English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 104 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to borrow up to ... books U تا... [مدتی] کتاب قرض گرفتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
borrow U قرض کردن
to borrow something [from somebody] U چیزی را قرض گرفتن [از کسی]
to borrow something [from somebody] U چیزی را قرض کردن [از کسی]
borrow U عملیات در برخی فرآیندهای ریاضی از قبیل تفریق از عدد کوچکتر
borrow U قرض گرفتن
borrow U رقم قرضی قرض گرفتن
borrow U وام گرفتن اقتباس کردن
borrow U وام گرفتن
borrow U مسافتی که گوی روی چمن نرم منحرف میشود
borrow U ضربه زدن روی چمن نرم به سمت چپ یا راست یا مستقیم
borrow U عاریه گرفتن
borrow pit U وامگاه
borrow pit U چاله خاکبرداری
borrow pit U قرضه
borrow pit U گود خاکبرداری
end around borrow U رقم قرضی دور گشتی
May I borrow your pen ? U قلمت را به من قرض می دهی ؟
propensity to borrow U گرایش به استقراض
Do not borrow from a parvenu . <proverb> U از نو کیسه وام مخواه .
borrow pit U محل قرضه
borrow area U محل قرضه سد خاکی
to borrow an amount U مبلغی را قرض گرفتن [اقتصاد]
to borrow for ... weeks U برای ... هفته قرض گرفتن
borrow pit U محل خاکبرداری جهت استفاده خاک ان درخاکریز
to lend and borrow U قرض دادن و قرض گرفتن
was wondering if I could borrow your car. U می توانم ماشینت را قرض کنم؟
To borrow money from a bank . U ا زبانک پول قرض گرفتن
To borrow in dribs and drabs. U قرض وقوله کردن
many books U کتابهای بسیار
my other books U کتابهای دیگر من
our books U کتابهای ما
our books U کتابهامان
one for the books <idiom> U چیز غیر عادی
the two books are a like با هردو یک جور معامله کردم
these books are their U این کتابهامال ایشان است
those books are yours U ان کتابها
those books are yours U مال شما است
various books U کتابهای گوناگون یا مختلف
keep books <idiom> U
many books U چندین کتاب
i have as many books as you U کتاب شما دارید منهم دارم
i have as many books as you U هر چند
i had many books he had none U من کتابهای بسیار داشتم اوهیچ نداشت
books U رزرو کردن توقیف کردن
f. of books U مایل به کت اب
d.'s books U ورق
f. of books U عاشق کتاب
he took to books U پرداخت به کتاب خواندن
he took to books U زدبکتاب
books U ثبت کردن
books U کتاب
to keep books U دفترداری کردن
books U درکتاب یادفترثبت کردن
books U اصول متداول یک ورزش اگاهی در مورد نقاط قوت وضعف حریف
books U شماره بازیگرخطاکار
books U مجلد دفتر
books U فصل یاقسمتی از کتاب
books U دفتر
keep books U دفترداری کردن
To cook the books. U حساب بالاآوردن (حساب سازی کردن )
comic books U کتاب کاریکاتور
Enter it in the books . U آنرا دردفاتر وارد کنید
lodge-books U کتاب مقررات معماری
hit the books <idiom> U برای کلاس آماده شدن
collecting books U وصول مطالبات
books of this type U این نوع کتابها
talking books U صفحه گرامافون مخصوص تدریش زبان وغیره
Stackup the books. U کتابهارا روی هم بچین
prayer books U دعانامه
prayer books U نماز نامه
prayer books U کتاب نماز
cash books U دفتر نقدی
We have two books extra. U دوتا کتاب اضافه ( زیادی) داریم
My books are all scattered. U کتابهایم همه پرت وپلاشده اند
heretical books U کتب ضلاله
leave your books w me U درنظر
the books that you bought U کتابهایی که شما خریدید
the books hereof U کتابهای این کتابخانه
sibilline books U کتابهای فالگیر رومیان باستان که میگفتندزنهای غیبگو نوشته اند
sacred books U کتب مقدسه
sacred books U کتابهای مقدس
i owe for all my books U پول همه کتابهای خود راقرض کردم
inspired books U کتابهای الهام شده
leave your books w me U پیش
leave your books w me U برای
to be in ones black books U مغضوب کسی واقع شدن
to be in ones good books U موردالتفات کسی بودن
heretical books U کتب ضلال
telephone books U راهنمای تلفن
telephone books U دفتر تلفن
phone books U دفتر حاوی شمارههای تلفن
phone books U کتاب راهنمای تلفن
log books U رخداد نامه
log books U رخداد نگاشت
log books U دفتر رخدادهای روزانه
comic books U کتاب دارای کاریکاتورهایی که داستانی را شرح میدهد
list of books U فهرست یا صورت کتابها
the desk is piled with books U میز از کتاب انباشته شده است
the desk is piled with books U کتابهادر روی میزانبوه شده اند
the fire books of moses U اشعاریا کتابهای پنجگانه توراه
coffee-table books U کتاب پر تصویر و بزرگ و پر جلایی که روی میزپیشدستی قرار میدهند
in one's good books (graces) <idiom> U موردعلاقه شخص قرار گرفتن
Put the books back on the shelf. U کتابها را بگذار توی قفسه سر جایش
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com