Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
rock'n'roll
U
رقص راک اندرول
rock'n'roll
U
رقص بحنبان وبچرخان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
rock and roll
U
رقص بحنبان وبچرخان
rock and roll
U
رقص راک اندرول
rock
U
تکان
rock
U
جنبیدن
rock
U
تکان نوسانی دادن
rock
U
جنباندن نوسان کردن
rock
U
سنگ
rock
U
تخته سنگ یا صخره
rock
U
خاره
rock
U
تکان دادن
rock
U
جنباندن
rock
U
حرکت دورانی بال به دور بدنه
rock
U
جنبش
rock
U
صخره
the rock
U
جبل الطارق
rock-like
U
صخرهمانند
rock
U
سنگ خاره صخره
almond rock
U
گزبادامی
rock cork
U
پنبه کوهی
rock-climbing
U
صخرهنوردی
rock fever
U
حصبه جبل الطارق
rock bound
U
سنگ بست
rock bound
U
خاره بست
rock facing
U
سنگریز حفافتی
bed rock
U
سنگ کف
rock flint
U
سنگ اتشزنه سیاه
eruptive rock
U
سنگ خروجی
eruptive rock
U
سنگ بیرون ریخته
igneous rock
U
سنگ خروجی
fall of rock
U
ریزش سنگ
rock rubble
U
ریزش سنگ
hand placed rock
U
سنگفرش فکافته
rock-hard
U
بینهایتسخت
broken rock
U
صخره
bed rock
U
سنگ مادر
It is as hard as rock.
U
مثل سنگ سفت است
impervious rock
U
تختهسنگغیرقابلنفوذ
rock pool
U
استخرکوچک
cap rock
U
پوش سنگ
detrital rock
U
سنگ اواری
rock-climber
U
صخرهنورد
igneous rock
U
سنگ اذرین سنگ اتشفشانی
crystalline rock
U
سنگ بلوری
rock the boat
<idiom>
U
واژگون کردن
As firm as a rock .
U
به محکمی آهن ( سنگ )
rock music
U
موسیقیRock
igneous rock
U
سنگ اذرین
rock basin
U
حوضهرودصخراهای
bituminous rock
U
سنگ قیری
as steady as a rock
<idiom>
U
مثل کوه
[استوار و ثابت]
rock step
U
پایهصخرهای
mantle rock
U
سنگپوش
layer of rock
U
طبقه سنگی
layer of rock
U
لایه سنگی
phosphate rock
U
سنگ فسفات
To stand like rock .
U
مانند کوه ایستادن
rock bottom
U
کمترین و نازلترین قیمت پایین ترین قسمت
rock wool
U
پشم کوهی
rock wash
U
پوشش سنگی
rock toe
U
سنگچین پایاب
rock sucker
U
مارماهی دریایی
rock scorpion
U
کسیکه که درجبل الطارق زاییده شود
rock pigeon
U
کبوتر کوهی
rock oil
U
نفت
rock hewn
U
از کوه کنده شده
rock work
U
خاره یا صخره مصنوعی
rock work
U
کوه مصنوعی
rock-bottom
U
کمترین و نازلترین قیمت پایین ترین قسمت
to rock the boat
<idiom>
U
گرد و خاک به پا کردن
[اصطلاح مجازی]
to rock to sleep
U
جنباندن
to rock to sleep
U
خواب کردن
to stumble against a rock
U
گیرکردن به سنگ یاخوردن به سنگ
under szturated rock
U
سنگ زیر اشباع
vitreous rock
U
سنگ شیشه نما
volcanic rock
U
سنگ خروجی
rock work
U
دیوار کوه نما
rock goat
U
مرال
rock goat
U
بزکوهی
rock flour
U
ارده سنگ
rock candy
U
نبات
rock brake
U
بسفایج معمولی
rock bound
U
دشوار
rock bound
U
دیریاب
rock salt
U
نمک سنگی
rock garden
U
باغچه ایکه با سنگ تزئین شده
rock gardens
U
باغچه ایکه با سنگ تزئین شده
rock bound
U
محاط بصخره
rock candy
U
تبرزد
rock crystal
U
سنگ بلور
rock dove
U
کبوتر کوهی
rock drill
مته سنگ شکن
rock dyke
U
سنگریز
rock fill
U
سنگریز
rock flour
U
سنگارد
rock erosion
U
از بین رفتن سنگ در اثرخراش
rock pitons
U
انواع میخهای سنگ نوردی
sluiced rock fill
U
سنگریز ابپاشی شده با فشار
rock fill dam
U
سد سنگریز
rock fill dam
U
سد سنگی
zone of rock flowage
U
منطقه سنگهای روان
zone of rock fracture
U
ناحیهای از سنگ کره که دارای سنگهای شکافدار میباشد
natural rock asphalt
U
سنگ قیر
to make the party rock
U
جشن را گرم کردن
to hit rock bottom
U
از نظر روحی خرد شدن
bed rock ledge
U
لایه سنگی کف بستر
rock-bottom price
U
کمترین قیمت
A big rock rolled down the mountain.
