English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
option of delayed payment of the price U خیار تاخیر ثمن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
delayed payment penalty U خسارت تاخیرتادیه
delayed payment penalty U زیان دیر کرد
to buy something on a deferred payment plan [on a time payment plan] [on deferred terms] U چیزی را قسطی خریدن
delayed U معوق
delayed U عقب افتاده
delayed U درنگیده
delayed U به تاخیر افتاده
delayed a.v.c. U نافم خودکار صدا با تاخیر
delayed U موجل
delayed conditioning U شرطی سازی درنگیده
delayed guarantee U ضمان موجل
delayed feedback U پسخوراند درنگیده
delayed extinction U خاموشی درنگیده
delayed contact U چاشنی با تماس تاخیری سیستم پیش تنظیم تاخیری
delayed action U وسیله با عمل تاخیری تاخیری
delayed whistle U سوت اعلام افساید
delayed steal U دزدانه گریختن بسوی پایگاه هنگام پرتاب توپگیر
delayed neutrons U نوترونهای تابش شده از یک هسته برانگیخته در یک پروسه رادیواکتیو
delayed offside U تاخیر در اعلام افساید که بستگی به واکنش مدافع دارد
delayed reaction U واکنش درنگیده
delayed penalty U چشمپوشی از پنالتی وقتی تعداد بازیگر کمتر چهار نفردر یک تیم شود
delayed action U با ماسوره تاخیری
delayed opening U سیستم پرتاب چتر با باز شدن تاخیری سیستم تاخیر در بازشدن چتر
delayed reinforcement U تقویت درنگیده
delayed response U پاسخ درنگیده
delayed elastic response U واکنش ارتجاعی تاخیری
option U حق انتخاب
option U شق انتخاب شده
option U کلیدی روی صفحه کلید که دستیابی به کار سایر کلیدها را فراهم میکند. مشابه کلید ctrl یا Alt در صفحه کلید IBM PC
option U عملی که انتخاب میشود
co option U پذیرفتن بعنوان همکار
option U خیارات
you have no option but to go U چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
option U خیار
option U اختیار
zero option U پیشنهادیکهدرآنیکطرفتنهادرصورتیسلاحهایهستهایراازبینخواهدبردکهطرفدیگرنیزچنینکند
option U انتخاب
option U خصیصه اختیاری
option U ازادی
option U افهار میل
option U ترجیح
option U گزینه
option U حق باشگاه در تمدید قرارداد
option U اختیار معامله
option U اختیار خریدیا فروش
option of loss U خیار غبن
option of conditions U خیار شرط
option of condition U خیار شرط
option of animals U خیار حیوان
option key [یک کلید معرف روی بعضی ازصفحات کلید]
option dealing U سفته بازی روی ترقی سهام
option dealing U معاملات اختیاری
option of deception U خیار غبن
option of defect U خیار عیب
expire of option U انقضاء خیار
option of trickery U خیار تدلیس
call option U خیارمشتری در مورد کم کردن ثمن
call option U خرید به شرط خیار
option of fraud U خیار تدلیس
option of inspection U خیار رویت
play out one's option U ادامه بازی در تیم پس ازپایان قرارداد بدون قراردادجدید
option dealer U واسطه معاملات اختیاری دلال معاملات اختیاری
expire of option U انقضاء مدت خیار
default option U انتخاب قرار دادی
duble option U خیار مشتری و بایع در موردتغییر دادن مقدار ثمن و مبیع در صورت تغییر ارزش پول
to make one's option U اختیار کردن
triple option U بازی تهاجمی با3 اختیار دادن توپ به مدافع پرتاب بازیگرمیانی حفظ توپ و دویدن باان یا پاس دادن
soft option U انتخابآسانترینراه
seller's option U option
seller's option U انتخاب فروشنده
seller's option U اختیار فروشنده
local option U اختیار تعیین محل معینی
put option U خیار بایع در مورد بالا بردن قیمت قبل از تسلیم مبیع ارزش پول تنزل کند
local option U اختیار تعیین چیزی درمحل
lock option U اختیار کاربرد قفل
As I see . In my view ( option) . U به نظرمن ( درنظرمن )
make option U جعل خیار
seller's option to duble U خیار بایع در مورد این که درصورت تنزل ارزش پول پیش از تسلیم مبیع
option of meeting place U خیار مجلس
contingency option program U برنامه راه کارهای احتمالی برنامه عملیات مختلف احتمالی
option of incorrect description U خیار تخلف وصف
buyer's option to duble U خیار مشتری در این که درصورت ترقی ارزش پول پیش از تسلیم مبیع
option of unfulfilled conditions U خیار تخلف شرط
buyer's option to duble U مقداربیشتری از مبیع مطالبه کند
seller's option to duble U از مقدار مبیع کم یا ثمن بیشتری مطالبه کند
option of sales unfulfilled in part U خیار تبعض صفقه
option of contract invalid in part U خیار تبعیض صفقه
down payment U پیش قسط
in payment of U بجای
payment U تادیه
re payment U بازپرداخت
in payment of U بعوض
non payment U عدم پرداخت
against payment U با پول
