English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 12 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to offshore something U چیزی را [برای سود بیشتر] به خارج [از کشور] بردن [اقتصاد]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
offshore U از جانب ساحل
offshore U دور از ساحل قسمت ساحلی دریا
offshore U دور از ساحل
offshore U در داخل دریا منطقه خارج از حدود ساحلی کشورها
offshore U دورکران
offshore winds U بادهای غیرساحلی
offshore winds U بادخشکی بادهای دور از ساحل
offshore drilling U حفاریساحلی
offshore well U چاهساحلی
to move one's operation offshore U شرکت خود را به خارج [از کشور] منتقل کردن
offshore company U شرکت صندوق پستی در خارج از کشور [ برای سود در مالیات]
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com