English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 174 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
miss distance scorer U دستگاه تعیین میزان خطای تیردستگاه خطایاب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to miss the bus [to miss the boat (British English) ] <idiom> U فرصتی را از دست دادن [اصطلاح]
scorer U حساب نگهدار
scorer U گلزن
cooperative scorer U بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
goal scorer U گلزن [ورزش]
trajectory scorer U وسیله ارزیابی دقت و صحت مسیر سهمی گلوله
miss U سوتی !
miss out on <idiom> U ازدست دادن فرصت
I miss you very much. U دلم خیلی برایت تنگ شده
near miss U فاصله خیلی دور دو هواپیما
miss U : دوشیزه
miss U از دست دادن احساس فقدان چیزی راکردن گم کردن
miss U خطا کردن
miss U نداشتن فاقدبودن
miss and out U مسابقه دوچرخه سواری بین 3 نفر یا بیشتر که نفر اخرحذف میشود
miss U از دست رفتن
miss U موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
miss U خطا
to miss a mark U نشانی را نزدن
to miss the buy U فرصت را ازدست دادن
to miss plant U سبز نشدن
to miss one's tip U بمقصود نرسیدن
to miss fire U کامیاب نشدن
to miss a mark U خطا کردن
school miss U دخترکم رو یانا ازموده
hit and miss U گاهی موفق وگاهی مغلوب
to miss the goal U گل نکردن [ورزش]
to miss the goal U به گل نزدن [ورزش]
hit or miss U اتفاقا تصادفا
hit or miss U برحسب تصادف
miss an appointment U از دست دادن قرار ملاقات
you wont miss so much . <proverb> U چیز زیادى از دست نمى دهى .
to miss fire U در نرفتن از تفنگ
miss the boat <idiom> U ازدست دادن فرصت
hit and miss <idiom> U ناخوشآیند ،غیر قراردادی
to miss fire U نرسیدن
air miss U تصادم هوایی دو هواپیما
To miss the bus . To slip up . U قافیه را باختن
to miss a flight [plane] U پرواز [خود] را از دست دادن
known distance U مسافت معلوم
distance U مدت بازی قسمتی از مسیر مسابقه مشخص شده به وسیله پرچم یا میله
following distance U فاصله بین وسائط نقلیه فاصله میان خودروها
in distance U نزدیک بودن شمشیرباز برای ضربه زدن
known distance U فاصله معلوم
mean distance U فاصله حداکثر وحداقل سیاره از قمر
out of distance U دور بودن شمشیرباز از حریف
X distance U سوراخ کارت در ستون برای بیان عدد منفی
to keep one's distance U کناره گیری کردن
to keep one's distance U دوری جستن
to keep one's distance U اشنایی نکردن
distance U مسافت
distance U مسیر مسابقه
distance U تعدادکیلومترهای طی شده درشکار با اسب
distance U بعد
distance U برد سلاح
distance U بعد دورکردن
distance U دورنگاهداشتن پشت سرگذاشتن
distance U فاصله
distance U دوری
supporting distance U مسافت پشتیبانی
supporting distance U بردپشتیبانی سلاحها
time distance U مسافت زمانی حرکت ستون مسافت طی شده در زمان معین
long distance U دارای مسافت دور
time distance U زمان عبور ستون
long-distance U ازراه دور تلفن کردن
long-distance U راه دور
long-distance U دور برد مکالمات تلفنی از راه دور
social distance U فاصله اجتماعی
skip distance U خیز موج
road distance U مسافت روی جاده یا مسافت طی شده از جاده
safe distance U فاصله بی خطر
safe distance U مسافت امن اطراف مین
long-distance U دارای مسافت زیاد
shouting distance U فاصله صدا رس
sight distance U مسافت دید
sight distance U فاصله دید
sight distance U طول دید
signal distance U فاصله علامتی
long distance U با شعاع عمل زیاد طولانی
long distance U دارای مسافت زیاد
long distance U ازراه دور تلفن کردن
distance post U قرارگاهمحلمسابقه
distance scale U مقیاسمسافت
distance travelled U مقدارطیشده
distance runner U دونده استقامت
It can be seen from a distance of two kilometers . U از فاصله دو کیلومتری دیده می شود
It is some distance to the school . U تا مدرسه فاصله زیاد است
distance medley U دو استقامت امدادی شامل 004 008 0021 و 0061متر
distance between two points U فاصله دو نقطه [ریاضی] [فیزیک]
middle distance U فاصلهی میان زمینه و پیش زمینه
zenith distance U ارتفاع راس القدم