against payment U در برابر پول
on payment U باپول
in payment of U درازای
non-payment U عدم پرداخت
down payment U پیش پرداخت
payment U کارسازی
payment U پرداخت
payment U تادیه پول
payment U وجه
payment U قسط
on payment U دربرابر پول
against payment U درمقابل وجه
by payment U از طریق پرداخت
on payment U در مقابل وجه
suspension of payment U توقف
stop payment U دستور عدم پرداخت چک به بانک
payment by instalments U پرداخت به اقساط
payment in advance U پیش پرداخت کردن
payment in advance U پیش پرداخت
payment in full U پرداخت تمام
terms of payment U شرایط پرداخت
to stop payment U درمانده یا ورشکست شدن
to suspend payment U پرداخت راموقوف کردن متوقف شدن
part payment U پرداخت اقساطی
part payment U بیعانه قسط
final payment U پراخت نهائی
payment against a draft U پیش پرداخت در مقابل برات
payment against documents پرداخت در برابر اسناد
upfront payment U پول بیعانه [پیش بها] [پیش پرداخت] [سپرده] [ودیعه]
transfer payment U پرداخت پولی که هیچ کارتولیدی را باعث نشود
payment in full U پرداخت کامل
payment in kind U پرداخت غیرنقدی
payment in kind U پرداخت جنسی
progress payment U پرداخت مبالغ قرارداد طبق پیشرفت کار پرداخت مرحلهای
payment stopped U دستور عدم پرداخت
minimum down payment U حداقل میزان پیش پرداخت
monthly payment U پرداخت ماهانه
payment stopped U توقف پرداخت
notice of non payment U گواهی عدم پرداخت
on account payment U پیش پرداخت
payment terms U شرایط پرداخت
payment under a guarantee U پرداخت تحت ضمانتنامه
prompt payment U پرداخت فوری
punctual payment U پرداخت در سر وعده
final payment U پرداخت نهایی
in part payment U علی الحساب
payment of a debt U اداء دین
pre payment U پیش پرداخت
payment by installments U پرداخت قسطی
payment of an debt U وفاء دین
installment payment U پرداخت قسطی
payment on account آنچه علی الحساب پرداخت میشود
payment on account U قسط
payment under reserve U پرداخت تحت تضمین
documents against payment U اسناد در مقابل پرداخت
deferred payment U پرداخت بصورت یوزانس
advance payment U پیش پرداخت
as a partial payment U علی الحساب
demand for payment U تقاضای پرداخت
clean payment U پرداخت بی قید و شرط
annual payment U پرداخت سالیانه
annual payment U قسط سالیانه
casual payment U پیش پرداخت
casual payment U مساعده
document against payment U تحویل اسناد در ازای پرداخت
average payment U پرداخت متوسط
deferred payment U پرداخت اتی
deferred payment U پرداخت مدت دار
deferred payment U پرداخت معوق
date of payment U موعد پرداخت
To demand prompt payment. U تقاضای پرداخت فوری کردن
Payment on delivery of goods. U پرداخت هنگام ( مشروط به ) تحویل کالا
lump sum payment U پرداخت نقدی
lump sum payment U پرداخت یکجا
mail order of payment U دستور پرداخت کتبی
payment in due cource U پرداخت به موقع
arrangement for payment by instalment U قسط بندی
arrangement for payment by instalment U تقسیط
payment on open account U پرداخت در حساب جاری
annual payment factor U ضریب بازپرداخت سالیانه
preferential claims payment U طلب ممتازه
regular payment of salaries U پرداخت حقوق بطورمرتب
30% down payment against bank guaranty U ۳۰ درصد پیش پرداخت در برابر ضمانت بانکی
balance of international payment U موازنه پرداختهای بین المللی
late payment damages U خسارت تاخیر تادیه
The means of payment will appear unchanged. U شیوه های پرداخت تغییر نخواهند کرد.
discontinue the payment of the cost of U ترک انفاق
deferred payment credit U اعتبار برای پرداختهای معوق
to make a part [ial] payment U یک قسط را پرداختن
To pay money. To make a payment. U بی پرده صحبت کردن
To pay money. To make a payment. U پول پرداختن
secure encryption payment protocol U سیستمی که یک اتصال امن بین جستجوگرکاربر ووب سایت فروشنده ایجاد میکند تا کاربران بتوانند قیمت کالاها را روی اینترنت بپردازند
fee [payment to professional people] U حق الزحمه
payment by installments [American English] U قسط
payment on account [American English] U قسط
part [ial] payment of a fine U پرداخت قسمتی از جریمه
fee [payment to professional people] U اجرت
asking price U قیمت مورد مطالبهی فروشنده
mean price U قیمت متوسط
at any price U بهر بها
all in price U بهای کامل
all in price U قیمت کل
price U ارزش پولی کالا
price U نرخ
price U مبلغ شرطبندی
at any price U بهر قسمت که باشد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com