English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 107 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
Full phrase not found.
Full phrase Google translation result
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
application programs U برنامههای کاربردی
Other Matches
programs U مجموعه دستورات کامل که کامپیوتر را برای کار مشخصی هدایت میکند
programs U برنامه دارکردن
programs U برنامه تهیه کردن
programs U دستور کار
programs U نقشه
programs U برنامه دستور
programs U برنامه نوشتن
programs U برنامه
programs U برنامه دادن برنامه ریختن
programs U مجموعه حرکات اسکیت باز برنامه مسابقه ها در یک روز در محل معین
programs U برنامه ریزی کردن
programs U دستور
programs U نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
programs U روش کار پروگرام
support programs U برنامههای پشتیبانی
welfare programs U برنامههای رفاهی
utility programs U برنامههای سودمند
system programs U برنامههای سیستم
suite of programs U 1-گروه برنامه هایی که یکی پس از دیگری اجرا می شوند. 2-تعداد برنامههای یک کار مشخص
social programs U برنامههای اجتماعی
Programs menu U زیر منوییکه از دکمه Start در ویندوز قابل دستیابی است
conservation programs U برنامههای حفافت منابع
control programs U برنامههای کنترلی
medical programs U برنامههای پزشکی
national programs U برنامههای ملی
family planning programs U برنامههای تنظیم خانواده
data management programs U برنامههای مدیریت داده ها
You ought to coordinate(harmonize) your plans (programs). U باید برنامه هایتان را هم آهنگ کنید
application U پیشنهاد
on application U در زمان [حالت] درخواست
application [for something] U درخواست نامه [برای چیزی]
application U درخواست
application U عرضحال
application U درخواست نامه پشت کار
application U استعمال
application U کاربرد
application U کاربرد استفاده
application U فرم تقاضا
application U کاری که یک کامپیوتر انجام میدهد یا مشکلی که حل میکند
application U معمولا به صورت نوشته
application U برنامه کاربردی استفاده
application U به کار گماردن استخدام کردن به کار بردن
application U تقاضای کار
application U اجرا
application U موارد استعمال
application U تقاضا برای چیز
application U اعمال
application study U بررسی امکان کاربرد اقلام جدید اماد
written application U تقاضانامه
vertical application U برنامه کاربردی عمودی
application [applicability] U عملی بودن
transactional application U برنامه کاربردی ثبت و ضبط
to file an application to somebody U از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
application expenses U هزینه های درخواستنامه [درخواست کار]
application [applicability] U قابلیت اجرا
application [applicability] U قابلیت استفاده
application [applicability] U مقبولیت
application [applicability] U سودمندی
application papers U مدارک درخواستنامه
to grant an application U درخواست نامه ای را پذیرفتن
to withdraw an application U صرف نظر کردن از تقاضای درخواست نامه ای
Application may be filed by ... U مهلت ارائه تقاضا نامه تا ... است.
application credentials U مدارک درخواستنامه
application [applicability] U مفیدبودن
standby application U کاربرد جانشین
application for loan U تقاضای وام
application software U programs application
application programming U برنامه نویسی کاربردی
application programmer U برنامه نویس کاربردی
application program U برنامه کاربردی
application package U بسته کاربردی
application oriented U کاربرد گرا
application software U نرم افزار کاربردی
application of load U فرود بار کاربرد نیرو
application of load U کاربرد بار
application of fire U اجرای اتش روی هدفهای مورد نظر اجرای اتش
application of a force U فرود نیرو
application of a force U کاربرد نیرو
application heap U حافظه پایه
application heap U پشته کاربردی
application form U برگ درخواست
application study U بررسی پذیرش اماد
application documents U مدارک درخواستنامه
credit application U تقاضای گشایش اعتبار
field of application U میدان کاربرد
microcompouter application U کابردهای ریزکامپیوتر
brush application U رنگزنی با قلم مو
nontransactional application U برنامه کاربردی غیر ثبت وضبطی
outward application U استعمال برونی یا خارجی
application years U مدتی که یک دستگاه میتواند کارکند
application years U عمر مفید یک دستگاه
point of application of a force U نقطه فرود نیرو
FI'll in the job application form. U این برگ درخواست کاررا پرکنید
systems application architecture U معماری کاربردی سیستم ها
application oriented language U زبان کاربردی
server based application U برنامه کاربرد شبکه
compressive load application U بار فشاری
to reject [refuse] an application U درخواست نامه ای را رد کردن
application of low to instances U تطبیق قانون با موارد
client based application U برنامه کاربردی ایستگاه پردازشگر
application program interface U میانجی یا رابط برنامه کاربردی
to make an application [to apply] U درخواست کردن
mail application programming interface U مجموعه استانداردها
mail application programming interface U که نحوه ارسال و انتقال پست الکترونیکی را بیان می کنند
subsequent filing [application, documents] U ادا کردن پس از ارائه درخواست نامه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com