Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 26 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to engage yourself to do something
U
خود را به انجام امری متعهد نمودن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
engage
U
بکارگماشتن
engage
U
گرفتن استخدام کردن
engage
U
نامزدکردن متعهد کردن
engage
U
از پیش سفارش دادن
engage
U
مجذوب کردن درهم انداختن
engage
U
گیردادن گروگذاشتن
engage
U
گرودادن
engage
U
ضامن کردن
engage
U
عهد کردن
engage
U
قول دادن
engage
U
درگیر شدن
engage
U
درگیر کردن وصل کردن داخل جنگ شدن
engage
U
متعهد کردن
engage
U
متعهد شدن
engage
U
استخدام کردن
engage
U
مشغول کردن
engage
U
دست زدن به کاری
engage
U
گیرکردن
pre engage
U
از پیش بکار گماشتن
pre engage
U
ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
To amuse someone . To engage someones attention.
U
سر کسی را گرم کردن
To engage someone in conversation .
U
کسی را بحرف کشیدن
To amuse someone . to engage someones attention .
U
سر کسی را گرم کردن
to engage somebody as somebody
U
کسی را به عنوان کسی
[در پیشه ای]
استخدام کردن
to engage in something
[in doing]
something
U
خود را به چیزی
[کاری]
مشغول کردن
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com