Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 155 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
continuous extraction apparatus
U
دستگاه استخراج پیوسته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
extraction
U
عصاره گیری
extraction
U
تقطیر کشش
extraction
U
اقتباس اصل
extraction
U
ریشه
extraction
U
بیرون کشیدن
extraction
U
خارج کردن
extraction
U
عصاره
extraction
U
اصل ونسب
extraction
U
استخراج
extraction
U
خلاصه
extraction
U
مستخرجه از
extraction
U
عمل اخراج در عمل سلاح
feature extraction
U
استخراج خصیصه
gravity extraction
U
بیرون ریختن یا پرتاب بار ازهواپیما با استفاده از سقوط ازاد
extraction solvent
U
حلال استخراج کننده
oxygen extraction
U
جذب اکسیژن
silver extraction
U
استخراج نقره
air extraction
U
پرتاب بار
air extraction
U
پرتاب بار از هواپیما
acid extraction
U
استخراج اسیدی
extraction zone
U
منطقه پرتاب بار
water extraction
U
آبگیری
[پس از شستشو]
copper extraction
U
برون کشیدن مس
copper extraction
U
استخراج مس
extraction of bitumen
U
استخراج قیر
extraction of copper
U
استخراج مس
extraction parchute
U
چتر پرتاب باز
extraction parchute
U
چتر بارریزی از هواپیما
extraction point
U
محل استخراج
extraction thimble
U
انگشتانه استخراج
water extraction
U
آبکشی
solvent extraction unit
U
واحداستخراجحلال
apparatus
U
لوازم
apparatus
U
اسباب و وسایل ژیمناستیک
apparatus
U
ماشین
apparatus
U
الت دستگاه
apparatus
U
جهاز
apparatus
U
دستگاه
apparatus
U
شعبه حزب
apparatus
U
اپارات
apparatus
U
شعبه
apparatus
U
شعبه زیرزمینی و مخفی فعال دستگاه وسیله
apparatus
U
اسباب
practical extraction and report language
U
زبان برنامه نویسی مفسر
practical extraction and report language
U
برای توید متنهای CGI که می توانند فرم هایی را پردازش کنند یا روی وب سرور برای بهبود وب سایت توابعی انجام دهند
gasifying apparatus
U
دستگاه تبخیر
gasifying apparatus
U
کاربراتور
frame of an apparatus
U
شاسی
telegraph apparatus
U
دستگاه تلگراف
smoking-apparatus
U
ماشیندودزا
throwing apparatus
U
لوازم پرتاب
apparatus
[machinery]
U
سازمان
[سازمان اداری ]
electric apparatus
U
دستگاه الکتریکی
receiving apparatus
U
وسیله برقی
Golgi apparatus
U
دستگاهگلژی
breating apparatus
U
دستگاه دم زدن
breating apparatus
U
دستگاه تنفس
absorption apparatus
U
دستگاه جذب
setting up apparatus
U
دستگاه سوار کردن
psychic apparatus
U
دستگاه روانی
x ray apparatus
U
دستگاه رونتگن
orsat apparatus
U
دستگاه رسا
diving apparatus
U
تختهپرش
mental apparatus
U
دستگاه ذهن
measuring apparatus
U
دستگاه اندازه گیری
high tension apparatus
U
دستگاه فشار قوی
error of measuring apparatus
U
خطای وسیله اندازه گیری
[ریاضی]
insulation testing apparatus
U
عایق سنج
horse
[gymnastics apparatus]
U
خرک حلقه
[دستگاه ژیمناستیک]
strain test apparatus
U
دستگاه ازمون دگروشی
self-contained breathing apparatus
U
اسبابتنفسی
printing receiving apparatus
U
دستگاه گیرنده ثبات
insulation testing apparatus
U
دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
electrical scoring apparatus
U
دستگاهامتیازبندیبرقی
induction heating apparatus
U
شوفاژ القائی
fault localization apparatus
U
دستگاه تعیین کننده محل خطا
abderthalden drying apparatus
U
دستگاه خشک کن ابدرهالدن
disruptive voltage measuring apparatus
U
دستگاه اندازه گیری ولتاژشکست
continuous
U
پیوسته
continuous
U
