English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 70 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
components of displacement U مولفههای تغییر مکان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
components U عنصر
components U قطعه
components U جزء ساختمانی
components U عضو قسمت
components U جزء سازنده
components U خطای ناشی از یک وسیله مشکل دار ونه برنامه نویس نادرست
components U تعداد اعضای الکترونیکی در واحد مسافت در روی یک PCB
components U 1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
components U همنه
components U اجزاء
components U ترکیب کننده
components U ترکیب دهنده
components U جزء
components U مولفه
components U قسمت
components U عضو
components U اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components U مولفه بردار
components U سازنده
components U جزء در شیمی
components U سازا
components U جسمهای ترکیب کننده
components U همنهند
system components U اجزادستگاه
electronic components U اجزاء الکترونیکی
microcomputer components U مولفههای ریزکامپیوتر
reserve components U قسمتهای احتیاط ارتش
displacement U اختلاف مکان تغییر مکان
displacement U امنیت در آدرس اندیس دار
displacement U جابجا شدن
displacement U جابجایی
displacement U جابجاشدگی تغییر مکان
displacement U جانشین سازی
displacement U جابجا کردن
displacement U جابجا شدن جابجایی تغییر مکان
displacement U انتقال
displacement U تغییر موضع
displacement U تغییر مکان
displacement U جابه جایی
principal components method U روش مولفههای اصلی
displacement current U جریان جابجایی
image displacement U اشتباه تصویر یا خطای تصویربرداری دستگاه
image displacement U تغییر یا جابجایی تصویرتلویزیون
magnatic displacement U تغییر مغناطیسی
angular displacement U جابجایی زاویهای
phase displacement U اختلاف فاز
piston displacement U تغییر مکان پیستون
echeloned displacement U تغییر مکان رده برده
angular displacement U اختلاف زاویهای
water displacement U زهکشی کردن
water displacement U زهکشی سیستم زهکشی مهمات نوعی روش پر کردن خرج فسفرسفید در داخل گلوله
gun displacement U جابجایی توپها گسترش توپها
gun displacement U تصحیح جای توپ
field displacement U جابجایی میدان
displacement hull U قسمتی از بدنه قایق که در اب می ماند
displacement of affect U جابه جایی عاطفه
displacement pump U تلمبه حجمی
displacement reaction U واکنش جانشینی
displacement titration U تیتر کردن جانشینی
current displacement U تغییر جریان
drive displacement U جابه جایی سائق
echeloned displacement U تغییرموضع رده برده
bimolecular displacement U جابجایی دو مولکولی
displacement ton U تن جابجایی
output per unit of displacement U توان در واحد تغییر مکان
output per unit of displacement U توان در واحد جابجایی
constant displacement pump U پمپی با خروجی ثابت که درهر دور گردش مقدار ثابتی سیال جابجا میکند و مقدارجریان تنها بستگی به سرعت گردش ان دارد
inductive displacement pick up U پیک اپ القائی
variable displacement pump U پمپ سیالی که برونده ان درطیف وسیعی با ثابت ماندن سرعت چرخش تغییر میکند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com