Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 186 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
spin casting reel
U
قرقره چرخان ماهیگیری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
spin casting
U
پرتاب قلاب ماهیگیری باوسایل چرخان
spin casting rod
U
چوب ماهیگیری با قرقره چرخان
spin spin coupling
U
جفت شدن اسپین- اسپین
reel
U
دستگاهی که اطراف آن نوار می چرخد
reel to reel
U
ماشین ضبط نور مغناطیسی که از دستگاه گیرنده نوار برای یک چرخ استفاده میکند و آنرا به یک نوار دیگر می فرستد
reel to reel
U
کپی کردن یک نوار داده روی نوار مغناطیسی دیگر
reel-to-reel
U
ماشین ضبط نور مغناطیسی که از دستگاه گیرنده نوار برای یک چرخ استفاده میکند و آنرا به یک نوار دیگر می فرستد
reel-to-reel
U
کپی کردن یک نوار داده روی نوار مغناطیسی دیگر
take up reel
U
چرخشی که نوار مغناطیسی روی آن جمع شده باشد
reel of
U
از پیله به نخ پیچ پیچیدن
off the reel
U
پی در پی
reel
U
مسلسل
reel
U
دستگاه چرخنده خالی که نوار را که از طرف پر می چرخد ذخیره میکند
reel
U
طبلک
reel
U
قرقره فیلم حلقه فیلم
reel
U
متوالی پشت سر هم
reel
U
چرخیدن
reel
U
نخ پیچیده بدورقرقره
reel
U
قرقره
reel
U
ماسوره
reel
U
حلقه
reel
U
گیج خوردن
reel
U
غرغره
reel
U
قرقره ماهیگیری
reel
U
قرقره سیم
reel
U
قرقره سیم کشی
reel
U
تلو تلوخوردن
reel
U
یله رفتن
bay reel
U
قرقره کوچک ماهیگیری
spinning reel
U
قرقره چرخان ماهیگیری
bead-and-reel
U
[دانه تسبیح گرد شبیه قرقره یا ماسوره]
automatic reel
U
قرقره خودکار ماهیگیری
To stagger . To reel .
U
گیج گیج ( گیج گیجی ) خوردن
reel plate
U
صفحهقرقرهای
reel crank
U
سرقرقره
tape reel
U
حلقه نوار
fly reel
U
قرقره ساده ماهیگیری
feed reel
U
حلقه خوراننده
end of reel
U
انتهای حلقه
reel seat
U
جایگاهقرقره
reel number
U
شماره حلقه
multiplying reel
U
قرقره ماهیگیری که با یک حرکت دست چندبار می چرخد
multifile reel
U
حلقه چند پروندهای
pickup reel
U
نوار گردان خالی برای قرار دادن نوار در آن از طرف پر آن
to reel off silk
U
ابریشم را ازپیله کشیدن وبه نخ پیچ یا چرخک پیچیدن
reel cart
U
چرخ سیم کشی با قرقره چرخ سیم کشی
big game reel
U
قرقره صید ماهیهای بزرگ
refill wire reel
U
مغاره پر کردن
magnetic tape reel
U
حلقه نوار مغناطیسی
casting
U
چدن ریزی
casting
U
ریخته گری
casting
U
ریختن فلز مذاب به داخل قالب
casting
U
قطعه ریخته گی
casting
U
روش قلاب اندازی
casting
U
ریخته گی
open-face spinning reel
U
فضایبازقرقره
open-face spinning reel
U
نخریسی
precision casting
U
ریخته گری دقیق
press casting
U
ریخته گری فشاری
fusion casting
U
ریخته گری ذوبی
pressure casting
U
قطعه ریخته گری فشاری
fly casting
U
مسابقه پرتاب طعمه مصنوعی بدون قلاب برای سنجش دقت
fly casting
U
استفاده از حشره مصنوعی درماهی گیری
tournament casting
U
مسابقه قلاب اندازی
group casting
U
ریخته گری گروهی
slip casting
U
روش ریخته گری لغزشی
mallable casting
U
ریخته گری چکش خوار
iron casting
U
ریخته گری اهن
metal casting
U
ریخته گری فلز
shell casting
U
ریخته گری پوستهای
sand casting
U
ریخته گری ماسهای
ingot casting
U
ریخته گری شمش
steel casting
U
پروفیل فولادی ریخته گری
non ferrous casting
U
قطعه ریخته گی غیراهنی
pump casting
U
بدنه پمپ
sand casting
U
ریخته گری قطعات فلزی باقابهای ماسهای
group casting
U
ریخته گری
composite casting
U
ریخته گری مرکب
art casting
U
ریخته گری صنعتی
bait casting
U
پرتاب نخ ماهیگیری با طعمه
bottom casting
U
قطعات ریخته گی بسته
casting out nines
U
مقابله نه نهی
centrifugal casting
U
ریخته گری گریز از مرکز سانتریفوژ
casting votes
U
رای قاطع
composite casting
U
ترکیبی
die casting
U
روشی که در ان فلز مذاب بافشار هیدرولیکی به داخل قالبهایی رانده میشود
die casting
U
ریختن فلزات تحت فشار ریخته گری حدیدهای
casting rod
U
چوب ماهیگیری
down hill casting
U
ریخته گری مستقیم
direct casting
U
ریخته گری مستقیم
casting vote
U
رای قاطع
spin
U
فرفره خوردن روی یک پا یا دو پا
off spin
U
چرخش توپ که تغییر سمت نزدیک توپزن میدهد
spin
U
