English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
rock and roll U رقص راک اندرول
rock and roll U رقص بحنبان وبچرخان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
rock'n'roll U رقص راک اندرول
rock'n'roll U رقص بحنبان وبچرخان
Other Matches
rock U تکان
rock U جنبیدن
rock U تکان نوسانی دادن
rock U جنباندن نوسان کردن
rock U سنگ
rock U تخته سنگ یا صخره
rock U خاره
rock U تکان دادن
rock U جنباندن
rock U حرکت دورانی بال به دور بدنه
rock U جنبش
rock U صخره
the rock U جبل الطارق
rock-like U صخرهمانند
rock U سنگ خاره صخره
almond rock U گزبادامی
rock cork U پنبه کوهی
rock-climbing U صخرهنوردی
rock fever U حصبه جبل الطارق
rock bound U سنگ بست
rock bound U خاره بست
rock facing U سنگریز حفافتی
bed rock U سنگ کف
rock flint U سنگ اتشزنه سیاه
eruptive rock U سنگ خروجی
eruptive rock U سنگ بیرون ریخته
igneous rock U سنگ خروجی
fall of rock U ریزش سنگ
rock rubble U ریزش سنگ
hand placed rock U سنگفرش فکافته
rock-hard U بینهایتسخت
broken rock U صخره
bed rock U سنگ مادر
It is as hard as rock. U مثل سنگ سفت است
impervious rock U تختهسنگغیرقابلنفوذ
rock pool U استخرکوچک
cap rock U پوش سنگ
detrital rock U سنگ اواری
rock-climber U صخرهنورد
igneous rock U سنگ اذرین سنگ اتشفشانی
crystalline rock U سنگ بلوری
rock the boat <idiom> U واژگون کردن
As firm as a rock . U به محکمی آهن ( سنگ )
rock music U موسیقیRock
igneous rock U سنگ اذرین
rock basin U حوضهرودصخراهای
bituminous rock U سنگ قیری
as steady as a rock <idiom> U مثل کوه [استوار و ثابت]
rock step U پایهصخرهای
mantle rock U سنگپوش
layer of rock U طبقه سنگی
layer of rock U لایه سنگی
phosphate rock U سنگ فسفات
To stand like rock . U مانند کوه ایستادن
rock bottom U کمترین و نازلترین قیمت پایین ترین قسمت
rock wool U پشم کوهی
rock wash U پوشش سنگی
rock toe U سنگچین پایاب
rock sucker U مارماهی دریایی
rock scorpion U کسیکه که درجبل الطارق زاییده شود
rock pigeon U کبوتر کوهی
rock oil U نفت
rock hewn U از کوه کنده شده
rock work U خاره یا صخره مصنوعی
rock work U کوه مصنوعی
rock-bottom U کمترین و نازلترین قیمت پایین ترین قسمت
to rock the boat <idiom> U گرد و خاک به پا کردن [اصطلاح مجازی]
to rock to sleep U جنباندن
to rock to sleep U خواب کردن
to stumble against a rock U گیرکردن به سنگ یاخوردن به سنگ
under szturated rock U سنگ زیر اشباع
vitreous rock U سنگ شیشه نما
volcanic rock U سنگ خروجی
rock work U دیوار کوه نما
rock goat U مرال
rock goat U بزکوهی
rock flour U ارده سنگ
rock candy U نبات
rock brake U بسفایج معمولی
rock bound U دشوار
rock bound U دیریاب
rock salt U نمک سنگی
rock garden U باغچه ایکه با سنگ تزئین شده
rock gardens U باغچه ایکه با سنگ تزئین شده
rock bound U محاط بصخره
rock candy U تبرزد
rock crystal U سنگ بلور
rock dove U کبوتر کوهی
rock drill مته سنگ شکن
rock dyke U سنگریز
rock fill U سنگریز
rock flour U سنگارد
rock erosion U از بین رفتن سنگ در اثرخراش
rock pitons U انواع میخهای سنگ نوردی
sluiced rock fill U سنگریز ابپاشی شده با فشار
rock fill dam U سد سنگریز
rock fill dam U سد سنگی
zone of rock flowage U منطقه سنگهای روان
zone of rock fracture U ناحیهای از سنگ کره که دارای سنگهای شکافدار میباشد
natural rock asphalt U سنگ قیر
to make the party rock U جشن را گرم کردن
to hit rock bottom U از نظر روحی خرد شدن
