
فرمان نظامی
word mark
U
علامت کلمه
word process
U
ویرایش , ذخیره و تغییر متن با کامپیوتر
word salad
U
اشفته گویی
word mark
U
نشان کلمه
word and deed
U
گفتاروکردار قول وفعل
to weigh one's word
U
سخنان خودرا سنجیدن سنجیده سخن گفتن
word picture
U
بیان یا شرح روشن
give someone one's word
<idiom>
U
قول دادن یا بیمه کردن
word choice
U
بیان
word book
U
واژه نامه
word book
U
کتاب لغت
This is an elusive word .
U
این لغت خیلی فرار است ( درحافظه باقی نمی ماند )
word book
U
قاموس
word book
U
فرهنگ لغات
word book
U
لغت نامه
word book
U
دیکشنری
word choice
U
کلمه بندی
get a word in edgewise
<idiom>
U
وارد شدن درمکالمه
In what sense are you using this word ?
U
این کلمه را به چه معنی بکار می برد ؟
What is the meaning of this word ?
U
معنی این لغت چیست ؟
mum's the word
<idiom>
U
دهان قرص
A word is enough to the wise .
<proverb>
U
براى عاقل یک یرف بس است .
Do not say a word until you know it is exactly rig.
<proverb>
U
تا ندانى که سخن عیب صواب است مگو .
Is that your final word ?
U
همین ؟( درمقام اتمام حجت یا تهدید )
A mans word is one .
<proverb>
U
یرف مرد یکى است .
Word of honor .
U
قول شرف
word choice
U
جمله بندی
He didnt say a word.
U
یک کلام هم حرف نزد
I always stick to my word.
U
من همیشه سر حرفم می ایستم
four-letter word
U
واژهی قبیح
four-letter word
U
واژهیچهار حرفی
buzz word
U
لغت بابروز
buzz word
U
رمز واژه
word wrap
U
سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد
word wrap
U
حرکت نشانه گر روی صفحه تصویر کامپیوتر از انتهای یک خط به شروع خط بعدی
word warp
U
فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
word time
U
زمان کلمه
word star
U
یک برنامه پردازش کلمه مشهور که شامل هجی کردن کلمات و ویژگی ادغام پستی استacrostic
He feels he must have the last word.
U
او فکر می کند که حتما باید حرف خودش را به کرسی بنشاند.
We just received word that . . .
U
هم اکنون اطلاع رسید که …
written word
U
کلماتنوشتاری
word-blind
U
کسیکهبدلیلعقلیدرخواندنبامشکلروبروست
word class
U
ردهایازلغاتمثلاسم صفت فعل و...
word correction
U
اصلاحکلمه
word of mouth
<idiom>
U
از منبع موثق
How do you pronounce
[say]
that
[this]
word?
U
این واژه چه جور تلفظ می شود؟
word square
U
جدول کلمات متقاطع
send word
U
خبر دادن
nonce word
U
واژهای که به تقاضای یک موقع ویژه بسازند
mum's the word
U
این سخن فاش کردنی نیست این حرف را باید پنهان داشت
memory word
U
کلمه حافظه
alphabetic word
U
کلمه الفبایی
machine word
U
کلمه ماشین
loan word
U
لغت اقتباسی
loan word
U
واژهای که از زبان دیگری گرفته باشد
numeric word
U
کلمه عددی
one word sentence
U
جمله تک واژهای
procedure word
U
کلماتی که قبل از شروع مکالمه مخابره می شوند
send word
U
پیغام دادن
score out that word
U
روی ان واژه خط بکشید
score out that word
U
ان واژه را خط بزنید
say a good word for
U
دفاع کردن
say a good word for
U
تعریف کردن
reserved word
U
کلمه محفوظ
repetition of a word
U
باز گوئی یاتکرارسخن
relying on his word
U
باستناد سخن وی
ghost word
U
کلمه غیرمصطلح
as good as one's word
U
خوش قول
key word
مفتاح
ghost word
U
لغت غیر مستعمل
function word
U
کلمه دستوری
full word
U
کلمه کامل
full word
U
تمام کلمه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com