Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
four-letter word
U
واژهیچهار حرفی
four-letter word
U
واژهی قبیح
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
word
U
کلمه
word
U
لغت
word
U
لفظ
word
U
گفتار
word
U
واژه سخن
word
U
حرف
word
U
عبارت
word
U
پیغام خبر
word
U
قول
word
U
عهد
word
U
فرمان
word
U
لغات رابکار بردن
word
U
بالغات بیان کردن
word
U
زمان لازم برای ارسال کلمه از یک محل حافظه یا وسیله به دیگری
word
U
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
word
U
کلمات داده ارسالی در امتداد باس موازی یکی پس از دیگری
word
U
طول کلمه کامپیوتری که به صورت تعداد بیتها شمرده میشود
word
U
مشابه 10721
word
U
تعداد کلمات در فایل یا متن
word
U
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
word
U
روش اندازه گیری سرعت چاپگر
word
U
سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد
word
U
موضوع زبان مجزا که با بقیه استفاده میشود تا نوشتار یا سخنی را ایجاد کند که قابل فهم است
word
U
بخشهای داده مختلف در کامپیوتر به شکل گروهی از بیت ها که در یک محل حافظه قرار دارند
word
U
واژه
word perfect
U
یک کلمه پرداز سریع که درچندین نسخه ارائه شده و به کامپیوتر مورد نظر بستگی دارد
word-perfect
U
یک کلمه پرداز سریع که درچندین نسخه ارائه شده و به کامپیوتر مورد نظر بستگی دارد
word processor
U
کلمه پرداز
word processors
U
کلمه پرداز
word play
U
جناس تجنیس جنگ لغتی لغت بازی
word-play
U
جناس تجنیس جنگ لغتی لغت بازی
code word
U
کلمه رمز
code word
U
کلمات رمزی
word blindness
U
واژه کوری
word-blindness
U
واژه کوری
word processing
U
پردازش کلمه
word of mouth
U
کلمات مصطلح
word of mouth
U
صدای کلمه شفاهی
abide by one's word
U
سر قول خود ایستادن
abide by one's word
U
بر قول خود استوار بودن
alphabetic word
U
کلمه الفبایی
as good as one's word
U
خوش قول
at his word
U
بفرمان او
at his word
U
بحرف او
by word of mounth
U
زبانی
by word of mounth
U
شفاها
by word of mouth
U
زبانی
by word of mouth
U
شفاهی
channel command word
U
کلمه فرمان محرا
channel status word
U
کلمه وضعیت مجرا
communicating word processor
U
پردازنده کلمه یا ایستگاه کاری که قادر به ارسال و دریافت داده است
computer word
U
کلمه کامپیوتری
control word
U
کلمه کنترل
cross word
U
جدول معمائی
cross word
U
جدول لغز
cross word puzzle
U
جدول معمایی
data word
U
کلمه داده
data word size
U
اندازه کلمه داده
dedicated word processor
U
کلمه پرداز اختصاصی
double word
U
کلمه مضاعف
exercise code word
U
رمز تمرین
exercise code word
U
رمز عملیات مانور
fixed word length
U
کلمه با طول ثابت
fixed word length computer
U
کامپیوتر با طول کلمه ثابت
full word
U
تمام کلمه
full word
U
کلمه کامل
function word
U
کلمه دستوری
ghost word
U
لغت غیر مستعمل
ghost word
U
کلمه غیرمصطلح
half word
U
نیم کلمه
he is a man of his word
U
گفتاروکردارش یکی است قولش درست است
head word
U
کلمه یاجملهای که در سراغاز فصل یا بخش کتاب نوشته میشود
his bare word
U
قول خشک وخالی او
i came across a word
بکلمه ای برخوردم
in a word
U
خلاصه
in a word
U
خلاصه اینکه مختصرا
in one word
U
خلاصه
in one word
U
خلاصه اینکه مختصرا
in the p sense of the word
U
بمعنی واقعی کلمه
