Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 68 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
sensitive to corrosion
U
حساس در برابر زنگ زدگی حساس در برابر خوردگی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
sensitive
U
حساس
sensitive
U
آنچه حتی تغییرات کوچک را هم احساس میکند
sensitive
U
حیاتی از نظرعملیاتی منطقه حساس
sensitive
U
مهم
sensitive
U
دارای حساسیت
sensitive
U
نفوذ پذیر
sensitive plant
U
حساسه
sensitive clay
U
رس حساس
light sensitive
U
با حساسیت نوری
graze sensitive
U
ماسوره مخصوص ترکش کمانهای
context sensitive help
U
کمک حساس به قرینه
case sensitive
U
حساس نسبت به بزرگ یاکوچک بودن حرف
context sensitive
U
حساس نسبت به متن
sensitive plant
U
گیاه حساس
sensitive to light
U
حساس نسبت به روشنایی
graze sensitive
U
ماسوره مخصوص تیر کمانه
coloring sensitive
U
حساسیت رنگ
sensitive zone
U
منطقه حساس
pressure sensitive pen
U
قلم حساس به فشار
a sensitive subject
[topic]
U
موضوعی حساس
touch sensitive tablet
U
تابلو حساس به تماس
context sensitive help key
U
کلید فهور مطالب کمکی درمورد مسئله معین
touch sensitive panel
U
صفحه حساس به تماس
touch sensitive display
U
صفحه نمایش حساس لمسی
light sensitive cell
U
سلول حساس در برابر نور
light sensitive layer
U
لایه یا قشر حساس در برابرنور
light sensitive resistor
U
مقاومت حساس در برابر نور
pressure sensitive keyboard
U
صفحه کلید حساس به فشار
youch sensitive screen
U
صفحه حساس به تماس
case sensitive search
U
جستجو برای حساسیت نسبت به بزرگ یا کوچک بودن حرف
corrosion
U
کندوساب
corrosion
U
فسادفلزات
corrosion
U
زنگ خوردگی فرسایش شیمیایی
corrosion
U
فرسودگی
corrosion
U
رفتگی زنگ زدگی
corrosion
U
خورده شدن
corrosion
U
خورندگی
corrosion
U
خوردگی
corrosion
U
تحلیل
corrosion
U
زنگ زدگی
corrosion
U
فساد تدریجی
He is jealous . He is sensitive on matters of honor .
U
غیرتی است
stress corrosion
U
خوردگی در اثر تنش
erosion-corrosion
U
فرسودگی
intercrystalline corrosion
U
خوردگی کریستالی
erosion-corrosion
U
خوردگی
wind corrosion
U
ساییدگی بادی
surface corrosion
U
خوردگی سطحی
resistance to corrosion
U
مقاوم در برابر زنگ زدگی
pitting corrosion
U
سوراخهائی که در سطح بتن یا فلز در اثر خوردگی ایجاد میشود و به کرم خوراکی معروف است
atmospheric corrosion
U
فساد تدریجی در اثر مجاورت با هوا
aqueous corrosion
U
پوسیدگی در اثر رطوبت
corrosion control
U
جلوگیری و کنترل خوردگی
corrosion fatigue
U
استهلاک در اثر زنگ زدگی
corrosion resistant
U
مقاومت در برابر خوردگی وزنگ زدگی
crevice corrosion
U
خوردگی ناشی از وجود ترک مویی یا درز در ساختمان یک قطعه
electrolytic corrosion
U
خوردگی الکترولیتی
electrochemical corrosion
U
خوردگی الکتروشیمیایی
nuclear corrosion
U
فرسایش هستهای
corrosion pit
U
فرورفتگی در اثر خوردگی
graphitic corrosion
U
خوردگی گرافیتی
galvanic corrosion
U
خوردگی گالوانیکی
erosion corrosion
U
خوردگی- فرسودگی
anti corrosion composition
U
رنگ ضد زنگ
corrosion resistent steel
U
فولاد ضد زنگ
acid corrosion of concrete
U
خورده شدن بتن بوسیله اسید
concentration cell corrosion
U
نوعی برخورد که در ان اختلاف پتانسیل الکترودها دراثر اختلاف غلظت یونهاالکترولیت میباشد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com