ماهیگیری با وسایل چرخان
spin
U
فشردن فلز
spin
U
چرخش توپ
spin
U
به درازاکشاندن چرخاندن
spin
U
تنیدن
spin
U
ریسیدن رشتن
spin
U
چرخیدن
spin
U
چرخش
spin
U
فشردن سرد اسپین
to spin something
U
چیزی را تند چرخاندن
spin-off
U
بخشهسازی
spin-off
U
شرکت بخشهسازی شده
spin-off
U
برنامهی اشتقاقی
to spin out
U
بسر بردن
to go for a spin
U
با خودرو گردش کوتاهی کردن
spin
U
فرفره
spin
U
تنیدگی
spin
U
چرخش به سرعت
spin
U
اسپین
to spin out
U
امتداد دادن مفصلا درست کردن
rate of die casting
U
سرعت ریخته گری حدیدهای
shell moulded casting
U
قطعه ریختگی قالب گیری پوستهای
steel casting foundry
U
ریخته گری پروفیل فولاد
continous casting method
U
روش ریخته گری دائمی
centrifugal casting machine
U
دستگاه ریخته گری گریز ازمرکز
ingot casting car
U
واگن ریخته گری شمش
die casting alloy
U
الیاژ ریخته گری حدیدهای
gravity die casting
U
ریخته گری حدیدهای ثقلی
centrifugal casting process
U
فرایند ریخته گری گریز ازمرکز
dry sand casting
U
ریخته گری ماسهای خشک
direct chill casting
U
ریخته گری مستقیم تبریدی
die casting process
U
فرایند ریخته گری حدیدهای
centrifugal casting process
U
طریقه ریخته گری گریز از مرکز
die casting machine
U
دستگاه ریخته گری حدیدهای
continous casting plant
U
تاسیسات ریخته گری دائمی
brass pressure casting
U
برنج ریختگی فشاری
pig casting machine
U
دستگاه ریخته گری شمش
mis run casting
U
ریخته گری ناقص ریخته گری نادرست
permanent mold casting
U
ریجه
pressure die casting
U
ریخته گری حدیدهای فشاری
mis run casting
U
ریخته گری غلط
one toe spin
U
چرخش با اسکیت قرقره دارروی قرقرههای جلویی
one heel spin
U
چرخش با اسکیت قرقره دارروی یک اسکیت
upright spin
U
چرخش ایستاده
top spin
U
چرخش فرفره مانند توپ بازی
electron spin
U
تنیدگی الکترون
electron spin
U
اسپین الکترون
spin-offs
U
بخشهسازی
to spin a yarn
<idiom>
U
[یک مشت راست ودروغ سر هم کردن]
spin-dry
U
باماشینخشککردن
spin drier
U
ماشینخشککن
spin doctor
U
متخصصروابطاجتماعی
change spin
U
چرخیدن با تغییر پا
sit spin
U
چرخیدن روی یک اسکیت
to spin yarns
U
داستان ساختن
spin-offs
U
برنامهی اشتقاقی
to spin a wheel
U
چرخی را تند چرخاندن
scratch spin
U
چرخش روی قسمت جلویی تیغه اسکیت
spin decoupling
U
واشدن اسپین
spin coupling
U
جفت شدن اسپین
hot spin
U
فشردن در حالت گرم
low spin
U
کم اسپین
jump spin
U
چرخش با اغاز پرش بهوا
spin bowler
U
توپ اندازی که به توپ چرخش میدهد
leg spin
U
چرخش توپ که تغییر مسیربطرف پا میدهد
anti spin
U
سیستمی برای جلوگیری ازچرخش چرخهای هواپیماهنگامیکه ارابه فرود خارج از هواپیما قرار دارد
spin dyeing
U
زنگرزی پیش از ریسیدن
to spin yarns
U
دروغ ساختن
to spin yarns
U
صفحه گذاشتن
high spin
U
پرچرخش
high spin
U
چرخش زیاد
high spin
U
پر اسپین
spin wall
U
دیوار درون بنا که بران بارگذاری میشود
spin state
U
حالت اسپین
spin-offs
U
شرکت بخشهسازی شده
spin paired
U
اسپین زوج شده
to spin one's wheels
<idiom>
U
بدون نتیجه زحمت کشیدن
[اصطلاح روزمره]
pressure die casting process
U
فرایند ریخته گری حدیدهای فشاری
pressure die casting machine
U
دستگاه ریخته گری حدیدهای فشاری
spin lattice intraction
U
بر هم کنش اسپین شبکه
spin angular momentum
U
اندازه حرکت زاویهای اسپینی
spin angular momentum
U
اندازه حرکت زاویهای اسپین
jackson haines spin
U
چرخیدن روی یک پا در حالت نشسته
spin orbit coupling
U
جفت شدن اسپین- اوربیتال
electron spin resonance
U
رزونانس اسپین الکترون
teflon spin bar
U
میله همزن تفلونی
spin paired complex
U
کمپلکس اسپین زوج شده
lay back spin
U
چرخش روی یک پا با تکیه بعقب و بالابردن دستها و پای دیگر
hot mold centrifugal casting process
U
فرایند ریخته گی گریز از مرکزگرم
electron spin resonance
[ESR]
U
تشدید پارامغناطیس الکترون
[فیزیک]
to spin laundry in the washing machine
U
لباس های شسته شده را در ماشین لباسشویی تند چرخاندن
Dont spin such yarns . Dont tell lies.
U
دیگر صفحه نگذار ( دروغ نساز )
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com