in word and deed
U
درگفتارو عمل
instruction word
U
کلمه دستورالعمل
introductory word
U
کلمهای که در اغازجملهای بکاربرده شودو معنی ویژهای نداشته باشد
keep to one's word
U
سر قول خود بودن
key word
مفتاح
key word in context
U
KWIC
last word
U
حرف اخر
last word
U
اتمام حجت
last word
U
بیان یا رفتار قاطع
loan word
U
واژهای که از زبان دیگری گرفته باشد
loan word
U
لغت اقتباسی
machine word
U
کلمه ماشین
memory word
U
کلمه حافظه
microsoft word
U
یک برنامه پردازش کلمه که توسط شرکت microsoft به وجود امده است مایکروسافت ورد
mum's the word
U
این سخن فاش کردنی نیست این حرف را باید پنهان داشت
nonce word
U
واژهای که به تقاضای یک موقع ویژه بسازند
not a word of it was right
U
یک کلمه انهم درست بود
numeric word
U
کلمه عددی
one word sentence
U
جمله تک واژهای
poetaster is pejorative word
U
شاعرک واژه ایست که برای تحقیر شاعر بکار میرود
procedure word
U
کلماتی که قبل از شروع مکالمه مخابره می شوند
Other Matches
to insert a letter in a word
U
حرفی را در میان واژهای جادادن
His word is his bond. HE is a man of his word.
U
حرفش حرف است
He is a man of his word . He is as good as his word .
U
قولش قول است
Get the letter to him . Have the letter handed to him.
U
نامه را بدستش برسان
i wrote letter a letter
U
هی کاغذ نوشتم
i wrote letter a letter
U
چندین کاغذ پشت سرهم نوشتم
Read out the letter. Read the letter aloud.
U
نامه را بلند بخوان
letter
U
معرفی نامه
letter no
U
نامه شماره 5
letter
U
نوشته
letter of a
U
اگاهی نامه
letter of a
U
اطلاع نامه
letter
U
حروف ارسالی به چندین آدرس با نام بدون تغییر در متن
to the letter
U
طابق النعل بالنعل
letter
U
باحروف نوشتن باحروف علامت گذاشتن اجازه دهنده
d. letter
U
حرفی که درسالنامه دلالت برروز یک شنبه میکند
letter
U
حرف الفباء
letter
U
نویسه
letter
U
نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا..
letter
U
اثارادبی
letter
U
کاغذ ادبیات
letter
U
سند
letter
U
نامه
letter
U
حرف چاپی
letter
U
حرف
letter
U
مراسله
letter
U
معرفت دانش
to the letter
<adv.>
U
نکته به نکته
to the letter
<adv.>
U
مو به مو
letter for letter
<adv.>
U
نکته به نکته
letter for letter
<adv.>
U
کلمه به کلمه
to a. letter
U
روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
letter for letter
<adv.>
U
مو به مو
to the letter
<adv.>
U
کلمه به کلمه
to a. letter
U
فرستادن
to the letter
<idiom>
U
طبق قانون
letter of credit
U
برگه اعتبار
letter of credence
U
اعتبارنامه
letter of credit
U
اعتبار اسنادی
letter of attorney
U
نیرو
letter of attorney
U
وکیل
letter of agreement
U
موافقتنامه
letter of advice
آگهی
letter of admission
U
اقرارنامه
letter of attorney
U
مدعی
letter of attrney
U
وکالتنامه
letter of credence
U
credence
letter missive
U
امریه
letter of credit
U
اعتبارنامه
letter of credit
U
ورقه اعتبار
letter of credit
U
اعتبار نامه بانکی
letter carrier
U
نامه رسان پستچی
letter book
U
کتاب رونوشت
letter-bomb
U
بمب نامهای
letter book
U
رونوشت نامه
under cover of letter no
U
ضمن نامه شماره
with reference to letter no
U
با اشاره بنامه شماره ....عطف بنامه .......نسبت بنامه ......
