Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
running in parallel
U
پردازش موازی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
retrospective parallel running
U
اجرای سیستم کامپیوتری جدید با داده قدیمی برای اینکه آیا درست کارمیکندیا خیر
Other Matches
running
U
مناسب برای مسابقه دو
re-running
U
دوباره دویدن
up and running
U
اماده برای عملیات کامل
to be in the running
U
مجال برد داشتن
re-running
U
برنامهی تکراری
re-running
U
نمایش مجدد
running off
U
از خط بیرون افتادن
Running
<adj.>
U
دویدن
running f.
U
جنگ وگریز
running
U
جاری
running
U
مداوم
running
U
در حرکت
running
U
کارکرد
he came running
U
چون دوان دوان امد
running rate
U
اهنگ پاسخ
running part
U
قسمت رونده
gun running
U
واردکردن اسلحه درکشوری بطورقاچاق
empty running
U
کارکرد خالی
gun-running
U
واردکردن اسلحه درکشوری بطورقاچاق
continous running
U
گردش دائمی
running head
U
خط عنوان هرصفحه در متن
concentric running
U
حرکت چرخشی
concentric running
U
حرکت دورانی
clear for running
U
طناب برای کشیدن ازاد است
running noose
U
کمند خفت دار
running lights
U
فارهای شناور دریایی چراغهای راه دریایی
base running
U
دویدن بسوی پایگاه
running key
[کلید جاری رمز یا دفترچه جاری کلید رمز]
running knot
U
خفت
running knot
U
گره بند
running fix
U
نقطه انتقالی
empty running
U
کارکرد بی اثر
running fire
U
اتش مداوم
running down case
U
دعوی علیه راننده وسیله نقلیه که در نتیجه تصادم باعث جرح یا خسارت شده است
running fire
U
اتش پی در پی
running end
U
سر طناب
running days
U
ایام هفته
running bowline
U
گره دار
running board
U
تخته رکاب اتومبیل
running aground
U
به گل نشستن
running fix
U
کشیدن سمت متوالی ناو تعیین متوالی سمت ناو اخراج اشعه متوالی برای تعیین ایستگاه
running free
U
خلاص کار کردن
hand running
U
متوالی
hand running
U
پی درپی
hand running
U
بلاانقطاع
rum running
U
حمل مشروب قاچاق
running hand
U
خط شکسته
running hand
U
خط مسلسل
running gear
U
قسمت حرکت کننده ماشین
running free
U
بادبانی با باد پاشنه
running bourd
U
رکاب
running fight
U
جنگ و گریز
running commentary
U
جزئیاتیکاتفاق
long-running
U
آنچهمدتهادرحالاجراباشد
running track
U
لبهدرحالحرکت
running surface
U
سطحجاری
running shoe
U
کفشدوندگی
running mates
U
متحد انتخاباتی
running mates
U
نامزد معاونت ریاستجمهوری
running mates
U
اسب همگام
running costs
U
پرداختروزانهپول
My nose is running.
U
از بینی ام آب می آید
running amok
U
جنون آدم کشی
[روان شناسی]
running amok
U
جنون آنی
[روان شناسی]
bleeding
[running]
U
رنگ پس دادن الیاف و نخ های رنگ شده پس از رنگرزی و بافته شدن فرش
I am running out of money .
U
پول من تمام شد.
[من دیگر پول ندارم.]
He was running like a madman.
U
عین دیوانه ها داشت می دوید
Blood was running .
U
خون جاری شد
running rail
U
ریلسیار
running mate
U
متحد انتخاباتی
running water
U
اب جاری
running torque
U
گشتاور پیچشی حرکت
running title
U
عنوان کوچک هر یک ازصفحات کتاب
running time
U
زمان رانش
running stitch
U
کوک کوچک زیر و روی پارچه
running spare
U
قطعات یدکی مورد نیاز واضافی قطعات اضافی همراه وسیله
running sand
U
ریگ روان
running sand
U
ماسه بادی
running rigs
U
بکسلهای متحرک دریایی
running water
U
اب روان
running with the ball
U
با توپ دویدن
silent running
U
سکوت زیردریایی
silent running
U
حرکت زیردریایی با سکوت
silent running
U
دور ارام
strainght running
U
فرود در مسیر مستقیم بااسکیهای موازی
the sands are running out
U
مدت ضرب الاجل نزدیک است بپایان برسد
running mate
U
نامزد معاونت ریاستجمهوری
running mate
U
اسب همگام
to make the running
U
پیش قدم شدن
is not parallel to
U
مساوینیست
is parallel to
U
مساویاست
parallel
U
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و داده سریال ارسال میکند
without parallel
U
بی مانند بی نظیر
parallel
U
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
parallel
U
بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
parallel
U
مدار مجتمع مخصوص که تمام تصدیق ها
parallel
U
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
parallel
U
ارسال بیتهای داده همزمان در امتداد تعدادی خط وط داده
parallel
U
خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
parallel
U
کامپیوتر با یک یا چند واحد محاسبه و منط قی که امکان پردازش موازی را فراهم میکند
parallel
U
که همزمان ارسال شود
parallel
U
داده ارسالی بین دو وسیله چندبیتی .
