English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 18 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
bleeding U حجامت
bleeding U فصد
bleeding U اغشته به خون
bleeding U خونریزش
bleeding U عرق کردن بتن
bleeding U بالازدگی قیر به سطح تراوش قیر
bleeding U باند تداخل امواج
bleeding U رنگ پس دهی
bleeding [running] U رنگ پس دادن الیاف و نخ های رنگ شده پس از رنگرزی و بافته شدن فرش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
bleeding tube U لوله هواگیری
bleeding glasses U شاخ رگزنی
bleeding edge U حاشیه مخصوص ثبت اطلاعات حاشیهای
bleeding edge U حاشیه نقشه
bleeding turbo generator U توربو ژنراتور انشعابی
love lies bleeding U گل تاج خروس
love lies bleeding U زلف نوعروسان
love lies bleeding U گل همیشه بهار
My nose (hand)is bleeding. U دماغم ( دستم ) خون می آید
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com