chain letter
U
نامهی زنجیری
four-letter words
U
واژهیچهار حرفی
four-letter words
U
واژهی قبیح
in letter and in spirit
U
از حیث نص و معنی هردو
in letter and in spirit
U
لفظاومعنا
letter balance
U
ترازوی نامه کشی
letter box
U
صندوق پست
letter missive
U
اجازه نامه ابلاغیه
letter missive
U
امر نامه
letter head
U
کاغذیکه نشان چاپی دارد
letter head
U
سر کاغذ
letter founder
U
حروف ریز
letter de chancellerie
U
نامهای است که در مناسبات مهم جهانی مورد استفاده قرار می گیرد
letter de chancellerie
U
نامه رسمی
letter carrier
U
چاپار
letter card
U
کاغذ پستی تا شده که لبههای چسب دارانرابهم چسبانده به پست میدهند
letter drop
U
صندوق پست
in letter and in spirit
U
ئر لفظ و در معنی
send a letter
U
نامهای بفرستید
the letter of the law
U
عبارت قانون
the letter of the law
U
نص یا لفظ شریعت
the original letter
U
عین نامه
omission of a letter
U
انداختن یا حذف یک حرف
nundinal letter
U
حرفی برای نامیدن هریک ازهشت روز بازار بکار میرفت
near letter quality
U
خروجی چاپ شده توسط چاپگرهای نقطه ماتریسی که به اندازه خروجی چاپگرهای با کیفیت حروف عالی خوانانمیباشد
to readdress a letter
U
عنوان نامهای را عوض کردن
letter writing
U
نامه نگاری
letter writer
U
کاغذ نویس
letter writer
U
نامه نویس
letter writer
U
نامه نگاری
the letter of the law
U
لفظ یا نص قانون
recredential letter
U
recredential
red letter
U
با حروف قرمز
sea letter
U
سند بیطرفی کشتی
send a letter
U
کاغذ بدهید
scarlet letter
U
حرف A برنگ سرخ که روی سینه زناکاران نصب میشده
small letter
U
حرف ریز
take this letter to the post
U
این نامه راببرید به پستخانه
repetitive letter
U
نوشته شده است
repetitive letter
U
یات آدرس
the letter is urgent
U
نامه فوری است
registered letter
U
نامه سفارشی
referring to your letter of
U
با اشاره بنامه .......عطف بنامه ....... راجع بنامه .......
red letter
U
مربوط به روزهای تعطیل و اعیاد مخصوص ایام خوشحالی فراموش نشدنی
letter writer
U
کتاب
letter weight
U
کاغذ نگاه دار
letter of recommendation
U
سفارش نامه
letter of recall
U
نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
letter of marque
U
پروانه دستگیر کردن کشتی بازرگانی دشمن و غارت کردن اتباع ایشان
letter of invitation
U
رقعه دعوت
letter of invitation
U
دعوت نامه
letter of introduction
U
معرفی نامه
letter of intent
U
تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
letter of instruction
U
دستورالعمل انجام کار
letter of indemnity
U
غرامت نامه
letter of indemnity
U
ضمانت نامه
letter of even date
U
نامه همین تاریخ
letter of recommendation
U
توصیه نامه
letter paper
U
کاغذ نویسی
letter perfect
U
کلمه بکلمه
letter testamentary
U
تصدیق انحصار وراثت
letter shift
U
مبدله حروف
letter sheet
U
نامه تمبردار پستی
letter quality
U
کیفیت حرفی
letter quality
U
چاپ با کیفیت خوب
letter quality
U
کیفیت حرف
letter press
U
نوشته وابسته به عکسها
letter press
U
مواد چاپی
letter perfect
U
از بر
letter perfect
U
کاملاوارد
letter perfect
U
جزء بجزء
letter of d ult
U
مامه سوم ماه گذشته
circular letter
U
نامه اداری
adverting to letter
U
عطف بنامه
Has a letter arrived for me?
