Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 142 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
handling equipment
U
تجهیزات بار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
handling
U
اداره
handling
U
بررسی
handling
U
لمس
handling
U
رسیدگی
handling
U
دستکاری کردن
handling
U
کار کردن با
handling
U
دست به دست کردن
handling
U
خطای دست
handling
U
جابجایی
exception handling
U
استثنا گردانی
data handling
U
داده گردانی
handling bridge
U
پل بار
ship handling
U
مهارت در کار کردن با ناو مانور دادن ناو
care and handling
U
مراقبت و دستکاری وسایل
handling charges
U
هزینههای جابجایی کالا
materials handling
U
جابجایی مواد
special handling
U
ارسال مطبوعات واوراق چاپی بوسیله پست سریع السیر
string handling
U
بکارگیری رشته
file handling
U
پرونده گردانی
handling of goods
U
جابجایی امتعه
error handling
U
به حداقل رساندن احتمال وقوع خطا روش رفع اشکال
ship handling
U
مانور با کشتی
handling of goods
U
جابجایی کالا
claims handling
U
رسیدگی به شکایات
fuel handling sequence
U
سکونساستعمالسوخت
automatic data handling
U
سیستم مبادله خودکاراطلاعات
automatic data handling
U
سیستم کامپیوتری مبادله اطلاعات
stock handling cost
U
هزینه جابجایی موجودی
material handling crane
U
جراثقال انتقال بار
cargo handling at port
U
جابجایی کالا در بندر
rough handling of a thing
U
گذاشت وبرداشت چیزی به تندی چنانکه خراب شودیا اززیبائی ولطافت بیفتد
material handling bridge
U
پل باربری
material handling bridge
U
پل بارگیری
equipment
U
ساز وبرگ
equipment
U
تجهیزات
equipment
U
اثاثه
equipment
U
دستگاه
equipment
U
تجهیزات جنگی وسایل الات و ابزار
equipment
U
ساز و برگ
equipment
U
وسایل مورد نیاز برای کار در یک کارخانه یا شرکت
equipment
U
اثاثیه
equipment
U
لوازم
equipment
U
تجهیز
equipment
U
خطای سخت افزاری و نه نرم افزاری
pool equipment
U
وسایل پارک موتوری
machine equipment
U
تجهیزات ماشین
peripheral equipment
U
تجهیزات جنبی
cryptoancillary equipment
U
وسایل و تجهیزات رمز وسایل تامین ارسال رمز
output equipment
U
تجهیزات خروجی
mechanical equipment
U
تجهیزات مکانیکی
nitriting equipment
U
تجهیزات ازت دهی
honing equipment
U
تجهیزات سنگ زنی
pool equipment
U
وسایل تعمیرگاه
test equipment
U
وسایل ازمایش
test equipment
U
دستگاه ازمایش لامپ
transfer equipment
U
تجهیزات
two way telephone equipment
U
تجهیزات مکالمه متقابل تاسیسات مکالمه تلفنی
x ray equipment
U
تجهیزات اشعه رونتگن
camping equipment
U
لوازم مخصوصاردو
equipment compartment
U
کوپهتجهیزات
equipment lock
U
قفلتجهیزات
telephone equipment
U
دستگاه تلفن
technical equipment
U
تجهیزات فنی
table of equipment
U
جدول ساز و برگ
telephone equipment
U
تجهیزات تلفن
protective equipment
U
تجهیزات حفافتی
radar equipment
U
تجهیزات رادار
sampling equipment
U
دستگاه نمونه گیر
ventilating equipment
U
تجهیزات تهویه
sonic equipment
U
وسایل اوایی
sonic equipment
U
وسایل اوازی
standby equipment
U
تجهیزات جانشینی
equipment rack
U
پایهوسایل
accessory equipment
U
تجهیزات یدکی
auxiliary equipment
U
وسایل یدکی
auxiliary equipment
U
وسائل کمکی
auxiliary equipment
U
تجهیزات جانبی
check out equipment
U
وسایل ازمایشگاهی
check out equipment
U
وسایل بازدید محل
control equipment
U
ابزار نظارت
control equipment
U
ابزار وارسی ابزار پایش