U
سنگ بزرگی از کوه بپایین غلتید
roll
U
چرخش گردش
roll
U
غلتک زدن
to roll on
U
صاف کردن
to roll on
U
غلتیدن
to roll on
U
اسان رفتن
to roll by
U
صاف رفتن
to roll by
U
غلتیدن
roll
U
گردکردن
roll
U
بدوران انداختن
roll
U
طومار
roll
U
لوله
roll
U
چیز پیچیده
roll
U
فهرست پیچیدن
roll
U
ثبت
roll
U
غلتک
roll
U
نورد
roll
U
غلتاندن غلت دادن
roll
U
توپ
roll
U
غل دادن
roll
U
صورت
to roll by
U
اسان رفتن
roll out
U
معرفی یک کالای تجارتی به بازار
roll up
U
انباشتن
roll up
U
رویهم جمع شدن
roll up
U
جمع اوری کردن تاسیسات
roll up
U
پیاده کردن و یا جمع کردن تاسیسات یا وسایل در حال کار
roll up
U
چرخیدن
roll up
U
جمع کردن
roll out
U
دویدن هواپیما روی باند
roll out
U
سر خوردن هواپیما
roll
U
غلتیدن
roll in
U
در حافظه پهن کردن
roll on roll off
U
روش بارگیری مستقیم ناو
roll on roll off
U
روش سوار وپیاده کردن بار روی غلطک حمال
roll on roll off
U
سوار کردن و حرکت دادن سریع بار و کالا بین انبارها
roll on/roll off
U
بارگیری- تخلیه
roll out
U
از حافظه جمع کردن
roll out
U
ازتختخواب بیرون امدن گسترده شدن
roll up
U
اندوختن
roll
U
غلت خوردن گشتن
roll
U
تراندن
roll
U
فهرست
roll
U
نورد کردن
roll
U
طاقه
roll-on/roll-off
U
بارگیری- تخلیه
roll around
<idiom>
U
برگشتن
roll in
<idiom>
U
باقیمت بالایی رسیدن
roll
U
چرخش توپ والیبال
roll
U
ناویدن
roll
U
تلاطم داشتن
roll
U
تردادن
roll
U
غلطیدن
roll
U
غلتش ناو
roll
U
غلطیدن ناو
roll
U
چرخش نیمدایره روی یک پا وبعد روی پای دیگر
roll
U
انحراف به چپ یا راست
roll
U
دوران حول محور طولی غلطش
roll
U
ناوش
pancake roll
U
گوشتو...درستمیشود
pancake roll
U
کلوچهایکهباسبزیجاتچینی
roll film
U
فیلملولهای
roll up one's sleeves
<idiom>
U
سخت تلاش کردن
straightening roll
U
غلطک مستقیم کنی
to be on the pay roll
U
جزوکارمندان یا مزدوران بودن
shoulder roll
U
چرخیدن روی شانه ها
sheet roll
U
نورد ورق
to call the roll
U
حاضر غایب کردن
[نام افراد در گروهی را بلند خواندن]
spring roll
U
مربوطبهغذایچینی
To roll up ones sleeves.
U
آستینهارابالازدن
To call the roll. Roll-call.
U
حاضر غایب کردن
To roll up the map. ,
U
نقشه را پیچیدن ( تا کردن )
toilet roll
U
دستمالتوالت
angle-roll
U
ابزار گرد
edge-roll
U
ابزار سه ربع گرد
wire roll
U
نوعی سیم خاردار تاشو برای ساختن موانع ضد مکانیزه
universal roll
U
برای شکل دادن تیرهای بال پهن معمولابا چهار استوانه دوار نوردمیکنند که به همین نام معروف است
universal roll
U
نورد یونیورسال
to roll one's eyes
<idiom>
U
نشان دادن بی میلی
[بی علاقگی]
به انجام کاری
[اصطلاح مجازی]
hip-roll
U
تیر چوبی نبش
to be on the pay roll
U
مواجب یا مزد گرفتن
drum roll
U
ضربات مداوم
the roll of the sea
U
غلت یا موج اب دریا
sausage roll
U
نوعیغذاباسوسیس
the roll of a ship
U
غلت کشتی
swing roll
U
چرخش نیمدایره روی یکپاوبعد روی پای دیگر با کنترل پای ازاد از جلو بعقب
striking off the roll
U
اسم یک solicitor را به تقاضای خودش یا بعلت ارتکاب خطا از لیست وکلاحذف کردن
drum roll
U
تندزنی
crushing roll
U
غلتکسنگشکن
western roll
U
غلطیدن افقی از روی میله
roll-calls
U
حاضر و غایب کردن
cold roll
U
نورد کردن در حالت سرد
cross roll
U
نورد عرضی
drag roll
U
غلطک کششی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com