U
آیا برای من نامه ای رسیده است؟
open letter
U
نامه سر گشاده
letter lock
U
قفل حروفی
covering letter
U
نامه توضیحی
covering letter
U
نامه یایادداشتی که همراه اسنادفرستاده میشود و در ان دلیل ارسال اسناد و مطالب دیگر درج میگردد
covering letter
U
نامه پوششی
air letter
U
نامهء هوایی
air letter
U
نامهء مخصوص پست هوایی
an open letter
U
نامهای که بوسیله روزنامه به کسی عنوان شود
circular letter
U
بخشنامه اداری
capital letter
U
حرف بزرگ
form letter
U
فرم نامه
block letter
U
حروف درشت وسیاه نوعی حروف بدون زیر وزبر
block letter
U
چاپ نوعی حروف چوبی وبزرگ
blind letter
U
نامهای که نام ونشان روشن ندارد
black letter
U
حرف سیاه
back letter
U
گواهی تضمین
love letter
U
نامه عاشقانه
letter of attorney
U
وکالت نامه
letter of dismissal
U
ترک
letter of dismissal
U
متارکه
letter of dismissal
U
رها سازی
letter of dismissal
U
خاتمه
letter of dismissal
U
انقضا
letter of dismissal
U
الغا
letter of dismissal
U
بطلان
I read through the letter.
U
من این نامه را کاملا میخوانم.
letter of attorney
U
اختیار نامه
letter of attorney
U
اجازه نامه
to kern a letter
U
فاصله دخشه ای را با کاهش منظم کردن
letter of reference
U
معرفی نامه
letter of reference
U
توصیه نامه
letter of dismissal
U
انفصال
computer letter
U
حرف کامپیوتری
I have just received your letter.
U
کاغذت تازه به دستم رسیده است
letter scale
U
مقیاسنامهها
To mail a letter.
U
نامه ای رابه پست انداختن
i am in receipt of your letter
U
نامه شما به من رسید
curled letter
U
کاهوی پیچ
The letter is addressed to you .
U
نامه بعنوان شما نوشته شده است
dead letter
U
قانون منسوخ
dead letter
U
نامه غیر قابل توزیع
The letter is in his own handwriting .
U
نامه بخط خودش است
i am in receipt of your letter
U
نامه شما واصل گردید
This letter has been tampered with .
U
در این نامه دست برده شده
drop letter
U
نامه پست شهری
I had a letter from my father .
U
از پدرم کاغذ داشتم
He signed with the letter
U
امضاء با حرف او
letter opener
U
سرنامهبازکن
action letter
U
فرم بازرسی ویژه در ردههای بالا
The letter is well typed .
U
نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
Letter of recommendation.
U
توصیه نامه
letter-bombs
U
بمب نامهای
letter-box company
U
شرکتی
[درپناهگاه مالیاتی]
که تنها صندوق پستی دارد
round robin (letter)
<idiom>
U
نامهای که دست جمعی نوشته شود (هرگوشه آن بوسیله شخصی)
personalized form letter
U
فرم شخصی
printnow letter.doc
U
DOS یا 2/OS به جای علامت 1% نام فایلی را که تایپ شده است قرار میدهدو DOC.LETTER را روی چاپگر چاپ میکند
revocable letter of credit
U
اعتبارقابل فسخ
letter quality printing
U
خصوصیت برخی چاپگرهای matria-dot که حروف با کیفیت یکسان با ماشین تایپ را با نقاط بسیار نزدیک به هم تامین میکند
In response (reply) to your letter.
U
در جواب نامه تان
foreign letter paper
U
کاغذ چاپاری نازک
irrevocable letter of credit
U
اعتبار اسنادی غیرقابل برگشت
unconfirmed letter of credit
U
اعتبار اسنادی تایید نشده
to date a letter forward
U
کاغذی راتاریخ عقب ترگذاشتن
revocable letter of credit
U
اعتبار قابل برگشت
Did you carry (deliver) the letter ?
U
نامه را بردی یا نه ؟
letter quality printing
U
چاپ با چاپگر matrix-dot که نوشتار با کیفیت بهتر دارد به خوبی ماشین تایپ با افزایش فاصله بین نقاط
letter quality printer
U
چاپگرکیفیت حروف
letter quality printer
U
چاپگر با کیفیت حروف خوب چاپگر با کیفیت عالی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com