Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 128 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
constituent assembly
U
مجلس موسسان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
constituent
U
جزء
constituent
U
سازا
constituent
U
جزء ترکیب کننده
constituent
U
مولفه
constituent
U
سازنده
constituent
U
انتخاب کننده موکل
constituent
U
جزء اصلی
constituent
U
عضو مجلس موسسان
constituent
U
جزء متشکله
constituent
U
سازه تشکیل دهنده
constituent
U
ماده متشکله
constituent
U
جزء تشکیل دهنده
hardening constituent
U
جزء سخت گردانی
minor constituent
U
عنصر فرعی
minor constituent
U
عنصر جزئی
alloying constituent
U
ترکیب کننده الیاژ
constituent company
U
شرکت وابسته به شرکت یاشرکتهای دیگر
structual constituent
U
جزء تشکیل دهنده ساختمانی
constituent elements of crime
U
عناصر متشکله جرم
assembly
U
نشانه هایی که برای نمایش دستورات کد ماشین در برنامه اسمبلی به کار می روند
assembly
U
کارخانهای که واحدهای آن از قط عاتی از کارخانه هایی دیگر و در کنار هم جمع شده اند
assembly
U
تعدادی دستورات کد اسمبلی که یک کار را تشکیل می دهند
assembly
U
گردایش
assembly
U
نصب ساخت
assembly
U
نمایش یک برنامه اسمبلی که به ترتیب مکانهای حافظه مرتب شده است
assembly
U
1-زمانی که طول می کشد تا برنامه اسمبلی یک برنامه را ترجمه کند. 2-زمانی که اسمبلر برنامه را از زبان اسمبلی به کد ماشین تبدیل میکند
assembly
U
زبان برنامه سازی ای که اطلاعاتی که به زبان ماشین تبدیل می کنند
assembly
U
قرار دادن یک موضوع از بخشهای مختلف در کنار هم
assembly
U
تبدیل برنامه به کد ماشین
assembly
U
اسمبلی گردهمایی
assembly
U
هیئت قانون گذاری
assembly
U
شیپور جمع
assembly
U
همگذاری
assembly
U
مجمع
assembly
U
اجتماع انجمن
assembly
U
مجلس
assembly
U
گروه
assembly
U
تجمع
assembly
U
مجمع نشست
assembly
U
نقطه الحاق هوایی
assembly
U
تولید
assembly
U
مونتاژ
assembly
U
مجموعه یک واحد کامل ازچندین قطعه
assembly
U
محل بسیج افراد احتیاط
assembly
U
شیپور خاموشی دستگاه مرکب
assembly
U
بستن و سوار کردن قطعات اسلحه اجتماع یکانها
assembly
U
محفل
general assembly
U
مجلس عوام
general assembly
U
مجمع عمومی
guard assembly
U
محفظه
guard assembly
U
الات محافظ روپوش جنگ افزار مجموعه روپوش
needle assembly
U
مجمعسوزنی
house of assembly
U
مجلس درجه دوم قانون گذاری
house of assembly
U
مجلس ایالتی
gear assembly
U
مجموعه چرخ دنده ها
final assembly
U
نصب نهایی
final assembly
U
مونتاژ نهایی
duplexing assembly
U
دستگاه دو راهه
critical assembly
U
ترتیب بحرانی
consultative assembly
U
مجلس شورا
spout assembly
U
سرشیرآب
tail assembly
U
قسمتهایدم
consmtituent assembly
U
مجلس موسسان
instruction for assembly
U
مقررات نصب
legislative assembly
U
مجلس قانونگذاری
legislative assembly
U
مجلس شورای ملی
paragraph assembly
U
جمع اوری پاراگراف
pre assembly
U
نصب اولیه
ready for assembly
U
اماده جهت نصب
riotous assembly
U
اجتماع و مواضعه اشوبگرانه
unit assembly
U
یک قسمت مجزا و مستقل از یک دستگاه یا وسیله
unlawful assembly
U
مجمع غیر قانونی
unlawful assembly
U
در CL سه نفر یا بیشتر را گویند که به قصد ارتکاب اعمالی که مخل اسایش و امنیت جامعه است گرد هم ایند
unlawful assembly
U
تجمع غیر قانونی
ball assembly
U
توپمجمع
national assembly
U
مجلس ملی
bridge assembly
U
برآمدگیسیمها
bridle assembly
U
کنترلوزنه
major assembly
U
قسمت عمده دستگاه
major assembly
U
قطعه عمده
legislative assembly
U
هیات مقننه
unit assembly
U
یک قطعه مجزا
assembly program
U
برنامه همگذاری
assembly language
U
زبان اسمبلی
assembly language
U
زبان همگذاری
assembly instrudactions
U
مقررات یا دستورات نصب
assembly bench
U
میز مونتاژ
assembly area
U
منطقه تجمع
assembly area
U
گمگاه
assembly lines
U
تیمار خط
assembly lines
U
دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
assembly lines
U
خط مونتاژ
assembly lines
U
خط کلی
assembly line
U
تیمار خط
assembly fixture
U
تجهیزات مونتاژ
assembly list
U
سیاهه همگذاری
assembly listing
U
صورت برداری همگذاری لیست اسمبلی
assembly shop
U
کارگاه مونتاژ
assembly tools
U
ابزار مونتاژ
assembly line
U
دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
assembly line
U
خط کلی
assembly line
U
خط مونتاژ
cable assembly
U
مجموعه کابل و پیچ مجموعه کابل
cable assembly
U
کابل
cell assembly
U
مجتمع یاختهای
assembly program
U
برنامه اسمبلی
assembly of notables
U
مجلس بزرگان یا اعیان پارلمانی موقتی
assembly order
U
دستور مونتاژ وسایل
assembly order
U
دستورتعمیر دستور جمع شدن درنقطه تجمع
assembly lines
U
خط تولید
assembly line
U
خط تولید
assembly program
U
assembler
interchangeable end assembly
U
مجمعانتهاییمتحرک
convoy assembly port
U
بندر محل تجمع کاروان دریایی
outline assembly drawing
U
نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
convoy assembly port
U
بندر محل تجمع ستون موتوری
clandestine assembly area
U
منطقه تجمع قوای زیرزمینی منطقه تجمع نیروی پنهانی
legislative body or assembly
U
هیئت مققنه
assembly language instruction
U
دستورالعمل زبان اسمبلی
membership of legislative assembly
U
عضویت مجلس مقننه
national consulative assembly
U
مجلس شورای ملی
the national consultative assembly
U
مجلس شورای ملی
object assembly test
U
ازمون الحاق قطعات
assembly order control number
U
شماره کنترل دستور کارتعمیر
assembly order control number
U
شماره کنترل تعمیراتی
basic unit assembly group
U
گروه ساختمانی
breechblock operating lever assembly
U
سطحبازکنندهگلنگدنتفنگ
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com