English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
single action U یک بار چرخش قرقره با یک بار چرخش دسته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
every single day <adv.> U روز به روز
single U عزب
single U قایق یک نفره
single U ضربهای بایک امتیاز با تعویض محل دوتوپزن
single U مسابقه یکنفره
single U تنها
single U انتخاب کردن
single U مجرد
single U انفرادی
single U تنها یک نفری
single U فرد
single U تک
single U منفرد
single U ازدواج نکرده
single U استفاده از اعدادی که در یک کلمه ذخیره میشوند
single U ریبون چاپگر که فقط یک بار قابل استفاده است
single up U یک لا کردن طنابها
single value U ارزش منحصر بفرد
is he still single? U ایا هنوز تک است
single last U دوخت لب به لب
single zero U صفرمنفرد
single U یک نفره
every single day <adv.> U هر روز
every single day <adv.> U همه روز
every single day <adv.> U روزانه
every single day <adv.> U روزبروز
every single day <adv.> U بطور یومیه
every single day <adv.> U بطور روزانه
single a U زنای مردزن داریازن شوهر یازن شوهرداربامردبیزن
single U فقط یک
single U واحد
is he still single? U ایا هنوزعزب یا مجرد است
single U جدا کردن برگزیدن
immediate action U عکس العمل فوری
self action U عمل فی نفسه
action U جدیت
right of action U حق اقامه دعوی
action U جنبش حرکت
action U جریان
action U اشاره
action U تاثیر اثر جنگ
action U نبرد
action U پیکار
action U بازی
action U جریان حقوقی تعقیب
action U اقامهء دعوا
action U طرز عمل
action U گزارش وضع
action U اشغال نیروهای جنگی
right of action U حق طرح دعوی در دادگاه
self action U خود عملی
right of action U حق طرح دعوی دردادگاه
right of action U حق ترافع
immediate action U عملیات فوری
action U رفتار
appropriate action U اقدام مقتضی
action U کردار
action U عمل
out of action U غیر فعال
out of action U خراب
out of action U خارج ازنبرد
action U فعل اقدام
containing action U عملیات احاطهای بازدارنده
course of action U راه کار
action U کنش
down [out of action, not in use] <adj.> U خراب [ازکارافتاده]
down [out of action, not in use] <adj.> U ازکارافتاده
action U کار
course of action U روش انجام کار
out of action U از نبرد خارج شده
action U تمرین
action U پیامی که به کاربر نشان داده میشود که اعلام کند یک عمل یا یک ورودی نیاز است
action U که باعث میشود نشانه گر به میله عمل در بالای صفحه برود
action U عمل انجام شده
action U در حقیقت آن منو انتخاب میشود
action U اژیرش
action U شی که کاربر باید به آن عمل را اعمال کند
action U لیست امکانات
action U کل عملیاتی که در یک عمل رخ می دهند.
action U حرف یکتایی که در رابط ه با یک منوی خاص برای افزایش سرعت عمل میکند و وقتی که کاربر این حرف را انتخاب میکند
action U وقتی کاربر نشانه گر را به سوی یک منوی خاص در میله عمل می برد
action U تمام منو زیر نام آن نمایش داده میشود
action U انجام کاری
action U خط اول صفحه نمایش که نام منوها را نشان میدهد
action U جنبش
action U عملیات جنگی
action U جنگ
action U عمل کاربر مانند انتخاب یک کلید
action U سهم سهام شرکت
action U اقدام
action U فرمان حاضر به تیر
action U اثر
action U عامل
action U کار اقدام
action U جنگ عملیات
single life U زندگی مجردی
single phase U تک فازه
single phase U برق یک فاز
single lane U شاهراه یک خطه
single life U تجرد
single minimum U تک کمینه
single perforated U باروت یک سوراخه
single load U بار تک
single line U مدار یک خطه مخابراتی درخواست مستقیم یا یک طرفه
single name paper U سفته دارای یک امضاء
single pneumonia U اماس یک شش
single purpose U تک منظوره
single reduction U تقلیل سرعت تکی
single space U در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
single shot U یکبارهای
single shot U گلوله منفرد
single shot U تک گلولهای تک تیر
single shot U اسلحه تک تیر
single skinned U یک جداره
single precision U دقت یگانه
single precision U دقت تک
god is single U خدا یکتایا واحد است
single pole U تک قطب
single pole U چوبدستی تکی اسکی
single precision U تک دقتی
single life U انفرادی
single precision U با دقت معمولی
single skinned U یک پوسته
single precision U دقت واحد
single sling U باربردار یک بندی
single barreled U یک لول
single conductor U هادی تک رشتهای
single core U کابل یک رشتهای
single core U هادی تک رشتهای
single crystal U تک بلور
single density U با تراکم واحد
single density U چگالی تک
single ended U یکطرفه
single ended U یکسو
single conductor U سیم تک رشتهای
single combat U اثبات حقانیت بوسیله نبرد تن به تن battle of wager
single combat U جنگ تن بتن
single address U با یک نشانی
single address با یک آدرس
single address U بایک نشانی
single base U باروت یک حبهای
single base U تک مادهای
single acting U یکطرفه
single blessedness U بی زنی یا انفراد
single bond U پیوند یگانه
single bond U پیوند ساده
single entry U حسابداری فردی
single entry U حسابداری ساده
single handed U یکدستی
single haneded U یک تنه
single haneded U تنهایی
single hearted U امین
single hearted U وفادار
single hearted U بی ریا
single hearted U یکدل
single ignition U احتراق تک برقی
single interlocking U یک پیچه
single handed U تنها
single footer U تک رو
single foot U تکاور تک رو بودن
single envelopment U احاطه یک طرفه
single file U صف نظامی که یکی یکی پشت سرهم باشند
single file U یک ردیف ستون
single file U ستون یک
single file U به ستون یک
single flow U راه یک طرفه
single flow U جاده یک مسیره
single foot U تک روی
single foot U اسب تک رو
single lane U شاهراه یک طرفه
single haneded U دست تنها
single line U خط مجزا
single line U خط تنها
single line U ردیف مجزا
single line U ردیف تکی
single yarn U نخ یک لا [این نخ از تابیده شدن الیاف در یک جهت بوجود می آید و قبل از مرحله چندلا تابی است.]
single sign-on U ورود یگانه به سیستم [رایانه شناسی]
single flight U پرواز رفت
with single cream U با کرم یا خامه کم
a single room U یک اتاق یک نفره
single-decker U اتوبوسیکطبقه
single-minded U مصمم
single sex U مدرسهباشگاهویاارگانغیرمختلط
single parent U بچهایکهفقطیاپدرویامادرداشتهباشد
single cream U خامهپرچرب
single file U به ستون یک حرکت کنید
to be single-minded <idiom> U مصمم بودن [اصطلاح]
single breasted U دارای دکمه در یک طرف کت کت دو یا سه دکمه
single-breasted U دارای دکمه در یک طرف کت کت دو یا سه دکمه
single-handed U تنها
single-handed U یک دستی
single minded U امین
single minded U بی تزویر
single minded U مصمم
single minded U بااراده
single-minded U امین
single-minded U بی تزویر
single-minded U بااراده
single transposition U نوعی تبدیل به رمز که فقط ازیک نوع کلید رمز استفاده میشود
single-digit <adj.> U تک رقمی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com