Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 182 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
intermediate points
U
جهات میانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
intermediate
U
مجموعه رکوردهایی که حاوی دادههای پردازش شده هستند که در زمان دیگری برای تکمیل کار استفاده می شوند
intermediate
U
فضای حافظه که زمان دستیابی بین حافظه اصلی و سیستم مبتنی بر دیسک دارد
intermediate
U
طبقه میانی
intermediate
U
عضو میانی
intermediate
U
میانین
intermediate
U
میانجی
intermediate
U
واسطه
intermediate
U
در میان واقع شونده
intermediate
U
میانه
intermediate
U
درمیان اینده مداخله کننده
intermediate
U
متوسط
intermediate
U
router یا وسیله دیگری که شبکه یا کاربر را به اینترنت وصل میکند
intermediate
U
کد یک کامپیوتر یا اسمبلر در حین ترجمه کد سطح بالا به کد ماشین
intermediate
U
پروتکل OSI که امکان انتقال داده بین router ها را فراهم میکند
intermediate
U
فضای موقت حافظه برای موضوعاتی که پردازش می شوند
intermediate
U
آنچه در یک طبقه بین دو طبقه دیگر است
points
U
قطبهای پلاتین
points
U
پلاتین دلکو
at all points
U
درهمه جا
at all points
U
در همه نقاط
intermediate phase
U
فاز میانی
intermediate grid
U
شبکه کمکی
intermediate plate
U
صفحه میانی
intermediate product
U
محصول واسطه
intermediate pressure
U
فشار متوسط
intermediate band
U
باند میانی
intermediate range
U
با شعاع عمل متوسط شعاع عمل متوسط
intermediate range
U
سلاح برد متوسط
intermediate product
U
فراورده واسطه
intermediate coupling
U
پیوست واسطه
intermediate product
U
محصول نیم ساخته
intermediate oscillation
U
نوسان میانی
intermediate office
U
مرکز میانی
intermediate area
U
منطقه واسطه دیدبانی رادار منطقهای به عمق 2 تا 01هزار متر در جلوی لشگر
intermediate complex
U
کمپلکس واسطه
intermediate contact
U
کنتاکت میانی
intermediate contact
U
کنتاکت واسطه
intermediate contingency
U
قدرت موتور توربوشفت پایین تر از سطح اضطراری که معمولا برای مدت 03 دقیقه مجاز میباشد
intermediate goods
U
کالاهای واسطهای
intermediate contrast
U
تغایر متوسط
intermediate fuse
U
فیوز میانی
intermediate exchange
U
مرکز
intermediate exchange
U
واسطه
intermediate field
U
میدان میانی
intermediate field
U
میدان واسطه
intermediate frequency
U
فرکانس میانه
intermediate approach
U
مسیر تقرب فرعی
intermediate goods
U
کالاهای واسطه
intermediate objective
U
هدف واسطه
intermediate link
U
حلقه میانی
intermediate layer
U
قشر واسطه
intermediate layer
U
لایه میانی
intermediate lampholder
U
سر پیچ متوسط
intermediate image
U
تصویر میانی
intermediate hurdles
U
مسابقه دو 004 متر با مانع
intermediate hurdler
U
دونده دو 004 متر با مانع
intermediate hurdle
U
مانع متوسط
intermediate grid
U
شبکه واسطه
intermediate amplifier
U
تقویت کننده میانی
intermediate repeater
U
تقویت کننده میانی
intermediate anneal
U
التهاب میانی
intermediate frequency
U
فرکانس میانی
intermediate temperature
U
درجه حرارت متوسط
intermediate contour
U
میزان منحنی واسطه
intermediate zone
U
ناحیه ی میانی
intermediate world
U
عالم برزخ
intermediate transmitter
U
فرستنده میانی
intermediate transmitter
U
فرستنده واسطه
intermediate transformer
U
مبدل یا ترانسفورماتور میانی
intermediate terminal
U
ترمینال میانی
intermediate temperature
U
درجه حرارت میانی
intermediate switch
U
کلید صلیبی
intermediate reaction
U
واکنش واسطه
intermediate scale
U
نقشه مقیاس متوسط
intermediate sight
U
توسط دید عقب و جلو یک نقطه در نقشه برداری
intermediate stock
U
موجودی کالاهای درحال ساخت
intermediate compound
U
ترکیب واسطه
intermediate stock
U
کالاهای نیمه تمام
intermediate storage
U
انباره واسط
intermediate structure
U
ساختمان داخلی
points of order
U
اخطار نظامنامهای
sticking points
U
مرز ناجنبایی
sticking points
U
حدی که پس از آن شخص یا چیز از جا حرکت نمیکند
sticking points
U
نکتهی مورد بحث یا منازعه
sticking points
U
نکتهیاصلی
direction of points
U
جهتیاب
points lever
U
اهرم پلاتینی
points motor
U
موتورپلاتینی
points of sailing
U
نقاطقایقسواری
distance between two points
U
فاصله دو نقطه
[ریاضی]
[فیزیک]
points signal
U
نقاطعلامتدار
To score points.