قطعهای پایان ناپذیر از نوار ضبط
continuous
U
وسیلهای که مرتب به چاپگر کار می فرستد
continuous
U
ارسال داده سریع که در آن کلمات داده همزمان نیستند ولی به سرعت پشت سرهم می آیند
continuous
U
بدون پایان یابدون قط عی
continuous
U
آنچه بدون توقف ادامه یابد
continuous
U
سیگنال آنالوگ که پیاپی تغییر میکند
continuous
U
مداوم
continuous
U
متوالی
continuous
U
متصل
continuous
U
کاغذهای با طول زیاد که در چاپگر استفاده می شوند
continuous distributions
U
توزیع پیوسته
continuous duty
U
کار پیوسته
continuous duty
U
کار مداوم یکنواخت
continuous data
U
دادههای متوالی
continuous spectrum
U
طیف نشری
continuous error
U
خطای پیوسته
continuous error
U
خطای متوالی
continuous fire
U
اتش مداوم
continuous fire
U
اتش پایدار
continuous flow
U
جریان با دبی ثابت
continuous form
U
ورقه پیوسته
continuous data
U
دادههای پیوسته
continuous current
U
جریان یکنواخت
continuous function
U
تابع پیوسته
[ریاضی]
continuous snow
U
بارشبرفدائمی
continuous rain
بارش باران دائمی
continuous drizzle
U
بارشبارانملائم
continuous beam
U
تیر یکسره
continuous beam
U
تیر چند دهانه تیر سراسری
continuous beam
U
تیر ممتد
continuous beam
U
تیرچند پایه
continuous climbing
U
صعود طبیعی
continuous phase
U
فاز پیوسته
continuous rating
U
کار پیوسته اسمی
continuous tone
U
اهنگ پیوسته
continuous tone
U
نقطههای متفاوت
continuous time
U
با پیوستگی زمانی
continuous spectrum
U
طیف پیوسته
continuous paper
U
کاغذ پیوسته
continuous spectrum
U
طیف انفصالی
continuous scrolling
U
حرکت پیوسته
continuous reinforcement
U
تقویت پیاپی
continuous reinforcecement
U
ارماتور ممتد
continuous processor
U
دستگاه چاپ متوالی عکس چاپ کننده مداوم عکس
continuous processing
U
پردازش پیوسته
continuous process
U
فرایند پیوسته
continuous tone
U
ته رنگ پیوسته
continuous variable
U
متغیر پیوسته
continuous levelling
U
تراز یابی پیوسته
continuous inventory
U
موجودی مستمر
continuous illumination
U
روشنایی پایدار منطقه رزم
continuous illumination
U
روشنایی مداوم
continuous grading
U
دانه بندی یکسره
continuous grading
U
دانه بندی پیوسته
continuous function
U
تابع پیوسته
continuous window
U
پنجره سراسری
continuous wave
U
امواج الکترومگنتیک که بدون فاصله تکرار میشوند ومعمولا دارای دامنه و طول موج و فرکانس ثابت میباشند
continuous wave
U
موج پایدار
continuous forms
U
فرم های پیوسته
continuous forms
U
ورقههای پیوسته
continuous adjustable transformer
U
مبدل تنظیم پذیر
continuous flow analyser
U
تجزیه گر جریان پیوسته
continuous traffic line
U
خط پیوسته امد و شد
continuous packing column
U
ستون پر شده پیوسته
continuous traffic line
U
خط پر امد و شد
continuous tone image
U
تصویر تشکیل شده از ترکیبات نواحی مجزا
continuous background radiation
U
تابش زمینهای پیوسته
continuous strip photography
U
عکاسی به طریق نوار مداوم عکسبرداری هوایی با نوارمداوم
continuous strip imagery
U
عکاسی متوالی از یک نوارزمین عکاسی مداوم از یک نوار
continuous strip camera
U
دوربین عکسبرداری به طریق نوار مداوم
continuous stock taking
U
رسیدگی مستمر موجودی
continuous stock taking
U
موجودی گیری مستمر انبارگردانی مستمر
continuous stock control
U
کنترل مستمر موجودی
continuous deep beam
U
تیر تیغه یکسره
continuous flow oxygen system
U
سیستم اکسیژنی که در ان جریان اکسیژن به صورت پیوسته میباشد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com