bed rock ledge U لایه سنگی کف بستر
rock-bottom price U کمترین قیمت
A big rock rolled down the mountain. U سنگ بزرگی از کوه بپایین غلتید
roll U چرخش گردش
roll U غلتک زدن
to roll on U صاف کردن
to roll on U غلتیدن
to roll on U اسان رفتن
to roll by U صاف رفتن
to roll by U غلتیدن
roll U گردکردن
roll U بدوران انداختن
roll U طومار
roll U لوله
roll U چیز پیچیده
roll U فهرست پیچیدن
roll U ثبت
roll U غلتک
roll U نورد
roll U غلتاندن غلت دادن
roll U توپ
roll U غل دادن
roll U صورت
to roll by U اسان رفتن
roll out U معرفی یک کالای تجارتی به بازار
roll up U انباشتن
roll up U رویهم جمع شدن
roll up U جمع اوری کردن تاسیسات
roll up U پیاده کردن و یا جمع کردن تاسیسات یا وسایل در حال کار
roll up U چرخیدن
roll up U جمع کردن
roll out U دویدن هواپیما روی باند
roll out U سر خوردن هواپیما
roll U غلتیدن
roll in U در حافظه پهن کردن
roll on roll off U روش بارگیری مستقیم ناو
roll on roll off U روش سوار وپیاده کردن بار روی غلطک حمال
roll on roll off U سوار کردن و حرکت دادن سریع بار و کالا بین انبارها
roll on/roll off U بارگیری- تخلیه
roll out U از حافظه جمع کردن
roll out U ازتختخواب بیرون امدن گسترده شدن
roll up U اندوختن
roll U غلت خوردن گشتن
roll U تراندن
roll U فهرست
roll U نورد کردن
roll U طاقه
roll-on/roll-off U بارگیری- تخلیه
roll around <idiom> U برگشتن
roll in <idiom> U باقیمت بالایی رسیدن
roll U چرخش توپ والیبال
roll U ناویدن
roll U تلاطم داشتن
roll U تردادن
roll U غلطیدن
roll U غلتش ناو
roll U غلطیدن ناو
roll U چرخش نیمدایره روی یک پا وبعد روی پای دیگر
roll U انحراف به چپ یا راست
roll U دوران حول محور طولی غلطش
roll U ناوش
pancake roll U گوشتو...درستمیشود
pancake roll U کلوچهایکهباسبزیجاتچینی
roll film U فیلملولهای
roll up one's sleeves <idiom> U سخت تلاش کردن
straightening roll U غلطک مستقیم کنی
to be on the pay roll U جزوکارمندان یا مزدوران بودن
shoulder roll U چرخیدن روی شانه ها
sheet roll U نورد ورق
to call the roll U حاضر غایب کردن [نام افراد در گروهی را بلند خواندن]
spring roll U مربوطبهغذایچینی
To roll up ones sleeves. U آستینهارابالازدن
To call the roll. Roll-call. U حاضر غایب کردن
To roll up the map. , U نقشه را پیچیدن ( تا کردن )
toilet roll U دستمالتوالت
angle-roll U ابزار گرد
edge-roll U ابزار سه ربع گرد
wire roll U نوعی سیم خاردار تاشو برای ساختن موانع ضد مکانیزه
universal roll U برای شکل دادن تیرهای بال پهن معمولابا چهار استوانه دوار نوردمیکنند که به همین نام معروف است
universal roll U نورد یونیورسال
to roll one's eyes <idiom> U نشان دادن بی میلی [بی علاقگی] به انجام کاری [اصطلاح مجازی]
hip-roll U تیر چوبی نبش
to be on the pay roll U مواجب یا مزد گرفتن
drum roll U ضربات مداوم
the roll of the sea U غلت یا موج اب دریا
sausage roll U نوعیغذاباسوسیس
the roll of a ship U غلت کشتی
swing roll U چرخش نیمدایره روی یکپاوبعد روی پای دیگر با کنترل پای ازاد از جلو بعقب
striking off the roll U اسم یک solicitor را به تقاضای خودش یا بعلت ارتکاب خطا از لیست وکلاحذف کردن
drum roll U تندزنی
crushing roll U غلتکسنگشکن
western roll U غلطیدن افقی از روی میله
roll-calls U حاضر و غایب کردن
cold roll U نورد کردن در حالت سرد
cross roll U نورد عرضی
drag roll U غلطک کششی
dummy roll U غلطک کور
dummy roll U نورد کور
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com