English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 83 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
waiting-rooms U اطاق انتظار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
no waiting U توقف ممنوع
to keep any one waiting U کسیرا چشم براه
to keep any one waiting U نگاه داشتن
What are you waiting for ? U معطل چه هستی ؟
To keep someone waiting . U کسی را معطل کردن
he kept me waiting U مرامنتظریامعطل نگاه داشت
waiting U چشم براه
waiting U منتظر
to keep somebody waiting U کسی را معطل نگه داشتن
waiting game U صبور و گوش به زنگ بودن برای یافتن فرصت خوب
waiting position U ایستگاه انتظار قایقهای گشتی سریع السیر حالت انتظار یااماده باش قایقهای گشتی
waiting delay U تاخیر ناشی از عدم توانایی پرداخت
waiting time U زمان انتظار
maid in waiting U پیشخدمت مخصوص
ladies-in-waiting U ندیمه ملکه
ladies-in-waiting U خادمه
lady in waiting U ندیمه ملکه
lady in waiting U مستخدمه مخصوص ملکه
maid in waiting U ندیمه
lady-in-waiting U ندیمه ملکه
lady-in-waiting U مستخدمه مخصوص ملکه
lady-in-waiting U خادمه
waiting games U صبور و گوش به زنگ بودن برای یافتن فرصت خوب
waiting room U اطاق انتظار
ladies-in-waiting U مستخدمه مخصوص ملکه
waiting lists U فهرست منتظران مشاغل فهرست داوطلبان
waiting list U فهرست منتظران مشاغل فهرست داوطلبان
waiting list U لیست انتظار
waiting lists U لیست انتظار
waiting-room U اطاق انتظار
waiting state U وضعیت کامپیوتر که در آن برنامه درخواست ورودی یا سیگنال میکند پیش از ادامه اجرا
waiting-room U اتاق انتظار
lady in waiting U خادمه
rooms U اتاق
rooms U خانه
rooms U جا
rooms U محل موقع
rooms U مجال
rooms U مسکن گزیدن منزل دادن به
rooms U وسیع تر کردن
rooms U فضا
rooms U اطاق
rooms U انبار
one anxious week of waiting U یک هفته انتظار با نگرانی
We are waiting for the rain to stop . معطل بارانم که بند بیاید
men's rooms U مستراح مردانه
reading rooms U خوانشگاه
tea-rooms U چایخانه
tea-rooms U رستوران
tea-rooms U کافه
common rooms U باشگاه دانشجویان
reception rooms U اتاق انتظار
reception rooms U پذیرشگاه
reception rooms U اتاق پذیرایی
reading rooms U قرائت خانه
reading rooms U اتاق قرائت
common rooms U تالار دانشجویان
common rooms U اتاق استادان
store-rooms U انبار
dressing rooms U رختکن
dressing rooms U اطاق ویژه ارایش
dressing rooms U اطاق رخت کن
ante-rooms U کفش کن
ante-rooms U اطاق انتظار
guest-rooms U اطاق مهمان
operating rooms U اطاق عمل
operating rooms U جایگاه عمل
rest rooms U مستراح
sitting-rooms U اتاق نشیمن
living rooms U اتاق نشیمن
living rooms U سالن نشیمن
drawing rooms U سالن پذیرایی
drawing rooms U اطاق پذیرایی
store-rooms U انبار خانگی
rest rooms U استراحتگاه
store-rooms U جای انبار کردن
powder rooms U مستراح یا توالت زنانه
dining rooms U اطاق نهارخوری
dining rooms U اطاق ناهار خوری
living rooms U اطاق نشیمن
Perhaps you are waiting for the plums fall into your mouth. U لابد انتظار داری که لقمه را بجوند ودهانت بگذارند
cattle [rooms] of the worst description U دام [اتاق] در بدترین وضعیت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com