deadlined equipment
U
لوازم و تجهیزات از کار افتاده
auxiliary equipment
U
تجهیزات کمکی
authentication equipment
U
وسایل تعیین نشانی
accessory equipment
U
وسایل یدکی
ancillary equipment
U
تجهیزات اضافی
ancillary equipment
U
وسیلهای که کاری را ساده تر میکند ولی واقعا نیاز نیست
ancillary equipment
U
equipment peripheral
ancillary equipment
U
وسیله جانبی
ancillary equipment
U
تجهیزات جانبی
ancillary equipment
U
تجهیزات پیرامونی
authentication equipment
U
وسایل تعیین معرف
auxiliary equipment
U
وسایل کمکی
electric equipment
U
تجهیزات الکتریکی
equipment logbook
U
دفتر تجهیزات
equipment failure
U
خرابی تجهیزاتی
equipment compatibility
U
همسازی تجهیزاتی
equipment bay
U
محفظه یا جعبهای که تجهیزات الکترونیکی در ان نصب میشود
equipment bag
U
ساک دستی بازیگر
equipment logbook
U
دفترچه خدمتی تجهیزات
equipment reserve
U
ذخیره تجهیزاتی
extra equipment
U
تجهیزات اضافی
extra equipment
U
متعلقات ویژه
garage equipment
U
تجهیزات گاراژ
ground airport equipment
U
تجهیزاتزمینیهواپیما
error of measuring equipment
U
خطای وسیله اندازه گیری
[ریاضی]
I expended all my capital on equipment.
U
تمام سرمایه ام راصرف خرید لوازم کردم
automobile radio equipment
U
رادیوی اتومبیل
technical equipment compartment
U
قسمتوسایلتخصصی
aircraft role equipment
U
تجهیزات لازم برای انجام ماموریت هواپیما
image conversion equipment
U
دستگاه مبدل تصویر
fired process equipment
U
دستگاه خشک کن شعلهای
producer durable equipment
U
تجهیزات با دوام تولیدی
heat treating equipment
U
تاسیسات عملیات حرارتی
airborne intercept equipment
U
وسایل استراق سمع هوابرد
aircraft mission equipment
U
وسایل لازم برای انجام ماموریت هواپیما
induction melting equipment
U
تجهیزات ذوب القائی
digital equipment corporation
U
سازنده انواع سیستمهای مینی کامپیوتر
data terminal equipment
U
تجهیزات ترمینال داده
peripheral equipment operator
U
متصدی تجهیزات جانبی
mobile lubricating equipment
U
تجهیزات روغنکاری متحرک
mold making equipment
U
تجهیزات قالب سازی
paint spraying equipment
U
تجهیزات رنگ پاشی
dust collection equipment
U
وسایل گردگیری
original equipment manufacturer
U
سازنده تجهیزات اصلی
original equipment manufacturer
U
شرکتی که قط عاتی ایجاد میکند با استفاده از قط عات ابتدایی سایر تولیدکنندگان و محصول را برای برنامه خاصی طراحی میکند
data communications equipment
U
تجهیزات ارتباطات داده ها
precision measuring equipment
U
تجهیزات سنجش دقیق
crushing and grinding equipment
U
دستگاههای خرد کننده
t parameter equipment circuit
U
مدار معادل به صورت " T "
concrete vibrating equipment
U
ویبراتور بتن
oil reclamation equipment
U
تجهیزات احیا روغن
emergency brake equipment
U
تجهیزات ترمز اضطراری
mobile equipment pool
U
بنه متحرک افزارهای ویژه درسطح گروهان و گردان ودسته
core blowing equipment
U
تجهیزات دمیدن هسته
high tension bridge equipment
U
دستگاه ازمایش فشار قوی
heating/air conditioning equipment
U
وسائلگرمادهی
heating/air conditioning equipment
U
تهویه
high frequency heating equipment
U
تاسیسات حرارتی فرکانس بالا
table of organization and equipment (toe
U
جدول سازمان و تجهیزات
aviation life support equipment
U
وسایل حفظ جان مسافرین درپرواز سینه بند نجات
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com