zenith distance U فاصله ارتفاع نافر
long distance U دور برد مکالمات تلفنی از راه دور
long distance U از راه دور
long distance U راه دور
to step a distance U قدم کردن
training distance U مسافت تمرین
unit distance U با فاصله واحد
weaving distance U طول تقاطع
weaving distance U طول تلاقی مسافت همبری
polar distance U فاصله قطبی
buffer distance U محوطه امنیت
distance protection U وسیله حفافت فاصله
distance receptor U گیرنده دوربرد
distance vision U دید دوربرد
distance wadding U لایی
distance wadding U لایی جازم
distance wadding U بوش داخل پوکه فشنگ
ecological distance U فاصله بوم شناختی
f. distance or length U فاصله کانونی
facing distance U مسافت بین نفرات در صف برای سهولت چرخش به اطراف
focal distance U فاصله کانونی
angular distance U فاصله زاویهای
frequency distance U فاصله فرکانس
distance meter U فاصله سنج
distance meter U بعد سنج
center distance U فاصله مرکزی
center distance U فاصله ازمرکز
code distance U فاصله رمز
coherence distance U فاصله همدوسی
bond distance U طول پیوند
countermining distance U فاصله ضد انفجار زنجیری مین
countermining distance U فاصله مجاز بین دومین
distance angle U زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
distance between centers U طول دوران
distance line U طناب نگهدارنده ناوها
distance line U طناب تنظیم فاصله
distance man U دونده استقامت
buffer distance U حاشیه امنیت
haul distance U فاصله حمل
anchorage distance U فاصله تکیه گاهی
long-distance U از راه دور
distance light U نورافکن
long-distance U دارای مسافت دور
linear distance U خط هوایی
offset distance U مسافتی که نقطه صفر زمین از مرکز منطقه هدف دورباشد
offset distance U فاصله برون محوری
long-distance U با شعاع عمل زیاد طولانی
air distance U مسافت هوایی
air distance U مسافت طی شده به وسیله هواپیما
hyperfocal distance U مسافت بین عدسی دوربین تانزدیکترین اشیاء میدان تصویردوربین وقتی که دوربین روی فاصله بینهایت تنظیم شود
image distance U عرض تصویر
photo distance U مسافت اندازه گیری شده ازعکس هوایی مسافت روی عکس
hyperfocal distance U نزدیک ترین فاصلهای که ازانجا میتوان عکس برداری واضح وروشن نمود
internuclear distance U فاصله بین هستهای
interocular distance U فاصله بین عدسیهای یک وسیله دیدبانی یا بین دوچشم
to distance [dissociate] oneself from U دوری [قطع همکاری] کردن از
half-distance line U خطنیمفاصله
overtaking sight distance U مسافت دید برای سبقت گرفتن
direct distance dialing U شماره گیری فاصله مستقیم
critical anode distance U فاصله بحرانی اندی
overtaking sight distance U فاصله دیدپیش افتی
overtaking sight distance U فاصله دیدبرای پیشدستی
overtaking sight distance U طول دید
social distance scale U مقیاس فاصله اجتماعی
stopping sight distance U فاصله دید برای ایست
total stopping distance U طول ایست کامل
hole center distance U فاصله مرکز سوراخ
vehicle stopping distance U مسافت ایست وسیله نقلیه مسافت ایست خودرو
economic haul distance U فاصله اقتصادی حمل
middle distance race U دو نیمه استقامت 008 تا0051 متر
limited distance modem U وسیله ارسال داده با محدوده کوتاه که داده دیجیتال خاص را ارسال میکند و نه به صورت تقسیم شده
long distance cable U کابل ارتباطی
long distance line U خط ارتباطی
fixed distance marking U خطمقطعثابت
distance vector protocols U اطلاعات در مورد مسیرهای مختلف شبکه گسترده که توسط rowter برای یافتن کوتاهترین و سریع ترین مسیر ارسال اطلاعات به کارمی رود
telephone modal distance U مسافت مکالمه تلفنی
The bus stop is no distance at all . U ایستگاه اتوبوس فاصله زیادی با اینجا ندارد
long distance reception U دریافت دور
long distance supply U تغذیه مسافت دور
stopping sight distance U فاصله دید ایست
bogardus social distance scale U مقیاس فاصله اجتماعی بوگاردوس
Give me those old cars any day . I miss those old cars . U قربان آن اتو مبیل های قدیمی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com