parallel
U
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
parallel
U
تعداد آدرسهای متصل به هم
parallel
U
که همزمان ارسال می شوند
parallel
U
مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
parallel
U
که دو یا چند پردازنده همزمان یک یا چند موضوع داده کار می کنند. 2-دو یا چند بیت کلمه ارسالی روی خط جداگانه در یک زمان
parallel
U
تعداد پردازنده ها انجام شده همزمان روی تعدادی ورودی
parallel
U
آدرس و سیگنال وقفه را ارسال میکند که پس طبق ارجحیت وسیله توسط کامپیوتر قابل پردازش است
parallel
U
اگر به توجه نیاز داشته باشند
parallel
U
تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
parallel
U
چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallel
U
کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
parallel
U
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallel
U
بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
parallel
U
داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
parallel
U
برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallel
U
همتا
parallel
U
شنت
parallel
U
ارسال داده بین دو وسیله چندبیتی
parallel
U
موازی کردن برابر کردن
parallel
U
برابر خط موازی
parallel
U
متوازی
parallel
U
موازی
parallel
U
1-
parallel
U
نظیر مطابق بودن با
parallel
U
همسو
parallel
U
موازی کردن اسکیها
parallel
U
انشعاب
parallel
U
همزمان
parallel
U
همگام قرینه
He is running ( runs ) the factory .
U
او کارخانه را می گرداند
Is there train running on time?
U
آیا قطاری که به موقع رفت و برگشت کند دارید؟
person running amok
U
فرد دچار جنون آدم کشی
[روان شناسی]
Its no joke running a factory .
U
اداره کردن یک کارخانه شوخی نیست
running bow line
U
چشمی زدن به طناب
parallel sheaf
U
مروحه موازی
parallel storage
U
انباره موازی
parallel processor
U
پردازنده موازی
parallel storage
U
انبارش موازی
parallel system
U
شبکه موازی
parallel tests
U
ازمونهای همتا
parallel reading
U
خواندن موازی
parallel transmission
U
مخابره موازی
parallel transmission
U
انتقال موازی
parallel transmission
U
ارسال موازی
parallel conversion
U
تبدیل موازی
parallel run
U
اجرای موازی
parallel ruler
U
خط کش موازی
parallel interface
U
رابط موازی
parallel items
U
سوالهای همتا
parallel law
U
قانون توازی
parallel operation
U
عمل موازی
parallel operation
U
عملکرد موازی
parallel operation
U
عملیات موازی
parallel port
U
درگاه موازی
parallel printer
U
چاپگر موازی
parallel printing
U
چاپ موازی
parallel processing
U
پردازش موازی
parallel processor
U
موازی پرداز
parallel feed
U
خورد موازی
parallel connection
U
اتصال موازی
axially parallel
U
در راستای محوری
parallel cells
U
یاختههای موازی
parallel bars
U
میلههای پارالل
parallel bars
U
پارالل ژیمناستیک
parallel aerofoil
U
ایرفویلی که سطح مقطع ان درتمام طول ان ثابت باشد
parallel adder
U
جمع کننده موازی
parallel access
U
دستیابی موازی
parallel access
U
با دست یابی موازی
parallel perspective
U
پرسپکتیو همرو یا موازی
parallel series
U
مدارهای زنجیری با اتصال چندگانه
connect in parallel
U
بطور موازی اتصال دادن
bit parallel
U
طراحی و یا بکارگیری تکنیک انتقال موازی
axially parallel
U
موازی محوری
parallel bars
U
مانع در پرش اسب
parallel circuit
U
مدار شنتی
to decline from the parallel
U
از حالت موازی خارج شدن
parallel computer
U
کامپیوتر موازی
parallel column
U
ستونهای موازی
parallel clamp
U
گیره پیچی موازی
parallel adder
U
افزایشگر موازی
parallel circuit
U
مدار موازی
two parallel lines
U
دو خط موازی
pneumatic-tyred running wheel
U
چرخشبادبایرچرخ
The car is now in perfect running order .
U
اتوموبیل الان دیگه مرتب وخوب کارمی کند
uneven parallel bars
U
پارالل زنان
anti parallel feeding
U
تغذیه مخالف
parallel input output
U
ورودی و خروجی موازی
series parallel connection
U
اتصال زنجیری- موازی
random parallel tests
U
ازمونهای موازی تصادفی ازمونهای همتای تصادفی
parallel search storage
U
انباره جستجوی موازی
series parallel connection
U
اتصال سری- موازی
parallel resonant circuit
U
مدار همنوای موازی
series parallel dimming
U
اتصال زنجیری- موازی لامپها
parallel gap welder
U
جوشگر شکاف موازی
parallel trussed girder
U
تیر شبکهای موازی
force displaced in parallel
U
[بردار]
نیروی بطور موازی جابجا شده
ball and parallel roller bearings
U
یاطاقان غلطکی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com