U
امتیاز آوردن ( ورزش )
To win on points.
U
با امتیاز برنده شدن ( در مسابقات )
sticking points
U
نقطهی عدم تحرک
win on points
U
پیروزی با امتیاز
key points
U
نقاط حساس
key points
U
نقاط مهم
vital points
U
نقاط حساس بدن
lagrangian points
U
نقاط لاگرانژی
loss on points
U
باخت با امتیاز
needle points
U
نوکهای سوزنی
p is nine points of the law
U
تصرف شرط عمده مالکیت است
pressure points
U
نقطههای گیرنده فشار
quadrantal points
U
نقاط یا قطبهای دستگاه جهت یابی هواپیما
quadrantal points
U
جهات فرعی
stadia points
U
تارهای فاصله سنج دردوربینهای چشمی و نقشه برداری
the four cardinal points
U
جهات اربعه
crossing points
U
نقطه تقاطع نقطه تلاقی
points of view
U
نقطه نظر
decimal points
U
ممیز اعشار
decimal points
U
نقطه اعشار
decimal points
U
ممیز اعشاری
decimal points
U
ممیز
points of view
U
دیدگاه
points of view
U
نظریه
crossing points
U
محل برخورد دو خط
crossing points
U
نقطه تلاقی
check-points
U
محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
points of view
U
لحاظ
points of view
U
دید
boiling points
U
نقطه جوش
turning points
U
نقطهای دریک دور تجاری که در ان جهت فعالیتهای اقتصادی عوض میشود
turning points
U
مرحله قاطع نقطه تحول
turning points
U
نقطه برگشت
exclamation points
U
این علامت !
exclamation points
U
علامت تعجب
rallying points
U
محل تجمع برای تجدید قوا محل جمع اوری یکانها یا خودروها
rallying points
U
محل تجمع مجدد
turning points
U
نقطه لولای چرخش
freezing points
U
نقطه انجماد
boiling points
U
عصبانیت
boiling points
U
درجه جوش
boiling points
U
نقطه غلیان
match points
U
اخرین امتیاز
match points
U
اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
freezing points
U
درجه یخ بندان
check-points
U
علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
ignition points
U
پلاتین
design points
U
ترکیب ویژهای از متغیرها که پروسه طراحی براساس ان صورت میگیرد
fourteen points
U
اصول چهارده گانه
fourteen points
U
طرح برنامهای برای صلح که "وودرو ویلسن " رئیس جمهور امریکا در 8 ژانویه 8191 ضمن خطابهای به کنگره امریکا اعلام کرد و درواقع پیامی به کلیه ملل ودول جهان تلقی شد
ignition points
U
پلاتین دلکو
interactional points
U
نقاط تلاقی
interactional points
U
نقاط تماس
intercardinal points
U
جهات فرعی
talking points
U
نکته یا دلیل مهم بحث وگفتگو
turning points
U
نقطه چرخش
contact points
U
نوکهای کنتاکت
awarding of points
U
امتیاز دادن
cardinal points
U
چهار جهت اصلی
cardinal points
U
جهات اصلی
intermediate frequency section
U
مقطع فرکانس میانی
intermediate aperiodic circuit
U
مدار میانی اپریودیک
intermediate frequency sensitivity
U
حساسیت فرکانس میانی
intermediate booster station
U
ایستگاهواسطهایپرفشاربرق
intermediate distribution frame
U
مقسم میانی
intermediate frequency transformer
U
مبدل بسامد واسطه
intermediate frequency transformer
U
مبدل فرکانس میانی
intermediate roll stand
U
مقام نورد میانی
reactive intermediate species
U
گونههای واسطهای واکنش پذیر
intermediate frequency breakdown
U
شکست فرکانس میانی
intermediate frequency stage
U
طبقه ی فرکانس میانی
intermediate frequency amplifier
U
تقویت کننده فرکانس میانی
insulated intermediate layer
U
لایه میانی عایق
intermediate frequency amplification
U
تقویت فرکانس میانی
intermediate power transistor
U
ترانزیستور با قدرت متوسط
intermediate frequency amplifier
U
فزونساز بسامد واسطه
manually-operated points
U
مدیریتدستینقاط
remote-controlled points
U
نقطهکنترلازراهدور
cardinal points effect
U
اثرعمود قرار گرفتن خط امواج رادار به صفحه تصویر زمین
all points addressable graphics
U
نگاره سازی نشان دهی به همه نقاط
all points addressable mode
U
حالت گرافیکی که در آن هر پیکسل جداگانه قابل آدرس دهی است و رنگ و خصوصیات آن تعریف شده اند
cardinal points effect
U
اثر چهار جهت اصلی
bay with black points
U
قره کهر
bay with black points
U
کهر دست وپا مشکی
intermediate frequency tank circuit
U
مدار تانک
intermediate type submarine cable
U
کابل ساحلی
intermediate frequency band filter
U
صافی باند فرکانس میانی
intermediate high voltage line
U
خط فشار متوسط
intermediate frequency tank circuit
U
فرکانس میانی
intermediate range ballistic missile
U
موشک بالستیک میان برد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com